سومین جلسه از دوره چهل و پنجم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی ستارخان ویژه مسافران و همسفران به استادی راهنمای محترم مسافر فرشید و نگهبانی مسافر امیرحسین و دبیری مسافر امیرمسعود، با دستورجلسه "هفته راهنمایان( DST ، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش،موسیقی )" شنبه 25 بهمن۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان فرشید هستم یک مسافر. خداوند را سپاس گذارم مجدد این جایگاه را تجربه میکنم تا بتوانم آموزش بگیرم و خدمت کنم. هفته راهنما را بهتمامی راهنمایان کنگره60 اعم از مسفران، همسفران آقا و خانم تبریک عرض میکنم. به اولین راهنما کنگره60، بنیانگذار کنگره60 به جناب آقای مهندس دژاکام و به معمار جهانبینی جناب آقای دکتر امین دژاکام و خانم آنی بزرگ تبریک عرض مینمایم. امروزمیخواهم در جایگاه رهجو مشارکت کنم، روز اولی که وارد کنگره60 شدم، راهنمای محترم تازه واردین آقای فریدون طاهری که مرا با آغوشی باز پذیرفتند. جناب آقای محمد احمدی امروز نیستید و من همیشه سپاس گذار زحمات ایشان هستم، آقای بهمن سبحانی فر همیشه ممنون شما هستم.

راهنما درست است که از دو کلمه راه و نما تشکیلشده کسی که راه را نشان میدهد ولی در کنگره راهنما خیلی عمیقتر از این حرفها میباشد، راهنما مظهر گذشت، بردباری، پایداری و... است. جز اینکه خداوند در قرآن میفرماید اگر انسانی، کسی را از مرگ برهاند و کسی را زنده بدارد انگار تمام انسان هارا زنده نگهداشته است. بنده بهعنوان مصرفکننده شیشه 200درجه زیر صفر بودم که وارد کنگره60 شدم و در حال حاضر با فرشید 6 سال پیش کاملاً تفاوت دارم، این حاصل تلاش تمامی راهنمایان کنگره است. از مرزبانها، راهنمایان و ایجنت ها سپاسگزار و قدردان تمام زحماتشان هستم. بنده بیش از 30 سال در کلاس درس حضور داشتم ولی راهنما با معلم بسیار متفاوت میباشد، در معلمی به ما میآموزند، علی ابن ابیطالب میفرمایند: کسی به منجملهای بیاموزد، من بنده او هستم. ولی در راهنمایی، در حقیقت معلم انسانهای بحرانزده هستیم. دانش آموزان بحرانی ندارند و تنها بحرانشان فقط بیدار شدن صبح میباشد ولی یک رهجو با سالها تخریب به امیدی وارد جلسات میشود. وظایف یک راهنما قابلگفتن و لمس نیست که بخواهم بشمارم.
.jpg)
اگر بخواهم ستون کنگره را بهصورت مثلث بگویم یک ضلع رهایی میباشد، رهایی یعنی کسی که خودش طعم رهایی را چشیده باشد و میخواهد این شربت گوارا برای تمام رهجوها میسر باشد، ضلع دوم علم و دانش است، یعنی یک راهنما فقط تکیه به تجربه و دوران مصرف نمیکند و با علم با متد روز کنگره پیش میرود و راهنمایان در نوشتن سیدی از رهجویان فعالتر هستند و ضلع سوم عشق میباشد، موتور متحرک این سیستم عشق میباشد. غلام آن رند عافیت سوزم که در گداصفتی کیمیاگری کند. در پایان پیام هفته راهنما را میخوانم: ما همه راهنمایان همه باهم کمر خم کردیم و زانوهای خود را بر روی خاک نهادیم و سجدهای آغاز نمودیم برای شکر گذاری برای انجام این عمل عظیم که همانا خروج از جهان ظلمت بود و پیوستن به جهان نور و روشنایی و هماکنون ما هم آموزشدیدهایم تا بتوانیم به انسانهای دربند خدمت کنیم، زیرا خودت گفتی که اگر فردی را احیا کنید، گویی تمام ساکنین زمین را احیا کردهاید و اگر فردی را نابود کنید گویی همه را نابود کردهاید، پس یاریمان ده تا خدمتگزار دردمندان باشیم و نه آقا و سروران آنها و اما ما رهجویان بر همه واجب و ضروری است که به بهترین شکل ممکن از راهنمایان خود سپاسگزاری و قدردانی کنیم.

عکاس: مسافر رضا
تایپ و بارگزاری: مسافر حامد
مسئول سایت: مسافر طاها
مرزبان کشیک: مسافر محسن
با احترام سایت نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
129