English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده _ رهایی؛ کلمه‌ای که روزی برایم شبیه رؤیا بود

گروه خانواده _ رهایی؛ کلمه‌ای که روزی برایم شبیه رؤیا بود

سال‌ها با ترس زندگی کردم، ترس از فردا، ترس از سقوط دوباره، ترس از اینکه مبادا هیچ راهی نباشد. اعتیاد فقط مصرف مسافرم نبود؛ سایه‌ای بود که روی زندگی‌مان افتاده بود، روی خنده‌هایمان، روی آرامش خانه‌مان‌. قبلاً مسافرم را چندین بار به کمپ برده بودم، هر بار با امیدی که چشم‌هایم لبریز از اشک بود می‌گفتند ۲۱ روز صبر کن پاک می‌شود بعد از ۲۱ روز با کلی دردهای بدنی برمی‌گشت. می‌گفتند پاک شده؛ اما من می‌دیدم که فقط مصرفش قطع شده دلش هنوز بی‌قرار بود و چشم‌هایش هنوز فریاد می‌زد. چند روزی آرام بود و دوباره همه چیز تکرار می‌شد.

مسافرم چندین بار به کمپ رفت؛ ولی نتیجه‌ای ندیدم. هر بار امیدم تَرَک برمی‌داشت، هر بار قلبم خسته‌تر می‌شد. به مرکز سوءمصرف هم رفتیم. با مصرف قرص متادون گفتند درمان شده است؛ اما بازهم نتیجه‌ای نگرفتیم و فقط شکل مصرف عوض می‌شد؛ اما حال درونش همان بود؛ آشفته، خسته، بی‌قرار. من مانده بودم میان دعا و دلسردی، میان اشک‌های شبانه و لبخندهای مصنوعی روزانه. تا اینکه خدا راهی پیش رویمان گذاشت؛ کنگره  ۶۰؛ جایی که فهمیدم اعتیاد یک بیماری است و درمان دارد. جایی که عجله نمی‌کند، اما امید را آرام‌آرام زنده می‌کند.

در کنگره ۶۰ درمان اعتیاد با شربت اپیوم  طی ۱۰ تا ۱۲ ماه انجام می‌شود و مسافر به رهایی می‌رسد. رهایی؛ کلمه‌ای که روزی برایم شبیه رؤیا بود، اینجا فقط جسم درمان نمی‌شود، روان آرام می‌گیرد و نگاه به زندگی تغییر می‌کند. در اینجا فهمیدم که رهایی یعنی بازگشت به زندگی، یعنی آرامش خانه. خدا را شکر می‌کنم که در تاریک‌ترین روزها چراغی به نام کنگره ۶۰ راه زندگی ما را روشن کرد.

نویسنده: همسفر آرین رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر پریسا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هشتگرد کرج

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .