هفته راهنما، هفتهای برای دیدن آدمهایی است که شاید اسمشان کمتر شنیده شود؛ اما اثرشان تا سالها در زندگی ما میماند. راهنما کسی است که فقط مسیر را نشان نمیدهد؛ بلکه باور میکند میتوانی از این راه عبور کنی و سالم به مقصد برسی. راهنما یعنی کسیکه قبل از ما این مسیر را با تمام سختیهایش طی کرده و حالا با تجربه، آرامش و شناخت کنارمان ایستاده است. گاهی با کلامش قوت قلب میدهد و گاهی فقط با بودنش دل را قرص میکند؛ اگر امروز نگاه من به زندگی فرق کرده است؛ اگر یاد گرفتهام مسئول انتخابهایم باشم و برای تغییر عجله نکنم، نتیجه حضور راهنماهایی است که هرکدام تکهای از این مسیر را برایم روشن کردند. راهنماها قرار نیست کامل باشند؛ اما صادق هستند. آنها راه را هموار نمیکنند، یاد میدهند چهطور از ناهمواری عبور کنیم و در همین عبور است که انسان ساخته میشود. کنگره۶۰ بدون راهنما فقط یک فضا است؛ اما با راهنما تبدیل به مدرسهای برای زندگی میشود. جایی که یاد میگیری آرامتر ببینی، عمیقتر فکر کنی و درستتر انتخاب کنی.
اولین جرقه این مسیر برای من با راهنمای تازهواردین زده شد. کسیکه با سادهترین کلمات، ترس شروع را از دلم برداشت و نشانم داد که هیچکس از ابتدا همهچیز را بلد نبوده است. او با صبوری و توضیحهای روشنش به من فهماند که این راه، راهِ عجله نیست و هر قدم اگر درست برداشته شود، ارزشمند است؛ اگر آنروز دستم گرفته نمیشد، شاید هیچوقت جرأت ادامه دادن پیدا نمیکردم. بعد از آن، همسفر منصوره وارد مسیرم شد. اقتدار در رفتارش مشخص بود و کلامش مرز داشت. کنار او یاد گرفتم که قانون برای محدود کردن نیست، برای حفظ شدن است. سختگیریهایش از سر دلسوزی بود و همین جدیت باعث شد، جدیتر به خودم و این راه نگاه کنم. حضورش به من یاد داد، محکم بودن با بیمهری فرق دارد.
سپس همسفر الناز آمد، آرام، صبور و شنوا. او عجله نداشت و همین آرامش به من هم منتقل میشد. کنار او فهمیدم رشد زمان میخواهد و فشار آوردن فقط خستگی میسازد. صبوریاش به من یاد داد که میشود، بدون تنش جلو رفت و به مسیر اعتماد کرد. حضورش شبیه مکثی امن وسط شلوغی ذهن بود و اکنون همسفر ناهید، راهنمایی که تازه با او این مسیر را شروع کردهام. هنوز همهچیز در حال شکل گرفتن است؛ اما همین شروع، پر از امید و انگیزه است. اعتماد در حال ساخته شدن است و دل آرام است؛ چون میدانم این راه همچنان ادامه دارد و هر راهنما چراغی تازه بهدست میگیرد.
هفته راهنما فرصتی است برای گفتن یک تشکر عمیق، تشکر از تمام راهنماهایی که فقط آموزش ندادند؛ بلکه انسان ماندند و انسان ساختند. قدردان تمام لحظههایی هستم که دیده شدم، شنیده شدم و راه درست به من نشان داده شد. این قدردانی از دل است و برای همیشه در دل میماند. در پایان قدردانی عمیق از اولین راهنمایان این راه آقای مهندس و خانم آنی، کسانیکه با اندیشه، عشق و ایمان، مسیری را بنا کردند که امروز هزاران نفر در آن نفس میکشند و زندگی دوباره میسازند؛ اگر امروز راهنما است؛ اگر آموزش است و اگر امید جریان دارد، ریشهاش در نگاه دوراندیش و تلاش خالصانه آنها است. قدردانی از شما، قدردانی از اصلِ راه است.
نویسنده: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون چهارم)
رابط خبری: راهنما همسفر ناهید
ویرایش: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون ششم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
163