پیش از آنکه دلنوشتهام را در وصف راهنمای بزرگوارم آغاز کنم، لازم میدانم مراتب عمیق تقدیر و تشکر خود را از جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان ابراز نمایم.
این مکان مقدس، یعنی کنگره ۶۰، موهبتی است که مسیر آموزش و رهایی را برای ما مسافران و همسفران فراهم آورده است. به باور من، اگر این بستر فراهم نبود، امکان بهرهمندی از وجود راهنما نیز میسر نمیشد؛ بنابراین، شکلگیری جلسات و پایداری کنگره است که به من این توانایی را داد تا راهنمایی شایسته انتخاب کنم و در مسیر درستی که همان مسیر زندگی سالم، افکار درست و قدم نهادن در راه حق است، گام بردارم.
بسیار خرسندم که این فرصت پیش آمده تا از تمامی راهنمایان ارجمند کنگره ۶۰، بهویژه راهنمایان نمایندگی شادآباد، و به طور خاص راهنمای خودم، جناب آقای محمدرضا، تشکر کنم. ایشان به من آموختند که چگونه صبور باشم تا «شکفتن» فرا رسد. راهنمای من به من یاد داد که خشم را با خیرخواهی و بدی را با خوبی پاسخ دهم و با قرار گرفتن در مسیر درست، بتوانم آموزشهای لازم را به نحو احسن فرا گیرم.
راهنما چونان چراغی است که اشاره میکند و راه را پیش روی ما میگشاید؛ مسیری که من با تمام تلاش و کوشش در آن قدم میگذارم تا آسایش و آرامش را برای زندگی فردی و اطرافیانم به ارمغان آورم.
امیدوارم که همواره شاگردی خوب باشم و بتوانم قدردان تمامی خوبیها و رهنمودهای راهنمای عزیزم باشم و همواره فرمانبردار خداوند مهربان باشم.
برای شما بهترینها را آرزومندم و امیدوارم زحماتی که در راه هدایت ما متحمل میشوید، برکت آن در زندگی شخصیتان جاری و ساری باشد.
دلنوشته: همسفر عبدالله رهجو لژیون دوم
تایپ و بارگذاری: همسفر نیما
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
28