وادی دوازدهم میگوید: در آخر امر، امر اول اجرا می شود. این به چه معناست؟ انسان برای اینکه بتواند زندگی کند و بگذارد دیگران هم زندگی کنند نیازمند یک سری قانون میباشد، بهعبارتی باید بازی زندگی را بفهمد. اگر فرض کنیم مسابقهای در حال برگذار شدن باشد با حضور تماشاگران یک مسابقه حساس و سرنوشت ساز، حال بعد از گذشت چند دقیقه از شروع بازی یک نفر از بیرون با سرعت وارد شود و بیاید وسط زمین مسابقه و بخواهد مسابقه دهد بدون هیچ اطلاعاتی از بازی اکنون چه اتفاقی میافتد؟ بازی خراب میشود و همهمه بهوجود میآید، بازیکنان اصلی بازی که تا الآن با تمرکز و اطلاعات کافی مسابقه میدادند، اکنون انگار دیگر هیچکاری نمیتوانند انجام دهند.
بازی زندگی هم به همین صورت است، وقتی همه در حال زندگی کردن هستند در آرامش و با حال خوب است. کسی که قوانین زندگی را نداند میتواند در این چرخه بزرگ زندگی آنقدر اختلال ایجاد کند که گاهی باعث نابودی دیگری بشود. همانطور که یک سری از ما قبل از ورود به کنگره و گرفتن آموزش به طبیعت خسارت وارد کردیم با ریختن زباله، روی درختها یادگاری مینوشتیم به خاطر منفعت خودمان و به خاطر اینکه فکر میکردیم درختان مزاحم هستند آنها را قطع میکردیم. اما اکنون در کنگره رسم است که هر سال دسته جمعی در اردوی درخت کاری هر نفر یک درخت میکارد و از آن نگهداری میکند تا رشد کند تا شاید ذرهای از این خسارتها جبران شود.
حال میرویم سوال تیتر وادی دوازدهم
امر اول همان خواسته درونی ماست، همان چیزی که ابتدا در ذهن خود تصور میکنیم، برای مثال من میخواهم وزن خود را کاهش دهم ابتدا خودم را با وزن مناسب تصور میکنم این یعنی اخر امر؛ اما در ادامه یک مسیر طولانی در انتظار من است که ابتدا باید مسیر درست را پیدا کنم و در نهایت با فرمانبرداری، نوشتن سیدی ،حضور مداوم در لژیون و رعایت کردن تمام نکات تغذیهای به آخر امر؛ یعنی وزن ایدهآل و رهایی برسم. اما اگر در این مسیر؛ حتی کوچکترین کار را انجام ندهم و به نظرم کم اهمیت باشد نمیتوانم به آخر امر برسم، شاید تصور هر چیزی آسان باشد و من بخواهم به خیلی چیزها دست پیدا کنم؛ اما وقتی حرکت کنم فقط کافیست یک اشتباه کوچک انجام دهم، آنوقت میبینم چقدر از مسیرم و هدفم دور شدهام.
در این وادی نکته دیگری که بسیار گوشزد میشود در نظر گرفتن زمان است. چه بسیار انسانهایی هستند که به خاطر نادیده گرفتن زمان و انتخاب کوتاهترین راه؛ حتی جان خود را از دست میدهند و اینها همه به خاطر نبود اطلاعات درست میباشد. برای رسیدن به هر خواستهای اگر زمان را طی کنیم، آنگاه به نتیجه مطلوب میرسیم. آیا مادر میتواند فرزند خود را دو ماهه به دنیا آورد؟ یعنی دنبال راهی باشد که بچه زودتر رشد کند یا میشود قرمه سبزی را پنج دقیقهای پخت؟ آیا من میتوانم در یک ماه از مدرک لیسانس به مدرک دکتری برسم؟ آیا من میتوانم به جای 6 الی 7 ساعت خواب بگویم من فقط یک ساعت میخوابم که وقتم هدر نرود؟ و آیا من میتوانم یک شبه با یک عمل جراحی 50 کیلو از وزن خود را کاهش دهم؟ میدانید که نتایج این کارها بسیار نامطلوب خواهد بود، بنابراین برای هر کاری تاکید میکنم هرکاری اگر زمانش را در نظر نگیریم نتیجه فاجعه بار و در مواردی غیرقابل بازگشت میشود.
تفاوت زیادی میان اشتباه و انتخاب اشتباه وجود دارد. یک زمانی من در زندگی اشتباه میکنم، حال به هر دلیلی یا اطلاعات کافی ندارم یا کسی مشورت اشتباهی به من میدهد یا تجربهای در این زمینه ندارم؛ اما یک زمان اطلاعات کافی به من داده شده، همه میگویند اگر این مسیر را بروی به مشکل برمیخوری و در اطرافیان نتایج آن انتخابها را مشاهده کردی؛ اما باز هم سراغ همان مسیر میروی اینجا دیگر اشتباه نکردی؛ بلکه انتخاب اشتباه انجام دادی. انتخاب اشتباه دیگر به هیچوجه قابل بخشیدن نیست این یعنی خودت انتخاب کردی که در آن چاه عمیق بیفتی با اینکه میدانستی پاها و دستهایت میشکند و حتی ممکن است قطع نخاع بشوی. اینجا دیگر کسی به تو کمک نخواهد کرد. نتیجهای که من از این وادی میگیرم این است که قرار نیست من هرچه تصور میکنم سریعاً همان در اختیار من قرار گیرد این اصلا امکانپذیر نیست. من درنهایت وقتی چیزی را تصور کردم بهدست میآورم که بلند شوم، حرکت کنم و وسایل و اسباب آن خواسته را مهیا کنم و زمان لازم را هم در نظر داشته باشم.
نویسنده: راهنمای تغذیه سالم همسفر نسیم از نمایندگی خواجو
ارسال: راهنما همسفر فهیمه از نمایندگی کوروش آذرپور (لژیون ششم)
صفحه کاهش و افزایش وزن
- تعداد بازدید از این مطلب :
78