همسفر نسترن در مشارکت خود بیان کرد:
روزگاری قبلتر از آشنایی با کنگره، تمام راههای تجربه شده برای رسیدن به آرامش به بنبست میرسید؛ اما نور امید گوشهای از قلبم منتظر بود؛ تا گرمای دست کسی را در دستان سردم حس کنم.
میدانستم روزی جایی امید خواهد درخشید، میدانستم روزی قلبم پیوند میخورد، با کسی که از خانوادهام نیست؛ اما کمتر از خانواده نیست، میدانستم روزی چشمانم با عشق در چشمان کسی گره میخورد که رفیق چندین ساله و قدیمی نیست؛ اما قدمت عاشقی با دلهایی خسته چون من را دارد، میدانستم خداوند کسی را خواهد فرستاد؛ اصلا کسی دستانش، آغوشش و چشمانش به گرمی منتظر است. ایمان به رهایی از بند سیاهیها و درک انسانیت، مرا بالاخره به کنگره رساند و امروز آن آغوش گرم، آن کلام پر از مهر و خیرخواهی، آن دستان گرمابخش و آن چشمان مهربان، همان راهنمای من در کنگره است.
خدا را شاکرم که امید نتیجه داد و تاریکی و آشفتگی، مغلوب نویدهای دلم شد. برای سپاسگزاری از اولین راهنمای کنگره و راهنمایان راهنمایم، قلم و زبان قدرت و توان کافی ندارند و برای سپاسگزاری از عشق بی وقفهای که راهنمای کنونی من نصیب قلبم کرده؛ برای تقدیر از صبوریها، دلداریها، نکتهسنجیها و آموزشهای ایشان، هر آنچه بگویم، انجام دهم یا بخواهم، باز کمتر از کم خواهد بود.
خلاصه کلام اینکه، جایگاهش کمتر از مادرانگی نیست و مادران را سپاس بجای آوردن امری ناشدنی است و حق مطلب را ادا نمودن، کاری بسیار دشوار خواهد بود. امیدوارم نوری که میتابانند و عشقی که میدهند در زندگیشان پابرجا باشد و زایش عشق و نور در قلب ایشان روز به روز بیشتر شود.
امیدوارانهتر آرزو میکنم ما نیز بتوانیم با تجربه این جایگاه و ادامه دادن زنجیره عشق در کنگره، جبران محبتشان را بجا آوریم. صمیمانه این روز را به تمام راهنمایان مسیر عشق، نور و رهایی تبریک میگویم و آروزی سلامتی دارم.
نویسنده: همسفر نسترن رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول)
رابطخبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول)
ارسال: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر افسانه (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
340