"به نام نامی اولین عاشق که اوست"
یازدهمین جلسه از دور چهلوهشتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی عمانسامانی (شهرکرد)، روز پنج شنبه ۱۴۰۴/۱۱/۲۳ با دستور جلسه «DSap»، به استادی دستیار دیدهبان محترم مسافر صامت ، نگهبانی مسافر حبیب و دبیری مسافر سجاد برگزار شد.
سلام دوستان، صامت هستم یک مسافر؛

در ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزارم که توفیق داد در جمع شما عزیزان باشم، خدمت کنم و آموزش بگیرم.
چندی پیش با یکی از دوستان صحبت میکردم؛ میگفت بچههای کنگره ۶۰ با سایرین فرق دارند، نه به این معنا که بخواهیم خطکشی کنیم یا خودمان را جدا بدانیم، بلکه چون زبان یکدیگر را میفهمیم؛ وقتی کلامی گفته میشود، حتی اگر کم یا زیاد بیان شود، آن را درک میکنیم. چون پشت هر کلمه تجربهای نهفته است. ما از دل همین تجربهها به فهم مشترک رسیدهایم و به همین دلیل راحتتر کنار هم میایستیم و همدیگر را میپذیریم.
از ایجنت محترم و همه خدمتگزاران تشکر میکنم که بستری برای آموزش ما فراهم کردهاند.
در واقع در کنگره، نه کسی آموزش میدهد و نه کسی آموزش میگیرد؛ بلکه ما به یاد هم میآوریم. همانطور که گفته شده: «نگاه باید به جزئیات باشد تا آنچه در تو جاری است، به یادت بازگردد.» ما در اینجا تواناییها و دانستههای فراموششده خود را به یاد میآوریم.
ما باید بدانیم که ما همه در قبال هم مسئول هستیم؛ وقتی یک مسافر سفرش را درست آغاز میکند و چند ماه جلوتر از یک تازهوارد حرکت میکند، با رفتار و عملکردش مسیر را به او نشان میدهد. ما با عمل خود آموزش میدهیم.
دستور جلسات و ساختار کنگره به هم پیوسته هستند؛ مثل زنجیر دوچرخه که وقتی درست روی چرخ قرار میگیرد، نیرو را منتقل میکند و حرکت آغاز میشود. اگر این اتصال درست باشد، حرکت هم درست خواهد بود.
«الهام از رمضان» یعنی درک عظمت حرکتی که در این ماه شکل گرفت. وقتی این الهام در جان ما بنشیند، به باور تبدیل میشود. درمان زمانی رخ میدهد که من به روش DST ایمان داشته باشم. اگر ایمان نداشته باشم، هیچ اتفاقی نمیافتد؛ این روش مانند نوری است که تاریکی را کنار میزند. وقتی نور وارد میشود، میفهمم ترسی که از تاریکی داشتم، واقعی نبوده است.
در گذشته ظروف چینی شکسته را ترمیم میکردند و در اصطلاح بندزنی میکردند. گاهی این کار با طلا انجام میشد و ظرف بعد از ترمیم، نهتنها بیارزش نمیشد، بلکه ارزشمندتر هم میشد.
ما هم همینگونهایم. شاید شکسته باشیم، اما اگر آموزش درست دریافت کنیم، همان شکستگیها میتواند نقطه قوت ما شود. «روش DST» و آموزشهای کنگره همین کار را میکند؛ از دل یک مصرفکننده، انسانی توانمند میسازد.
وقتی سلامتی برگردد، برکت هم برمیگردد. اما گاهی ما آنقدر در روزمرگی غرق میشویم که نزدیکترین افراد زندگیمان را هم نمیبینیم. همسفر، فرزند، پدر و مادر کنار ما هستند، اما چون حضورشان عادی شده، قدرشان را نمیدانیم. اینجاست که آموزش به ما یاد میدهد از «نفرت به عشق» و از «نادانی به دانایی» حرکت کنیم.
در کنگره یاد میگیریم مسافر باشیم. مسافر یعنی کسی که در حرکت است. هیچکس با باک خالی سفر نمیکند. لوازم این سفر، آموزش، نظم و پذیرش مسئولیت هستند. وقتی اعلام میکنیم «ما افراد خواهان رهایی از دام اعتیاد هستیم»، یعنی مسئولیت حرکت را پذیرفتهایم.
در مورد «لژیون سردار» برداشتهای مختلفی وجود دارد. بعضیها میپرسند این پولها کجا میرود. پاسخ ساده است؛ همینجایی که نشستهایم، همین امکانات، همین بستر آموزش، همه اینها نتیجه همان مشارکتها و کمکهاست.
اساس کنگره بر مبنای «عقل، عشق و ایمان» است. اگر عشق تنها باشد، خودشیدایی مستان است؛ اگر عقل تنها باشد، خشک و بیاحساس میشود. این سه باید کنار هم باشند تا تعادل شکل بگیرد.
محبت، خانهای است با ستونهایی از عشق و سقفی از عقل و بخشش. اگر جای خود را بدانم و حدود خود را بشناسم، حرکتی درست شکل میگیرد. مثل وقتی که میخواهی مقصدی را در نقشه مشخص کنی؛ اول باید بدانی کجا ایستادهای و بعد مسیر حرکتت را تعیین کنی.
در پایان امیدوارم هر آنچه گفتم، قبل از هرکس به درد خودم بخورد. از همه شما تشکر میکنم که به صحبتهای من توجه نمودید.

عکسبرداری: مسافر میلاد (لژیون هشتم)
نگارش و تنظیم: مسافر حامد (لژیون بیستویکم)
ارسال: مسافر حمید (لژیون نوزدهم)
با احترام مرزبان خبری مسافر وحید
(29)(7)(32)(3)(2)(5)%20(1).gif)
- تعداد بازدید از این مطلب :
246