عرض تبریک دارم خدمت راهنمایان تازهواردین کنگره۶۰ که بهعنوان مشاور در بدو ورود به کنگره آغوش گرم خود را به روی خستهدلان باز میکنند و آنها را با گرمی پذیرا هستند. در ادامه با راهنمای شال نارنجی سفری را ادامه میدهی که تاکنون، چنین سفری پر از عشق را تجربه نکردهای. کمی به جلوتر میروی و متوجه میشوی که میتوانی تاریکی نیکوتین را با سفر ویلیام و به کمک راهنمایان ویلیام کنار بزنی کاری که در بیرون از کنگره غیر ممکن و دشوار است.
بهمرور متوجه میشوی که بیماری چاقی و معضل بزرگ جهان امروز را به راهنمایی عزیزان جونز و به روش دژاکام میتوان درمان کرد و اجازه سفر داری. با انواع رشتههای ورزشی و یادگیری آنها به سلامت جسم کمک میکنی، بدون هزینه میتوانی ورزشها را بیاموزی و در تداوم این هم موسیقی لذت بخش را دنبال میکنیم، همانکه روح و روان را به ساحل امن و به آرامش میرساند.
اینها همه در پکیج کامل کنگره۶۰ میباشد که اتاق فکر عظیمی در پی آن نهفته است؛ باید به آقای مهندس حسین دژاکام و ۱۴ دیدهبانی که اینگونه به فکر جمعیت احیای انسانی و رفع نیاز جامعه و آنان بودهاند خسته نباشید بگوییم.
مقدمه
عرض تبریک به بنیان کنگره۶۰ و همگی راهنمایان کنگره در سراسر ایران را دارم. من خود بهعنوان راهنمای تازه واردین و در ادامه راهنمای جونز این حس ناب را تجربه کردهام که ابتدا خودت سفر میکنی و سپس با تمام وجودت میخواهی دستی را بگیری و به او کمک کنی تا او نیز بتواند همانند تو و دیگران موفق شود.
راهنمایی یعنی خود عشق، عشق بلاعوضی که میدهی و به فکر بازستاندن نیستی، این والاترین نوع عشق است. ببخشی و فراموش کنی، رها کنی و چشم داشتی برای بازگشت نداشته باشی. وقتی واژه راهنما میآید دلم میلرزد، تا قبل از کنگره چنین عشقی همراه با آموزش را از کسی دریافت نکرده بودم. مگر میشود بدون مزد و دریافتی به کسی کمک کرد؟ آری وقتی کسی قبل از تو بوده و باعث رشد تو شده است تو چرا ادامه و تداوم این راه نباشی. حدیثی از امام علی علیه السلام که میفرمایند: هر کس کلمهای به تو آموخت تو را بنده خود کرد، حال چگونه ادای دین کنم به کسی که این همه اطلاعات و آگاهی را به من انتقال داده است؟
جشن راهنما یادآور این است که هم به صورت مادی و هم عملی سپاسگزار راهنمای خودمان باشیم و همیشه خدا را بهخاطر وجود این عزیزان و این بستر که در مسیرمان قرار گرفته شکرگزار باشیم.
راهنما در کنگره۶۰ برای دیگران که تازه با این مکان آشنا شدهاند، الگو است؛ پس باید بسیار تا بسیار مراقب رفتار، کردار و عمل خود باشد تا تبدیل به الگویی مناسب شود و قالب محکم و با فلز طلا از خود به جای گذارد. بهنظر من راهنما کار ظریف و دقیقی دارد؛ باید بهگونهای اطلاعات و آموزشها را در اختیار فرد تازه وارد یا رهجو قرار دهد که آن فرد زمینه دریافت اطلاعات را داشته و آنها را پس نزند و این هنر راهنما را میرساند که چگونه با یک رهجو برخورد و مرز محبت را بین خود و رهجویانش تعیین کند.
در مورد تفاوتی که راهنمایان کنگره۶۰ با دیگر افراد در سطح جامعه یا راهنمایان Na و دیگر NGO ها دارند در این است که بهصورت داوطلبانه و پس از طی کردن مراحلی نسبتاً سخت و انجام آزمون به این جایگاه دست مییابند و خود این درد عمیق اعتیاد و برای همسفران از کار افتادن خمر طبیعی بدن با انجام انواع ضدارزشها و منفیها است.
من خود وقتی تصمیم گرفتم وارد این بازی شوم ابتدا از سر کنجکاوی و حس تجربه کردن بود و بعد از مدتی دریافتم که این رشته سر دراز دارد و عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حساب؟ و فقط با خدای خود وارد معامله شدهام و به شکرانه دریافتیهای زیادی که از این مجموعه داشتم به فکر بازپرداخت افتادم چرا که هر گرفتنی یک پس دادنی هم دارد.
من که حساب دریافتیهایم از کنگره بسیار زیاد شده بود، بهعنوان مثال سفر جونز را طی کردم و ۲۱ کیلو کاهش وزن را که قبل از کنگره خود را به زمین و آسمان زدم و هزاران راه را رفتم و نتیجه نداشت و یا کوتاه مدت و موقتی بود را برای همیشه کنار گذاشتم و سفر ویلیام را انجام دادم که با میوه ممنوعه نیکوتین و صدمههای قلیان ریههایم میسوخت و نفس کم میآوردم و در همان ابتدای ورود به کنگره که با ۱۴ وادی آشنا شدم و با نوشتن ۴۰ سیدی به اطلاعات و آگاهیام افزودم. بهواسطه کنگره، جایگاههای خدمتی فراوانی را تجربه کردم و هر یک برایم آموزشی ناب را به همراه داشت و باعث شد در زندگی پختهتر شوم.
نتیجه گیری
از همه مطالب فوق به این نتیجه میرسم که آدمی باید بهای هر چیزی را پرداخت کند وگرنه در ادامه با مشکل مواجه میشود. بهای این حال خوب و این همه آگاهی را چگونه میتوان پرداخت کرد؟ نتیجه میگیرم به زبان، عمل و به ماندن و خدمت کردن بها را بپردازم؛ شاید کمی گوشه دلم آرام بگیرد و دوباره انرژی بگیرم به سعی و تلاشم ادامه بدهم، مگر نه اینکه انسان تا لحظه مرگ نباید دست از آموختن علم بردارد.
من جایی بهتر از دانشگاه انسانسازی کنگره۶۰ سراغ ندارم که اینگونه خانواده را گرد هم و رشتههای محبت را پیوند بزند. برای زندگی و سفرهای بعدی در بهترین مکانها و زمانها خود را تشنه آموزش میبینم و کنگره من را به این درک رسانده که مرگ پایان زندگی نیست و سفر در بُعدهای بعدی ادامه دارد.
منبع: جزوه راهنما و راهنمایی، کتاب ۱۴ وادی برای رسیدن به خود، فایلهای صوتی اپلیکیشن دژاکام
رابط خبری: همسفر شهرزاد رهجو راهنما همسفر مهدیه (لژیون ویلیام)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر مهتاب (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عطار نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
308