خداوندا! هزاران بار شکرت که امروز این حس ناب در دلم جاری است. شکر که دستم را گرفتی، راه کنگره۶۰ را به روی من باز کردی و مرا در مسیری قرار دادی که امروز بتوانم، طعم حال خوب را بچشم. آرامشی که امروز در وجود خود حس میکنم، پیش از آمدن به کنگره۶۰ برایم ناآشنا بود. شاید آن زمان، ظاهر زندگی، آرام به نظر میرسید. آسایش بود؛ اما آرامش نبود. دلم ناآرام، ذهنم آشفته و نگاهم پر از قضاوت بود.
قبل از ورود به کنگره۶۰، خود را بینقص میدانستم و همه دردها و سختیها را به مسافرم نسبت میدادم. فکر میکردم، اگر او مصرفکننده نبود؛ اعصابش آرام و زندگی من هم در آرامش بود. او را مقصر تمام رنجهایم میدانستم، بیآنکه سهم خود را ببینم. ماهها طول کشید تا با اصرار مسافرم، قدم به کنگره۶۰ گذاشتم؛ اما همان قدم اول، آغاز بیداری من بود. وقتی با آموزشها آشنا شدم، آرام آرام پردهها کنار رفت و به این آگاهی رسیدم که بیماری، فقط مصرف مواد مخدر نیست. من همسفر هم، بیمار ندانستن، قضاوت کردن و ناآگاهی بودم.
فهمیدم که من بیش از مسافرم به آموزش نیاز دارم. آموزشهای ارزشمندی که مهندس دژاکام و دکتر امین دژاکام در سیدیها به ما هدیه دادند، نگاه مرا به زندگی عوض کرد. آموختم اگر خود، در مسیر ارزشها و صراط مستقیم قرار بگیرم، میتوانم چراغ راه خانوادهام باشم و آنها را به سمت حال خوش هدایت کنم.
با آموزشهای تغذیه سالم، توانستم بیماری پوستی مسافر خود را که پس از واکسن کرونا به آن مبتلا شده بود، به روش مهندس دژاکام و با تغذیه سالم، درمان کنم و این برای من، نشانهای روشن از اثر آموزش و آگاهی بود. امروز با تمام وجود از مسافر خود، سپاسگزارم که راه کنگره۶۰ را به من نشان داد، تا بتوانم مادری آگاهتر، همسری آرامتر و انسانی مسئولتر باشم، با جهانبینی زندگی کنم و این حس خوب، بزرگترین هدیه زندگی من است.
در پایان، با تمام قلبم میگویم: همه این حال خوب را مدیون مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان هستم. خداوند سایه ایشان را مستدام بدارد.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون یکم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون یکم)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون بیستوششم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
170