English Version
This Site Is Available In English

با ناامیدی کاری درست نمی‌شود

با ناامیدی کاری درست نمی‌شود

خداوند خودم را شکر می‌کنم بابت لطفی که در حقم کرد و تولدی دیگر برایم رقم زد. اوایل ازدواجمان مسافرم که در جنگ تحمیلی شیمیایی شده بود و بر اثر بمباران شیمیایی زیاد سرفه می‌زدند به حدی حالش بد می‌شد که دوستان و اطرافیان برایش طبابت کردند که اگر تریاک مصرف کند حالش بهتر می‌شود، واقعاً هم همین‌طور بود زمانی که مصرف می‌کرد سرفه‌هایش کمتر می‌شد؛ اما کم‌کم به دام اعتیاد افتاد هر کاری که انجام می‌داد از این دام خارج شود بیشتر غرق می‌شد، نزد دکترهای زیادی رفتیم، درمان‌های مختلفی انجام گرفت هر کدام مدتی جواب می‌دادند و دوباره برگشت به عقب بود و هر دفعه بدتر از دفعه قبل می‌شد، هزینه‌های مصرف مواد یک طرف و تحلیل رفتن بدنش از سوی دیگر، آرامش را از کل خانواده ربوده بود.

یک روز که دیگر از ماندن در خانه خسته شده بودم از خانه بیرون زدم به امید کورسوی نوری که نجاتمان دهد ناگهان خود را در کنگره دیدم، اول نمی‌دانستم چطور جایی است، بعد از چندین جلسه متوجه شدم همان جایی است که مسافرم درمان می‌شود با او صحبت کردم و او قبول کرد که به کنگره‌۶۰ بیاید، بعد از مدتی سلامتی به او بازگشت، لرزش دستانش خوب شد و بعد از حدود یک سال رهایی‌اش را از دستان آقای مهندس گرفت در طی این مدت خودم هم که با استرس سلامتی‌ام را به خطر انداخته بودم با ورود به لژیون آموزشی حالم بهتر شد و در کنار آموزش‌ها با ورود به لژیون تغذیه سالم و فرمان‌برداری از دستورات آقای مهندس توانستم کاهش وزن داشته باشم، همه این‌ها باعث شد سلامتی‌ام را که مدت‌ها از دست‌داده بودم به دست آورم، سلامتی مسافرم و خودم را مدیون لطف خداوند و وجود پر از محبت آقای مهندس هستیم.

اکنون وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم چه سختی‌هایی پشت سر گذاشتیم، زمانی که در بیمارستان‌ها برای درمان مسافرم از این پزشک به آن پزشک مراجعه می‌کردیم و درمانی وجود نداشت و هر دفعه تعداد قرص‌ها و داروها را بیشتر می‌کردند و جواب نمی‌گرفتیم انگار که این بیماری، مثل بختک برروی زندگی‌مان افتاده بود، این روزها آرامش به خانه ما آمده است و طعم شیرین زندگی را در کنار هم می‌چشیم، یاد صحبت آقای مهندس در سی‌دی «نازعات» افتادم که فرمودند: «برای اینکه به جایی برسیم و از مشکلی بیرون بیاییم، با ناامیدی و غصه خوردن کاری درست نمی‌شود؛ بلکه باید افکار را متمرکز کرد، از جا کند و حرکت کرد تا مدیر و مدبر شویم و از آن حالت در بیاییم». امروز از اینکه با آموزش‌های کنگره دیدگاهم نسبت به زندگی و مشکلات عوض شده خیلی خوشحالم و از خداوند متعال می‌خواهم که من و مسافرم در این راه ثابت‌قدم باشیم و بتوانیم با خدمت‌کردن در این مکان مقدس نشردهنده زیبایی‌ها در زندگی دیگران باشیم.

نویسنده: همسفر ربابه رهجوی راهنما همسفر اسماء (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر اسماء (لژیون اول)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر آرزو نگهبان سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .