"به نام نامی اولین عاشق که اوست"
هشتمین جلسه از دور چهلوسوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی عمانسامانی (شهرکرد)، روز سهشنبه ۱۴۰۴/۱۱/۲۱ با دستور جلسه «D,Sap»، به استادی مسافر نادر، نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر جلیل برگزار شد.
سلام دوستان، نادر هستم یک مسافر.

در ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزارم که اجازه داد امروز در بهترین جای ممکن حضور داشته باشم. از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان، دبیر و راهنمای عزیزم صمیمانه تشکر میکنم که این فرصت خدمت را در اختیار من قرار دادند؛ فرصتی که بهواسطه آن آموزش گرفتم و پیش از هر چیز توانستم به خودم کمک کنم.
میخواهم صحبت را اینگونه آغاز کنم که با وجود ماه مبارک رمضان، یک گوهر ارزشمند نصیب من شد؛ گوهری که بهواسطه آن امروز با افتخار اینجا نشستهام و میتوانم بگویم عضوی از کنگره ۶۰ هستم. با تلاش و با کمک آموزشها توانستم از تاریکیها خارج شوم و به روشنایی برسم. زمانی به نقطهای رسیده بودم که عملاً شخصیت خودم را از دست داده بودم و حتی اعضای خانواده خودم هم مرا جدی نمیگرفتند؛ اما امروز توانستهام دوباره به جایگاه و ارزش انسانی خودم بازگردم.
یکی از باورهای غلطی که قبل از ورود به کنگره ۶۰ داشتم این بود که اعتیاد را یک بیماری لاعلاج، کشنده و رونده میدانستم و تصور میکردم مُهر آن برای همیشه روی پیشانی فرد باقی میماند. اما اینجا به من آموزش داده شد که میتوان درمان شد؛ نه فقط مصرف را متوقف کرد، بلکه به درمان واقعی رسید. این آموزش برای من بسیار شگفتانگیز و امیدبخش بود. امروز میتوانم بگویم من نادر هستم، مسافر، و در مسیر درمان قرار دارم؛ نه یک فرد متوقفشده و نه کسی که تا پایان عمر خودش را بیمار بداند.
درمان یعنی بازگشت به سلامت، نه صرفاً قطع مصرف.
به نظر من هر چیزی که وارد کنگره ۶۰ شده است، ارزش پیدا کرده است؛ امروز دستور جلسه «D,SAP» را داریم. در ابتدا تصور میکردم D,SAP همان سرکه معمولی است؛ محصولی که در مدت زمان کوتاه و از میوههای مانده به دست میآید. اما بعد متوجه شدم این شربت از مرغوبترین میوهها و در یک فرایند دقیق و حدود یکساله تهیه میشود و به یک محصول ارزشمند و درمانی تبدیل میگردد.
وقتی آموزش صحیح باشد، نتیجه هم قابل مشاهده است.
ورود من به کنگره ۶۰ دقیقاً در ماه مبارک رمضان بود و این ماه برای من جایگاه ویژهای دارد. در همان روزهای ابتدایی، دیدن افرادی که زمانی مصرفکننده بودند و در تاریکی مواد زندگی میکردند، اما امروز روزه میگیرند، افطاری میدهند و برای رشد خودشان تلاش میکنند، برایم بسیار قابل توجه بود. بعد از اولین جلسه، وقتی به خانه بازگشتم، به این نتیجه رسیدم که اینجا با جاهای دیگر تفاوت دارد؛ چون من پیش از آن تصور میکردم مصرفکننده نمیتواند روزه بگیرد و این هم یکی از باورهای غلط من بود.
در کنگره ۶۰ به من آموزش داده شد که روزه، پیش از هر چیز برای سلامت جسم است؛ برای اینکه بدن فرصت بازسازی پیدا کند. پس از آن، روزه به انسان کمک میکند روی نفس خود کار کند. بدنی که یازده ماه هر خواستهای داشته، بلافاصله آن را دریافت کرده است، حالا یک ماه تمرین میکند صبر داشته باشد. این تمرین «نه گفتن» برای من که فردی عجول و واکنشی بودم، بسیار اثرگذار و سازنده بود.روزه، تمرین تعادل و صبر است.
در ابتدا تصور میکردم هزینههای کنگره و برنامههای ماه رمضان توسط یک فرد یا یک مجموعه خاص تأمین میشود و ما فقط استفادهکننده هستیم؛ اما با حضور و مشارکت، متوجه شدم که همه اعضا، هرکسی به اندازه توان خودش، مسئولیتپذیرانه مشارکت میکند. اینجا موضوع فقط روزه گرفتن یا افطاری خوردن نیست، بلکه مشارکت و تعهد مطرح است. شاید امروز نتوانم مبلغ زیادی کمک کنم، اما همان مبلغ کم، سهم و مسئولیت من است.
در پایان، از آقای مهندس بابت ایجاد این بستر و این جایگاه تشکر میکنم؛ جایی که بهواسطه آن آرامش را ابتدا به خودم و سپس به خانوادهام بازگرداندم و یاد گرفتم اجازه بدهم دیگران هم زندگی کنند. از راهنمای عزیزم، همه راهنماها و خدمتگزاران کنگره ۶۰ صمیمانه قدردانی میکنم و از توجه شما به این صحبتها سپاسگزارم.

عکسبرداری: مسافر میلاد (لژیون هشتم)
نگارش و تنظیم: مسافر حامد (لژیون بیستویکم)
ارسال: مسافر حمید (لژیون نوزدهم)
با احترام مرزبان خبری مسافر وحید
(5)(3)(10)(15).gif)
- تعداد بازدید از این مطلب :
158