دومین جلسه از دوره شصتم از کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمايندگي پروين اعتصامي اراک با استادی مسافر حمیدرضا، نگهباني مسافر محمد و دبیری مسافر اسدلله با دستورجلسه: «D.SAP» روز سهشنبه ۲۱ بهمن ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
سلام دوستان، حمیدرضا هستم؛ مسافر
خدا را شاکرم که در جمع شما عزیزان هستم. یک مدت که آدم از کنگره دور میشود، تازه قدر آن را میداند. ممنونم از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان که نزدیک به سی سال است دارند ایثار میکنند و خودشان را در خدمت خلق خدا قرار دادهاند. ممنونم از آقا جواد، نگهبان محترم لژیون سردار، که اجازه خدمت به من دادند. از راهنمای خوب خودم، آقا حبیب و آقا محسن، تشکر میکنم.
در مورد دستور جلسه D.SAP کمابیش همه ما در سفر اول با آن آشنا میشویم، چون مجبور هستیم از آن استفاده کنیم. منظورم از اجبار، اجبار عام خاصی که در همه مردم هست و شناخت داریم نیست؛ مجبور به این دلیل که اگر استفاده نکنیم، خودمان آسیب میبینیم که مهمترین موضوع آن در سفر اول همان بحث یبوست است. من یک جا میخواندم نوشته بود «امالامراض یبوست است»، چون وقتی دفع بهدرستی انجام نمیشود، مواد زائد در بدن تولید سم میکنند.
من دوستی دارم در شمال، آقا رضا؛ ایشان کنگره را به من معرفی کردند. حالا خودش دوباره درگیر است، ولی انشاءالله انرژی این جلسه به او برسد و برگردد. ایشان غریقنجات هستند. حالا میخواهم مثالی برایتان بزنم. ما میرفتیم به این دوستم میگفتیم کمرم درد میکند، میگفت در استخر راه برو. طرف میآمد میگفت قلبم درد میکند، میگفت در استخر راه برو. یکی میگفت سرطان دارم، میگفت در استخر راه برو.
اوایل که به کنگره آمده بودم، میگفتیم آقا یبوست داریم، میگفتند D.SAP. میگفتیم دهانمان آفت زده، میگفتند D.SAP. میگفتیم سرما خوردهایم، میگفتند D.SAP. باور کنید همان موقع این تفکرات میآمد که بابا اینها ما را گرفتهاند؛ یعنی چه، هی میگویند D.SAP؟ بعد از آنجایی که شخصیتی دارم که به سختی حرفها را قبول میکنم و باید حتماً دلیل علمی داشته باشد، هم در کنگره و هم این طرف و آن طرف تحقیق کردم و دیدم این ماده واقعاً دقیقاً مثل OT مولتیدارو است.
دیدم که D.SAP چه اتفاقهایی رقم میزند. دایی خودم هفته پیش خانه ما بود و دو سه روزی بود که دندان مصنوعی گذاشته بود. دهانش خیلی بد زخم شده بود و آفت زده بود. همه کاری کرده بود، حتی سرکه سیب هم خورده بود. من به او گفتم یک ذره از این را در دهانت بریز و بچرخان. فردا صبح که بلند شد، میگفت کجا از این دارد تا بروم بخرم؟ میگفت این شیشه را یک میلیون پول میدهم. گفتم جای خاصی نیست، فقط باید از کنگره تهیه کنی.
در تجربه شخصی خودم دیدم موادی که در D.SAP هست و همه شما رفتهاید دیدهاید و در موردش تحقیق کردهاید، صددرصد میدانم و حالا فقط میخواهم یادآوری کنم که این ماده غنی از املاح، ویتامینها و مواد معدنی است. ما چرا امروزه اینهمه نفخ شکم، اینهمه بلغم و اینهمه بیماریهای مربوط به سردی داریم؟ چرا اینقدر بیماری زیاد شده است؟ به خاطر اینکه عادتهای غذایی ما تغییر کرده و آن تغذیه سالم واقعاً دیگر نیست.
تغذیه سالم بیشتر در همین روستاها و خانوادههایی است که مثل من، مادرشان هنوز غذا درست میکند. جدیداً همه دنبال غذاهای فستفودی و این مسائل هستند. یک دوچرخهسوار اوکراینی آمده بود و رفته بود خانه یک بنده خدایی. اینها ظهر آش ترخینه داشتند و او این غذا را خورده بود و گفته بود: شما چرا غذاهایتان اینقدر غنی است؟ ما مثلاً لوبیا را جدا درست میکنیم و میخوریم یا نخود را جدا یک وعده درست میکنیم، ولی غذاهای شما همه اینها را با هم دارد.
الان متأسفانه سفره غذای ما کم شده و به همین نسبت، آن ویتامینها، املاح و مواد معدنی به بدنمان نمیرسد. وقتی نمیرسد، امراض به وجود میآید. یکی از سادهترین و در عین حال مهمترین آنها همان بحث یبوست است که خیلی از افراد درگیر آن هستند. خیلیها در جامعه، مخصوصاً کشور ما، درگیر این موضوع هستند.
من نگاه کردم دیدم موادی که داخل D.SAP هست شامل پتاسیم، سدیم، منیزیم، فسفر و انواع و اقسام اسیدها مانند اسید لاکتیک و غیره است که چقدر مفید هستند. برای بحث ضدویروسی بودن، در کرونا چقدر به ما بچههای کنگره کمک کرد. دیروز آقای مهندس میگفتند که دو نفر از جمعیت کنگره به خاطر کرونا از بین رفتند؛ آن هم به این دلیل که گوش ندادند و با سر خودشان جلو رفتند.
این بحث ضدویروسی اسید استیک چقدر مهم است که در این ترکیب یافت میشود. موادی مثل پتاسیم، که میگویند «در خانه اگر کس است، یک حرف بس است»، همین پتاسیم موجود در D.SAP چقدر مفید است برای بدن. کمک به عملکرد الکترولیتها داخل بدن و بحث آب بدن را دارد. من خودم یک ماه است که کمرم را عمل کردهام. پاتولوژی دیسک کمرم که آمد، زده بود هشتاد درصد ایراد به خاطر کمبود آب است.
من فکر میکردم چون آب میخورم، مثلاً در بیستوچهار ساعت آب مصرف میکنم، دیگر کمبودی ندارم؛ اما این کمبود آمده بود و باعث شده بود این اتفاق بیفتد. میتواند مقداری هم مربوط به بحث پتاسیم باشد. پتاسیم چقدر مفید است برای ضربان قلب و چقدر مفید است برای غدد فوقکلیوی. غدد فوقکلیوی آدرنالین ترشح میکنند و آدرنالین، همانطور که راهنمایان محترم گفتند، چقدر برای بحث خوابیدن ما مهم است.
اینها همه در یک پکیج کامل توسط آقای مهندس و استاد امین، خدا را شکر، کشف شده است. بچهها، D.SAP سرکه سیب نیست؛ یک معجون است مابین شراب و سرکه که به این راحتی در اختیار ما قرار گرفته و در درازمدت، اگر درست مصرف شود، تمام این مواد معدنی و ویتامینها را به بدن میرساند.
چون لژیون سردار، لژیون خدمت است، یک صحبت هم در مورد لژیون سردار بکنم. امیدوارم که خیر و برکت مشارکت همه دوستان در لژیون سردار به زندگیشان برگردد که صددرصد برمیگردد. حالا منِ حمیدرضا آن چشم بصیرت را ندارم که خیر و برکتی که برمیگردد را ببینم. عقل کوچک من فقط خیر و برکت را در مال میبیند و امیدوارم همه ما بتوانیم تعهداتمان را بهموقع انجام بدهیم.

خود من امیدوارم آقای مهندس اجازه پهلوانی را به من بدهند. میدانم آقای مهندس حداقل ده هزار برابر از من بهتر میفهمند که چرا اجازه ندادند. آن روز من سه بار رفتم خدمت آقای مهندس. بد نیست این موضوع را بگویم؛ معین با ما بود. معین میگفت کاش من بروم همینطوری بگویم میخواهم در پهلوانی شرکت کنم تا آنقدر که مهندس تو را بغل گرفت، من هم بغل بگیرد.
به اندازه همه عمرم آن روز مهندس مرا بغل گرفت و دستم را گرفت؛ یعنی انرژیای به من داد که کیف دنیا را کردم. آخرش هم مهندس یک نگاهی به من کرد و گفت: من اجازه نمیدهم تو الان پهلوان بشوی. من از واماندگی و درماندگی گفتم پس اجازه بدهید بغلتان کنم و مهندس دوباره مرا در آغوش خودش گرفت. خوشا به حال کسانی که لژیون سردار را درک کردند و با فهم و شعور در این لژیون عضو شدند.
ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.
ضبط و عکس: مسافر محمدرضا (لژیون دوازدهم)
تنظیم و ارسال: مسافر معین (لژیون یازدهم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
186