صحبتهای استاد امین در سیدی (یین و یانگ) پیرامون مثلث شخصیت است. وقتی این مثلث آسیب ببیند بسیاری از کارها و فعالیتهای شخص باید در جهت حفظ خود باشد. ممکن است در فیلمها دیده باشید که علامت دایره شکلی که به دو بخش تقسیم شده است آن بخش روشنایی نقطه سیاهی در آن هست و در بخش تاریکی یا سیاهی نقطه سفیدی، کل این دایره زندگی، یا کلیت و یا موجودیت هستی است. بخش تاریک و سیاه مربوط به تاریکی یا قسمت منفی قضیه است و بخش روشنایی مربوط به قسمت الهی و مثبت است؛ در فلسفه شرق به این دایره چرخه یین و یانگ گفته میشود. یین در زبان چینی به معنای جوانی خامی و تاریکی، یانگ که نام رودخانهای در چین به معنای پختگی خرد و پیری است؛ البته پیری به معنای پختگی و خردمندی.
هر موجودی از دو بخش پنهان و آشکار تشکیل شده که قسمت پنهان و آشکار نیز به دو بخش اهریمنی و الهی تقسیم میشود. نسبت این دو همیشه یکسان نیستند و متغیرند. مسئله یین و یانگ در همه موجودات وجود دارد و همیشه در حال درگیری و کشش هستند که باعث به وجود آمدن حسها و نیروهایی در درون شخص میشود که عامل حرکت است؛ البته بدون در نظر گرفتن محیط؛ یعنی اگر محیط هم نباشد آن دو قسمت در حال کشش و کنش هستند.
دیدگاه یین و یانگ میگوید که وقتی قسمت منفی و تاریکی شروع به رشد میکند، قسمت روشنایی ضعیف میشود تا به نقطه بسیار کوچکی میرسد ولی از بین نمیرود و اگر هم از بین برود روشنایی جدیدی در دل سیاهی شروع به رشد میکند، همچنین وقتی قسمت تاریکی کوچکتر میشود و به نقطهای کوچک تبدیل میشود؛ اما از بین نمیرود و اگر هم برود باز تاریکی جدیدی رشد میکند. اگر هر کدام از قسمتها بخواهند کاملاً غلبه پیدا کند و تمام آن شکل یا موجود را فرا بگیرد آن موجود یا ساختار از بین میرود و ساختار دیگری به وجود میآید که با ساختار قبلی کاملاً متفاوت است. در اینجا اگر قسمت منفی کل موجود را فرا بگیرد آن ساختار جدیدی که به وجود میآورد در درجات پایینتری قرار دارد.
هر نقطهای که میخواهد رشد کند و موجود را فرا بگیرد، باید از نظر ماهیت و قدرت از دیگری بالاتر باشد. این قانون یین و یانگ است که هرچه قدرت آن تاریکی قدرتمندتر باشد قسمت یانگ یا روشنایی که در دل آن میخواهد به وجود بیاید، پتانسیل بیشتری جذب میکند و قدرتش بیشتر از آن تاریکی است که از دلش بیرون آمده است.
یکی از مثال های قانون یین و یانگ، قرون وسطی و عصر رنسانس است که قرون وسطی همان یین و عصر رنسانس یانگ است و به دلیل عمق زیاد تاریکی در زمان قرون وسطی، روشنایی یا همان رنسانس، قدرتمندتر بود و جهش فوق العاده داشت و جامعه رشد چشمگیری در همه جهات داشت. در درون انسان همین اتفاق میافتد اگر انسانی بخواهد روشنایی را بفهمد و تجربه کند باید حتماً تاریکی را بفهمد. هر چقدر روشنایی بخواهد عمیقتر باشد شدت و زمان تاریکی بیشتر میشود که این بستگی به خواسته و تلاش فرد دارد.
هر دفعه که تاریکی رشد میکند، اگر شکست بخورد دفعه بعد قویتر و نیرومندتر میشود. کششها تا زمانی که قضیه کامل حل شود ادامه دارد، زمانی قضیه کاملاً حل میشود که راه و درمان کامل و قطعی پیدا شود و یا انسان شناخت کاملی نسبت به ماهیت آن تاریکی پیدا کند.
شناخت کامل انسان نسبت به ماهیت قضیه، یک نشانه دارد و آن این است که موقعی که تاریکی غلبه میکند در موجود آشوب، به هم ریختگی و عدم تعادل به وجود میآید و نیز احساس نفرت و بیزاری نسبت به تاریکیای که غلبه پیدا کرده است به وجود میآید. خیلی وقتها انسان برای از بین بردن قسمت تاریکی از آن احساس بیزاری و تنفر استفاده میکند و وارد جنگ و نبرد میشود؛ اما با تاریکی نمیشود با نفرت مبارزه کرد و قانونش این است که اگر انسان با نیروی تاریکی با حس تاریک و منفی مبارزه کند، قدرت خودش را به تاریکی منتقل میکند و یا به عبارتی با آب فاضلاب نمیتوان آلودگی را پاک کرد.
زمانی این چرخه کامل میشود که در صورت غلبه تاریکی انسان با نفرت و حس منفی اقدام به حل نکند، آن گاه در مسیر درست قرار میگیرد.
منبع: اپلیکیشن دژاکام سیدی (یین و یانگ)
نویسنده: راهنما همسفر سارا (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر معصومه نگهبان سایت
نمایندگی ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
124