آقای مهندس میفرمایند: «علت بیشتر شدن رهایی مسافرهای خانم و پیشرفت در کنگره، کارکرد منظم و مرتب راهنماها و افراد کنگره است که تلاش میکنند، این مسئله حاکی از نظم و دیسیپلین بالایی است که در کنگره برقرار است؛ بنابراین نظم و دیسیپلین در کنگره باید صد مرتبه بالاتر از دانشگاه، سربازخانه، باشگاه ورزشی و غیره باشد؛ چون افرادی که در کنگره وجود دارند دارای یک بیماری خاصی هستند که از نظر افکار و اندیشه تزلزل بسیاری در آنها است». پس برای اینکه به آن نتیجه دلخواه برسیم باید فرمانبردار باشیم، وقت و انرژی راهنما را نگیریم راهنما یکبار حرف میزند بر رهجو واجب است که آن عمل را انجام بدهد. آقای مهندس در ادامه یک سؤال مطرح میکنند، چه چیزی وجود دارد که ما را از تعلقات و خواستههای خودمان دور میکند، باعث میشود که وقت و انرژی خود را برای بقیه اعضاء بگذاریم، متحمل سختی بشویم از نظر حسابگرانه با چه معیاری میخواهید این را حساب کنید. جز این است که یک عشق پشت آن است و آن عشق باعث جنبش و حرکت شده آن عشق نشئت گرفته از یک ایمان و اعتقاد راستین است.
ایمان یعنی چه؟ ایمان دو مفهوم دارد: مفهوم اول اینکه تجلی نور خدا در انسان؛ یعنی هرکس ایمان دارد باید تمام صفات خداوند از جمله رحیم بودن، علیم بودن، ستارالعیوب بودن، مهربان بودن و... در آن شخص هم متجلی باشد. مفهوم دوم اینکه ایمان؛ یعنی اعتقاد داشتن به خودش، انسانها، خانواده، جوامع بشری، حیات، راستی، صداقت، مهر، و....
کسانی که در سیستم میبخشند؛ مانند رودخانهای جاری و زلال هستند که باعث حیات تمام انسانها، گیاهان، حیوانات و جمادات میشوند همیشه پرآبتر، زلالتر و قویتر هستند؛ چون میبخشند. انسانی که نمیبخشد مثل یک برکه یا حوضی است که به دلیل ثابت بودن آب تبدیل به لجن میشود.
ریشه تمام بیماریها مثل اسکیزوفرنی، سرطان روده، سرطان مغز و... از بیایمانی است و ایمانی که عملی باشد فرق میکند. فرمان خدا یکی گفتار و یکی هم عمل است؛ اگر انسان به آن قسمتهای پنهان ذهنش نگاه کند متوجه میشود خدا را دوست دارد که هر چه میخواهد خدا به او بدهد.
سیستم خلقت اینگونه است که باید دوست بداری تا دوستت داشته باشند شما نکاشته نمیتوانید درو کنید. در پایان سیدی آقای مهندس فرمودند: «نکته بسیار، بسیار حساسی وجود دارد آن هم این است که اگر در قسمت ایمان، تو کاشتی بهحساب برداشت محصول، به تو محصول نمیدهد، باید در این قضیه بلاعوض باشد» ؛ یعنی اگر تو خدماتت را انجام بدهی؛ ولی انتظار برگشت نداشته باشی آن موقع جواب میدهد و کسی ایمان دارد که عشق بلاعوض دارد.
برداشت من از این سیدی این است که ایمان داشتن فقط انجام دادن یکسری کارهای عبادی نیست و مفهومی فراتر دارد. ایمان؛ یعنی باید صفات خدا که همه آنها در وجود ما است را رشد بدهیم وقتی به آن مرحله رسیدیم ایمان برای ما امنیت و آرامش میآورد که کمتر مریض میشویم و چهره ما نورانی میشود. کسی که ایمان داشته باشد حتی حاضر است از عصاره جان خود ببخشد و انتظار برگشت نداشته باشد، در نهایت اینکه هر زمان ما به خداوند ایمان و اعتقاد راستین پیدا کنیم دری از درهای بهشت به روی ما باز میشود.
نویسنده و رابط خبری: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر اسماء (لژیون اول)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی سیرجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
84