English Version
This Site Is Available In English

من فقط قوانین را اجرائی کردم

من فقط قوانین را اجرائی کردم

در خدمت زوج خدمتگزار مرزبان همسفر مائده و مرزبان مسافر ناصر هستیم. ایشان با آخرین آنتی‌ایکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۱۱ ماه با متد DST و داروی OT با راهنمایی مسافر مسعود و همسفر زهرا سفر کردند. هم‌اکنون ۲ سال و ۹ ماه است که با دستان پرمهر آقای مهندس از بند اعتیاد آزاد و رها هستند. ورزش مرزبان همسفر مائده دارت و مسافرشان بسکتبال است.

مرزبان همسفر مائده:

برای تازه‌واردین و منِ سفر اولی از مسئولیت‌های مرزبان خبری بگویید؟

مرزبان خبری در تمام جشن‌ها، جلسه راهنمایان و آزمون باید عکس و فیلم تهیه نماید و با آموزشی که داده شده آماده نماید و برای گروه ارسال نماید. تمام خبرها و لینک‌ها را برای راهنمایان ارسال نماید و تمام مطالب دلنوشته‌ها و مقاله‌ها را قبل از بارگزاری تأیید نماید؛ علاوه بر این باید کار آمار را هم آموزش بگیرد و در کنار مرزبان آمار خدمت کند. جایگاه بسیار شیرین و پرخیر و برکتی است؛ برای عزیزانی که دوست‌دار این جایگاه خدمتی هستند دعا می‌کنم که خداوند آنان را در زمره انتخاب‌شدگان قرار دهد.

برای ما از حس‌وحال روز اولی که وارد جایگاه خدمتی مرزبانی شدید بگویید.

من اولین همسفری بودم که وارد شعبه کمال‌الملک شدم. از همان روز اول دوست داشتم خدمتگزار باشم و در این شعبه خوش‌حس خدمت کنم. راهنمای مهربانم به من پیشنهاد جایگاه مرزبانی را دادند با این‌که برایم ناآشنا بود پذیرفتم و همان بار اول که خانم لیلا اسیسانت رابط شعبه را دیدم به ایشان اعلام کردم که دوست دارم در این جایگاه خدمت کنم خانم لیلا گفتند: فعلاً تعداد همسفران کم است؛ ولی باید از همین الآن نشان بدهید که چقدر دوست دارید خدمتگزار باشید و آیا تصمیمتان قطعی است و دوست دارید در این شعبه ماندگار باشید یا به‌شعبه قبلی برگردید. راهمان دور بود و شعبه قبلی به محل سکونتم خیلی نزدیک بود اما به گفته آقای مهندس که فرمودند: بهتر است مسافر و همسفر با هم در یک شعبه باشند این تصمیم را گرفتم و به‌خاطر این‌که مسافرم مرزبان انتصابی بود باید خیلی زود به شعبه می‌رفتیم و قبل از این‌که همسفران دیگر بیایند با تمیز کردن و چیدن صندلی‌ها خودم را سرگرم می‌کردم. بعد از حدود 11 ماه که شال مرزبانی را دریافت کردم حس خاصی داشتم. هم خیلی خوشحال بودم هم کمی ترس داشتم؛ اما لذت ‌بخش بود و از این بابت خداوند را شاکرم.

خدمت کردن مسافر و همسفر هر دو با هم در جایگاه مرزبانی چه حس مشترکی برایتان دارد؟

جایگاه مرزبانی در کنار شیرینی که دارد سختی‌هایی هم دارد که اگر با عشق همراه باشد لذت‌بخش خواهد بود؛ وقتی مرزبان هستید مؤظف هستید که زودتر از همه در شعبه حضور داشته باشید؛ حتی گاهی چند ساعت زودتر و همین‌طور آخرین نفر هم باید شعبه را ترک کنید؛ اما وقتی همسفر و مسافر باهم در این جایگاه خدمت می‌کنند چالشی بینشان به‌وجود نمی‌آید و بیشتر از خدمتشان لذت می‌برند و می‌توانند به یکدیگر کمک کنند.

در مشارکت‌ها شما تأکید به همسفر داشتن دارید چگونه این راه را برای مسافرتان هموار کرده‌اید؟

زمانی‌که مسافر به‌کنگره می‌آید و شروع به‌درمان می‌کند در کنار دارو روی جهان‌بینی او هم کار می‌شود، اگر همسفر هم‌زمان با مسافرش به‌کنگره نیاید بینشان اختلاف فاز به‌وجود می‌آید که آزاردهنده است. زمانی‌که همسفر به‌کنگره می‌آید آموزش‌هایی را توسط راهنما می‌گیرد و متوجه یک‌سری از احوالات مسافر می‌شود. مثلاٰ اینکه یاد می‌گیرد نیم تا یک ساعت قبل و بعد از دارو را کنترل و مدیریت کند که بینشان چالشی به‌وجود نیاید، باعث تخریبش نشود و حس و حالش خراب نشود و اینکه مسافرش با آرامش بیشتری به‌سفرش ادامه بدهد.

خدمت کردن در این جایگاه چه ویژگی شخصی را در شما تقویت کرده است؟

وقتی در جایگاه مرزبانی قرار می‌گیریم مؤظف هستیم خیلی جاها خودمان را کنترل کنیم و زود به‌هم نریزیم و عصبی نشویم جایگاه مرزبانی روی نقطه‌تحمل کار می‌کند و نقطه‌تحمل در خیلی مسائل بالا می‌‌رود این ویژگی، خیلی مهم و با ارزش است.

سؤالات مشترک: 

بدون شک خدمت کردن در کنگره سراسر خیر و برکت است؛ ولی آیا در این مدت روزی به عنوان سخت‌ترین روز برای شما بوده است؟

مرزبان همسفر مائده: 

چه سوال جالبی فکر نمی‌کردم  یک روز لازم باشد آن حس‌وحال را تعریف کنم؛ اما خوب است بقیه هم بدانند. روز جشن همسفر بود آن‌روز من از صبح دکتر بودم و کمرم گرفته بود؛ اما باید حضور پیدا می‌کردم؛ چون خدمتگزار بودم خدا را شکر به‌موقع رسیدم و تا آخر وقت کنار همسفران ایستادم و آن‌ها در آغوش گرفتم و سعی کردم به آن‌ها عشق و حال خوش انتقال بدهم.

مرزبان مسافر ناصر:

بعد از این‌که همسفرم را به دکتر رساندم با موتور تصادف کردم خدا را شکر اتفاق بدی نیفتاد اما اصلاٰ شرایطم خوب نبود؛ ولی به‌خاطر خدمتی که داشتم مؤظف بودم خودم را به شعبه برسانم و به‌نحوی که بقیه متوجه شرایطم نشوند به خدمتم ادامه دهم؛ البته این‌که اتفاق بدی نیفتاد را من معجزه خدمت در کنگره می‌دانم.

برایمان بگویید چه مدت است که در جایگاه مرزبانی خدمت می‌کنید؟

مرزبان همسفر مائده:

۵ماه است که در جایگاه مرزبان خبری خدمتگزار هستم.

مرزبان مسافر ناصر:

به‌واسطه این‌که شعبه کمال‌الملک تازه تأسیس بود و ما جزء خدمتگزاران بودیم به صلاحدید ایجنت نمایندگی مدت ۱۰ ماه مرزبان انتصابی بودم بعد از ۱۰ماه رأی‌گیری مرزبانی داشتیم که من هم در کنار بقیه مرزبانان انتخاب شدم و به‌لطف خداوند حدود ۶ ماه است که با شال در این جایگاه خدمت می‌کنم.

از تجربه فردیتان به‌واسطه خدمت‌کردن در این جایگاه کمی توضیح دهید.

مرزبان همسفر مائده:

تجربه‌ای که من بارها در خدمتم حس کردم این بود که وقتی قوانین را اجرائی کردم متوجه شدم بعضی از افراد از من ناراحت شدند. من فقط قوانین را اجرائی کردم و هیچ‌چیز شخصی‌ وجود نداشته و مؤظف به‌رعایت یک‌سری قوانین بوده و هستم و اصلاً دوست ندارم شخصی را ناراحت کنم و همه همسفران برای من عزیز و برابرند.

مرزبان مسافر ناصر:

گاهی باید از سفر اولی‌ها کاری را بخواهم که انجام دهند، یک‌بار یکی از عزیزان یقه‌ام را گرفت و من باید خونسردی خودم را حفظ می‌کردم؛ چون آموزش گرفته بودم، بغلش کردم و گفتم حق با تو است و در آخر کاری که خواستم انجام شد و الآن خیلی هم باهم خوب هستیم.

طراح سؤال و مسئول مصاحبه: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر (زهرا لژیون اول)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر طیبه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کمال‌الملک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .