زمانی که وارد کنگره۶۰ شدم ناامیدی همه وجودم را فرا گرفته بود، دنیای من تیره و تاریک شده بود و خودم را یک قربانی میدانستم و همیشه با خودم میگفتم من عصمت که آزارم به یک مورچه نمیرسد، چرا باید چنین مسئلهای در زندگی من رخ بدهد؟ پس عدالت خداوند کجا است؟ زمانی که به اصرار همسرم در جلسه حاضر شدم، سعی میکردم کسی مرا نشناسد که عضو چنین مکانی هستم؛ هیچوقت آن روز را فراموش نمیکنم، چرا که نگران بودم اگر فرد آشنایی را ببینم، آبروی من میرود؛ زیرا تفکر درستی از کنگره۶۰ نداشتم تا اینکه رفتهرفته با ماندن در کنگره۶۰ عقایدم به کلی تغییر کرد؛ من فهمیدم در اینجا هیچ شخصی، شخص دیگری را مورد سرزنش یا قضاوت قرار نمیدهد، اینجا همه رنجدیده هستند، همدیگر را درک مینمایند، کنار هم هستند و همدیگر را دوست دارند. از آن زمان به بعد متوجه شدم وقتی که به کنگره۶۰ میآیم با حس خوب، شادی و امید بیایم. انگار دیگر افکار من تغییر کرده و افتخار میکنم در چنین مکانی حضور دارم و باعث آرامش من است؛ انگار بهشتی را پیدا کردهام که نمیخواهم آن را از دست بدهم و برای هر لحظه ماندن در این مکان، تلاش مینمایم.
من به عنوان یک مادر به کنگره۶۰ نیاز دارم؛ زیرا معتقد هستم اگر مادر به آرامش و آگاهی برسد، میتواند پایههای زندگی را محکم نماید و در مواقع سختی در کنار همسر و فرزندانش باشد، به آنها آرامش بدهد، بهترین تصمیم را بگیرد، با فرزند خود بهترین رفتار را داشته باشد و زندگی را به بهترین شکل مدیریت نماید.
اکنون خدا را شکر مینمایم، با چنین مکانی آشنا شدهام که زندگی من را دگرگون کرده است. چرا که آموزشهای زیادی گرفتهام و میتوانم خودم و تغییر خودم را احساس مینمایم. از یک آدم زودرنج و ضعیف به فردی پختهتر و قویتر تبدیل شدهام و به راحتی میتوانم زندگی خود را اداره نمایم و از خداوند میخواهم به من توفیق بدهد تا بتوانم در کنگره۶۰ بمانم و خدمت کنم.
نویسنده: همسفر عصمت رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر زکیه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بنیان مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
83