با نزدیک شدن جشن همسفر، ناخودآگاه به یاد روزهای ابتدایی ورودم به کنگره افتادم. روزهایی که دلم پر از آشوب، نگرانی و استرس برای مسافرم بود؛ اما روزی که برای اولین بار در کارگاه حاضر شدم و اعلام سفرهای مسافران را شنیدم، با اینکه مسافرم حدود سه ماه از سفرش گذشته بود و تغییراتی را در او احساس میکردم، امید عجیبی در دلم جوانه زد و دلم قرص شد که اینجا میتواند مکانی باشد که فرزندم را از دام این دشمن خانمانسوز نجات دهد. عشق و محبتی که میان اعضای کنگره جریان داشت و آغوشهای گرم همسفران، بهویژه همسفر مریم عزیز، انرژی فوقالعادهای به من داد و همین محبتها مرا به کنگره پایبند کرد. با گذشت زمان فهمیدم که در واقع خود من، بیش از هر چیز، به این مکان مقدس و آموزشهایش نیاز داشتم. فهمیدم چقدر در گمراهی بودهام و درک کردم که کنگره فقط مکانی برای درمان اعتیاد نیست؛ بلکه جایی است که انسان را از قعر تاریکی و ظلمات، به سمت نور و روشنایی هدایت میکند. آموزشهای ناب کنگره به من راه درست زندگی کردن را آموخت، بخشیدن را آموخت و از آن مهمتر، چگونه بخشیدن را یاد داد. کنگره۶۰ به من آموخت که «تو میتوانی همه آنچه که هست را با نیروی عقل خویش به بهترین شکل ممکن تبدیل کنی.» میتوانی با قلمموی منحصربهفرد خودت، نقشی زیبا بر لوح وجودت ترسیم کنی، نقشی که با دیدنش، همه کائنات به وجد آیند. کنگره ۶۰ به من آموخت که رنگ سفید، تلفیقی از هفت رنگ زیباست و هر یک از این رنگها طیفی بینهایت از زیبایی را در خود دارد و حتی رنگ سیاه نیز رنگی در دستان توانای یک نقاش است. تصور اینکه با این همه رنگ چه تابلوی باشکوهی میتوان خلق کرد، خود انسان را سرشار از هیجان میکند.
بزرگترین کمک کنگره۶۰ به من این بود که خودم را بشناسم و به خودم باور داشته باشم. آموختم که با انجام اعمال ارزشی میتوانم مانند یک چشمه جاری باشم و با خدمت کردن، حرکت رو به رشد خود را ادامه دهم. و در این مسیر، دستیابی به ارتقا آسانتر و دستیافتنیتر میشود. همچنین یاد گرفتم اگر خدمتی انجام میدهم، در جهت رسیدن به «حال خوش» است و زمانی که به حال خوش برسم، دیگران نیز از آن بهرهمند خواهند شد. جشن همسفر امسال برای من حالوهوای متفاوتتری داشت؛ چراکه دو نفر دیگر از عزیزانم نیز وارد کنگره شدند و این اتفاق را بسیار مبارک میدانم. این موضوع را از برکات کنگره، پایبندی خودم و تغییرات مثبتی که در خودم و مسافرم ایجاد شده میدانم و از صمیم قلب آرزو میکنم همه کسانی که در انتظار چنین لحظاتی هستند، آن را تجربه کنند. در پایان، از راهنمای بزرگوارم که با صبر، حوصله، دانش و آموزشهای ارزشمند، مرا به آرامش میرسانند صمیمانه سپاسگزارم. همچنین از بنیانگذار کنگره۶۰، آقای مهندس دژاکام و تمامی اعضای کنگره که همچون فرشتگان زمینی با امید، تلاش و خدمت بیدریغ فعالیت میکنند، کمال تشکر را دارم. امیدوارم من نیز بتوانم روزی خدمتگزاری لایق برای کنگره۶۰ باشم.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیرجند
- تعداد بازدید از این مطلب :
38