امروز دوازدهمین جلسه از دور سی و دوم از کارگاه آموزشی خصوص کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا به نمایندگی لویی پاستور با استادی مسافر نیما و نگهبانی مسافر حسن و دبیری اینجانب علیرضا با دستور جلسه « الهام از رمضان » ، در روز دوشنبه مورخ 13 بهمن ۱۴۰۴ راس ساعت 15 آغاز به کار نمود.
با احترام دبیر جلسه
.jpg)
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان نیما هستم یک مسافر
خدا را صدهزار مرتبه شکر میکنم که در این جایگاه هستم و از نگهبان و دبیر هم سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم.
اول از همه خدا را شکر میکنم و شهادت میدهم به یگانگی و وحدانیتش چرا که خودش فرموده که تنها اسمی هستم که تکرار ندارد.
شهادت میدهم به ذات مقدسش که اونها تنها واسطه فیض هستند و اسما الحسنی هستند.
تشکر میکنم از مهندس و خانواده محترمشان که این بستر را برای ما فراهم کردند که این آتش تمنا را در من شعله ورتر کردند.
ممنونم از پدرم به خاطر مستی ها و ایجاد نارحاتیهای فراوانش که کاری کرد من اکنون در این جایگاه باشم و در تکرار آن مسیر قرار نگیرم.
ممنوم از مادرم به خاطر صبر و تحملش و بخاطر دعاهای سر سجاده نمازش که مسیر خیر را برای من ایجاد کرد.
ممنونم از برادرم که در حال بدی من و برای کمک به من از ارزشمندترین گنیجه انش یعنی کتابخانه اش گذشت تا من به درمان برسم.
ممنوم از همسرم به خاطر صبر و مردانگی ایی که به خرج داد تا بتوانم در این جایگاه بمانم.
ممنوم از استاد و راهنمای عزیزم آقا علیرضا که با صبرش و نکات ریزی که میگفت و کاری کرد که به بهترین شکل به رهایی و درمان برسم و در این جایگاه قرار بگیرم.
از ایجنت محترم و از همه خدمتگذاران که که در حال خدمت در شعبه لویی پاستور هستند تشکر میکنم
یک خاطره هم از حسن آقا بگویم راهنمای تازه واردین که وقتی من سه سال پیش به اینجا اومد در روز جشن بود و تزیئنات اینجا را بواسطه حال خرابی که داشتم اصلا نتوانستم تحمل بکنم و رفتم، بعد از سه سال که مجدد برگشتم و خیلی جالب بود که مجدد با حسن آقا روبرو شدم، حسن آقا اون رو به من چیزی گفت که نقطه عطفی شد برای حرکت من در کنگره، چیزی که الان هم من خطاب به سفر اولی ها میگویم که دقت کنند، به من گفت: نیما ، تو فقط دوماه بیا، و اگر درخودت تغییری احساس نکردی اونوقت هر اعتراض داری بگو.
من یک دو،دوتا چهارتا با خودم کردم، که یک باشگاه هم که میرفتم به حرف مربی و برنامه تمرینی او باید گوش میدام خوب اینجا هم همین کار را بکنم.
و واقعا این حرف خیلی به من کمک کرد، معمولا همه ما ها که به میانه راه رسیدیم یا در سفر دوم وارد شدیم میدانیم که همه سفر اولی ها در چند ماه اول درکی از اینجا ندارند و تا در CD ها بر نخورند و تا متوجه نشوند که چرا به این موضوع گرفتار شده اند و چه خیری بوده که اکنون در این فضا نشسته اند ، متوجه نمیشود که اصلا حرف کنگره، حرف مهندس، تلاش بچه ها و صحبتهای راهنما در لژیون بر چه مبنا و اساسی است.
.jpg)
با احترام به دستور جلسه که الهام از رمضان است، داشتم فکر میکردم که من چرا مصرف کننده شدم.
به دو نکته رسیدم، اول اینکه من از فکر کردن خسته شده بودم، وقتی پدرم ورشکسته شد یک شبه همه چیز را از دست دادیم و من چون بچه بزرگ بودم همه مسئولیتها بر عهده من بود در این بین پدرم غرق در مصرف مشروب بود و در عین حال معتقد به برخی اصول برای خودش. بعد از یک سال و نیم بیماری سخت و مشکلاتی که برایش پیش آمده بود در یک از اون شبها پدر در آغوش من از دنیا رفت. بعد از فوت پدر من بواسطه غرورم از هیچ یک از فامیل هم که خداروشکر در وضعیت مطلوب بودن و انشاالله بیشتر هم بدست بیاورند هیچ کمکی نگرفتم و مراسم را با هر سختی بود به بهترین شکل انجام دادیم.
در ازدواج اولم بعد از 6ماه زندگی مشترک همسرم فوت کرد که ضربه سنگین مجددی به من وارد شد.
اینها را چرا گفتم، بیشتر برای سفر اولها، چون از فکر کردن خسته شده بودم. از بودن در این زنجیره مشکلات پی در پی در آن سن به ستوه آمده بودم. تنها بودم و از کسی هم نمیتوانستم کمک بگیرم.
و بحث دوم هم اینکه دنبال هیجان از دریافت مواد بودم ، هیجانی که هنوز هم هست و نمیتونم منکرش بشوم.
تمام واژگانی که در کنگره گفته میشود ساختاری و کاربردی است چرا که همه چیز مهندسی شده است.
رمضان تزکیه و پالایش و نه گفتن به خواسته های غیر معقول است و نظم کنگره و اون DST شکل میگیرد، چون وقتی به درون خود فرو برویم و از اون خواسته ها بگذریم کم کم میتوانیم اون الهامات مثبت درون خود را متوجه میشویم.
کنگره نه نصیحت میکند و نه مقصد را نشان میدهد، کنگره راه را نشان میدهد و چراغ را، چراغ در دست راهنما است و راه را هم خودمان باید برویم تا به آن حس خوب برسیم
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید سپاسگزارم
ضبط و تایپ: مسافر نوید
عکس: مسافر نوید
ویرایش و ارسال: مسافر نوید(گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)
- تعداد بازدید از این مطلب :
134