English Version
This Site Is Available In English

رمضان، مکثی برای دوباره ساختن

رمضان، مکثی برای دوباره ساختن

امروز سه شنبه 1404/11/14 جلسه دهم از دوره هفتم سری کارگاههای خصوصی مسافران کنگره 60 زاهدان با دستور جلسه "الهام از رمضان" به استادی مسافر محمدرضا، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر فرامرز آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمدرضا هستم، یک مسافر.
در ابتدا از صمیم قلب، پیشاپیش فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به همه‌ی شما عزیزان تبریک عرض می‌کنم؛ ماهی که فقط ماه گرسنگی و تشنگی نیست، بلکه ماه بیدار شدن، دیدن و دوباره ساختن است. رمضان، ماه مکث کردن در شلوغی‌های زندگی و فرصتی برای نگاه کردن به درون خودمان است؛ همان جایی که سال‌ها از آن غافل بوده‌ایم.
در باور و آموزه‌های دینی ما آمده است که از خودشناسی به خداشناسی می‌رسیم. این مسیر، مسیری است که با شناخت ضعف‌ها، ترس‌ها و نادانی‌ها آغاز می‌شود و به آرامش، ایمان و رهایی ختم می‌گردد. رمضان دقیقاً همان ایستگاهی است که به ما اجازه می‌دهد کمی آهسته‌تر حرکت کنیم، کمتر مصرف کنیم و بیشتر بفهمیم.
ما یازده ماه سال، بی‌توجه به جسم و روان خود، هرطور که خواسته‌ایم خورده‌ایم، نوشیده‌ایم و زندگی کرده‌ایم؛ اما در این یک ماه مبارک، به بدن خود استراحت می‌دهیم. به دستگاه گوارش فرصت نظم گرفتن می‌دهیم، به ذهن‌مان فرصت سکوت و به روح‌مان مجال ترمیم می‌بخشیم. این نظم، تنها یک دستور مذهبی نیست؛ یک قانون علمی و طبیعی برای بازگشت تعادل به انسان است.
نکته‌ی بسیار ارزشمند و قابل تأمل اینجاست که در همین ماه مبارک رمضان بود که جناب مهندس، با اتکا به تفکر، تجربه، ایمان و دانش، توانستند روش علمی و نجات‌بخش DST را ابداع کنند؛ روشی که برخلاف راه‌های مقطعی و احساسی، بر پایه‌ی زمان، تدریج و آگاهی بنا شده است. روشی که با کمک شربت OT، ابتدا خودِ ایشان را به درمان رساند و سپس به چراغ راه و امید هزاران مسافر دیگر تبدیل شد.
من امروز به‌عنوان کسی که روزگاری روزانه بین ۸ تا ۱۰ گرم شیره خوراکی مصرف می‌کردم، کسی که زندگی‌اش در تاریکی مصرف، بی‌نظمی و ناامیدی می‌گذشت، با اطمینان و آرامش می‌گویم که به لطف این مسیر درست، این آموزش سالم و این ساختار منظم، به درمان رسیدم. نه با زور، نه با جنگ، نه با ترک ناگهانی؛ بلکه با صبر، آموزش و حرکت قدم‌به‌قدم.
برای من، درمان یک اتفاق ناگهانی یا معجزه‌گونه نبود؛ درمان، نتیجه‌ی فهمیدن بود. نتیجه‌ی این‌که یاد گرفتم بدن و روان من قانون دارد، زمان می‌خواهد و با نظم و آگاهی ترمیم می‌شود. امروز این را به چشم می‌بینم و با تمام وجود لمس می‌کنم.
خدا را شاکرم برای این مسیر، برای این جمع، برای این آموزش و برای فرصتی که دوباره زندگی را با طعم آگاهی تجربه می‌کنم. امیدوارم در این ماه مبارک، همه‌ی ما بیش از گذشته به خودمان نزدیک شویم و قدمی دیگر به سمت نور برداریم.

نگارش، عکس و ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم ، راهنما آقای جواد)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .