English Version
This Site Is Available In English

حالا کنگره60 خانواده دوم من است

حالا کنگره60 خانواده دوم من است

جلسه نهم از دوره سی‌وهفتم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰؛ نمایندگی امین قم، با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر محمدعلی و دبیری مسافر محمد، با دستور‌‌ جلسه "خانواده" پنج‌شنبه 02 بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت 14 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر؛ از گروه مرزبانی، دبیر جلسه، نگهبان و کسانی‌که نوشتارها را خواندند تشکر می‌کنم. خداوند را سپاس‌گزارم که به من توفیق داد تا در کنار شما دوستان، در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستورجلسه این هفته: « خانواده » می‌باشد؛
از نظر من خانواده بنیان و ریشه هر انسانی است، البته اگر پیوند محبت وجود داشته باشد. هر روز در نوشتارها می‌خوانیم که تنها پیوند محبت ما را به هم متصل نگاه خواهد داشت. من در زمان مصرف موادمخدر در تاریکی کامل بودم. ابتدا به خودم و بعد به خانواده‌ام و اطرافیانم تخریب‌های زیادی وارد کردم. اعضای خانواده به صورت زنجیروار به هم متصل هستند و هر یک از اعضای خانواده که دچار مشکل شود، تبعات آن به تمام خانواده سرایت می‌کند.
بنابراین من نمی‌توانم بدون در نظر گرفتن خانواده هر کاری را که دوست دارم انجام دهم. حالا که من از بند اعتیاد رها شدم و از تاریکی‌ها در آمدم چه وظیفه‌ای دارم؟ بهترین کار این است که به ترمیم پیوندهای آسیب دیده بپردازم و این کار هم نیاز به زمان دارد و با روش DST امکان پذیر است. قبل از این که به کنگره بیایم در تاریکی بودم و به خیلی از مسائلِ اطرافِ خودم اهمیت نمی‌دادم. به نیازهای روحی، روانی و عاطفی همسفرم، فرزندان، پدر و مادرم توجه نمی‌کردم. حال باید در صدد جبران خسارت‌های گذشته باشم و با کوچک‌ترین کارها شروع کنم؛ مثل گوش دادن به صحبت‌های آن‌ها، گل گرفتن برای همسفرم و ... .
حالا کنگره 60 خانواده دوم من است که می‌توانم با خدمت کردن صادقانه و بی‌منت به کسانی که مثل خودم در دام اعتیاد و تاریکی گرفتار شدند خدمت کنم تا کمی از جامعه خودم نیز جبران خسارت کنم. تجربه‌ای من را متوجه این کرد که به چه اندازه تخریب وارد کردم، آن‌ هم این بود که چند وقت پیش در مورد محیط کار جدیدم به همسفرم گفتم که در آن‌جا تعدادی مصرف کننده وجود دارد و با شنیدن این حرف در صورتش کاملا نگرانی و استرس مشخص بود، انقدر این نگرانی زیاد بود که به زبان آورد و گفت: هنوز آوار اعتیاد از دوش ما برداشته نشده است. در اون لحظه آب سردی بود که من را بیدار کرد و متوجه کارهای اشتباه گذشته‌ شدم و فهمیدم که چه زجر و سختی را به خانواده خودم تحمیل کرده‌ام.
خدا را شکر می‌کنم که در کنگره حضور دارم و از همسفرم تشکر می کنم که در این راه من را همراهی کرد تا بتوانم یاد بگیرم و آن‌ها را کاربردی کنم تا به خودم و اطرافیانم کمک کنم.
ممنون که به صحبت‌های من توجه نمودید.

 

تایپ: مسافر حسین و مسافر مسلم لژیون دوم
عکس: مسافر علی لژیون پنجم
نگهبان سایت: مسافر حسن لژیون دوم
مرزبان خبری: مسافر صادق
تهیه و تنظیم توسط گروه سایت نمایندگی امین قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .