در این گفتگو در خدمت اسیستانت تغذیه و تازهواردین همسفر منیره هستیم. همسفری که سالها مسیر خدمت، آموزش و عشق را در کنگره۶۰ پیموده است و تجربههای ارزشمند خود را با ما در میان میگذارد. در این مصاحبه به دنیای تجربه، تعادل و تحول قدم میگذاریم، جایی که یک همسفر، مسیر رهایی را نهتنها برای مسافر خود، بلکه برای خویشتن نیز یافته است. او از تغذیه تا تازهواردین، از خدمت تا خودشناسی، راهی را پیموده که هر قدمش باایمان، نظم و عشق به انسانها همراه بوده است. این گفتگو روایت همسفری است که آموخته چگونه میان مسئولیتهای زندگی و خدمت تعادل برقرار کند و چگونه امید را در دل تازهواردانی که با اضطراب و ناامیدی قدم به کنگره میگذارند زنده نگه دارد.
همسفر منیره به همراه مسافرشان با سالها تخریب آنتیایکس مصرفی شیشه و شیره وارد کنگره۶۰ شدند. به مدت 12 ماه به روش DST با داروی اپیوم به راهنمایی مسافر رضا و همسفر سارا سفر کردند. در حال حاضر 15 سال و 7 ماه است از بند اعتیاد و 12 سال و 4 ماه است که از بند سیگار به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی ایشان در کنگره دارت و مسافرشان والیبال است. همسفر منیره در جایگاههای خدمتی مشاوره تازهواردین، راهنمایی، نگهبان رشته ورزشی دارت، راهنمای تغذیه، دستیار دیدهبان خدمت کردهاند و در حال حاضر در جایگاه اسیستانت تغذیه و تازهواردین در کنگره خدمت میکنند.
به نظر شما مهمترین نقش تغذیه در پروسه درمان اعتیاد چیست؟
همانطور که آقای مهندس در صحبتهایشان اشاره میکنند روش تغذیه دژاکام ممکن است در آینده از درمان اعتیاد هم جلو بزند و ممکن است که خیلی از انسانها اعتیاد نداشته باشند؛ ولی بسیاری از انسانها اضافهوزن دارند. انسانها از روی ناآگاهی و عدم شناخت به جسم خودشان صدمه میزنند، روش غذا خوردن را بلد نیستند و خواب مناسب و کافی ندارند و جایی هم آموزش نگرفتهاند. سالها به دنبال درمان اضافهوزن خود بودند؛ شاید کارهای خطرناکی برای جسمشان انجام دادهاند و عملهای خطرناکی نیز انجام داده باشند. در روش دژاکام که برای کاهش و افزایش وزن، آقای مهندس در کنار درمان اعتیاد در حال آموزش آن هستند. روش تغذیه صحیح و زبان بدن را آموزش میدهند. ما در این متد همه مواد غذایی را مصرف میکنیم و سعی میکنیم تغذیه سالمی داشته باشیم، در کنار آنها باید خواب مناسب و کافی داشته باشیم همه این موارد در کنار هم باعث میشوند شخصی که درمان اعتیادش را انجام میدهد، بدن و جسمش بهسلامتی و تعادل برسد. درمان اعتیاد و متد DST کمککننده این مسئله بود که سه وعده در روز غذا خورده شود و هیچ وعدهای حذف نگردد که منجر شد روش دژاکام به وجود آید.
شما سالهاست در کنگره۶۰ خدمت میکنید. چه چیزی باعث شده هنوز با همان انگیزه و اشتیاق ادامه دهید و چه راهکارهایی دارید برای اینکه ما هم بتوانیم این انگیزه را در مسیر خدمت حفظ کنیم؟
من همیشه مثالی میزنم و همیشه این را میگویم که اعتیاد همسر من بهانهای شد برای اینکه من به کنگره ورود پیدا کنم. در کنگره آموزش گرفتم و مسافرم نیز درمان شد. آموزشی که در کنگره گرفتم در هیچ جای دنیا نبود و حس کردم در من اتفاقاتی در حال رخ دادن است. از لطف خداوند و آقای مهندس و خانواده ایشان من جایگاههای مختلفی را تجربه کردم و در هر جایگاهی که تجربه کردم متوجه شدم این خودشناسی و پی بردن به درون خودم و عشق ورزیدن به انسانها و دیگران من را روزبهروز تشنهتر، محکمتر و استوارتر میکند، هرچه بیشتر جلو آمدم این را بیشتر لمس کردم که این یک توفیق و یک نعمت است که از طرف آقای مهندس و خداوند برای من فراهمشده است. سعی میکنم اول روی خودم کار کنم و تمام هدف من این است که به انسانها کمک کنم و همین باعث شد که بیشتر بمانم و بیشتر مشتاق خدمت شوم، هم حال درونی خودم بهتر شد و میتوانستم به انسانها حتی یک خدمت کوچک بکنم.
راهنمای تازهواردین در مواجهه با همسفران ناامید و مضطرب چه نقش مؤثری میتوانند داشته باشند؟
در گذشته ساختار بخش تازهواردین بدین شکل نبود. همانطوری که آقای مهندس میفرمایند افرادی که شال سبز دریافت میکنند؛ شاید تفاوت نمره بسیار پایینی با افرادی که شال نارنجی دریافت میکنند داشته باشند. اکنون ساختاری که کنگره در پیش دارد ما میدانیم که باید به تازهوارد چگونه مشاوره بدهیم؛ اما تغییرات اساسی که ما در کنگره ایجاد کردیم تازهوارد با اولین برخورد و دیدن حال و شرایطی که از ما میبیند. امید در او ایجاد میشود و اینکه من چهطور میتوانم به او کمک نمایم؛ شاید من در یکی دو جلسه نتوانم به تازهوارد معرفی نمایم که اینجا چه مکانی است؛ اما رفتار برخورد و عملکرد من و اینکه چه چیزهایی را باید برای او بگویم و چه چیزهایی را نباید بگویم باعث میشود که تازهوارد جذب سیستم شود. گاهی اوقات ما فکر میکنیم باید انرژی و توان بالایی برای جذب یک رهجو به کار ببریم؛ ولی گاهی اوقات توضیح زیادی تازهوارد را از کنگره دور مینماید و نیز ترس در دل او انداختن نیز باعث دور شدن او میگردد. ما فقط به او میگوییم که به اینجا بیا و اینجا جایی است که به جواب خواهی رسید و یک سری مسائل ابتدایی را برای او بیان میکنیم. آن امید با دیدن ما و تغییرات ما در او شکل میگیرد. درست است که او شاید قبل ما را ندیده باشد؛ اما عملکرد و رفتار ما باعث میشود او جذب کنگره شود.
شما علاوه بر مسئولیتهای کنگره۶۰ زندگی شخصی هم دارید. چهطور بین این مسئولیتها تعادل برقرار میکنید و مدیریت میکنید که به همه بخشها رسیدگی شود؟
قبل از اینکه من وارد کنگره شوم آدمی بودم که کار و تلاش زیادی میکردم، غیر از دورهای که بیماری داشتم، نظم را در کارهایم همیشه داشتم؛ اما وقتی به کنگره آمدم این امر هم جهت پیدا کرد و هماندازهها را متوجه شدم. توانستم از چیزهایی که در زندگی من اضافه بود و انرژی من را میگرفت فاصله بگیرم و با برنامهریزی و نظم بیشتر به آن چیزهایی که اهمیت بیشتری داشت و حال من را روزبهروز بهتر میکرد و باعث میشد من به هدفم و حال خوش نزدیکتر شوم. با برنامهریزی و نظم و انضباطی که آقای مهندس میفرمایند سعی کردم کارم را جلو ببرم. آقای مهندس میفرمایند: «با حرکت راه نمایان میشود»، خداوند میفرماید: «از تو حرکت، از من برکت»، به زمان تو برکت داده میشود؛ پس وقتی در مسیر درست باشی، همین مسائل در کنار نظم و انضباط باعث میشود به تمامکارهایت برسی.
یک تجربه زیبا از مواجهه با تازهواردی که در خاطراتتان ثبت شد را برای ما بازگو بفرمایید؟
سالها پیش در قسمت مشاوره تازهواردین خدمت میکردم. خاطرهای که از آن دوران به یاد میآورم این را یاد گرفته بودم شاید آن دوران تازه رهاشده بودیم و سختی و مشکلات خیلی زیادی داشتیم باحال خیلی بدی بودم؛ ولی زمانی که میخواستم به تازهوارد مشاوره دهم تمام نیرو و خواست من این بود و از خداوند نیز کمک میگرفتم که این فرد وصل به کنگره شود. گویی مسائل و مشکلات خود را از یاد میبردم. روزی که قرار بود تازهواردی را جذب کنم، همان خدمت سبب میشد حال من زیرورو شود. جلسه بعد که آن تازهوارد را در نمایندگی میدیدم حال بسیار خوبی به من دست میداد. زمانی که لژیون DST داشتم. تازهواردی مراجعه کرد که میگفت: من نمیخواهم در کنگره ماندگار شوم، من اهل بخشش نیستم. آن روز به او گفتم تو در کنگره خواهی ماند و اینجا خدمت میکنی و شال راهنمایی نیز دریافت میکنی. امروز من نتیجه حرفی را که به آن تازهوارد زدم را میبینم. چند جلسهای از ورود او گذشته بود و وارد لژیون DST شده بود. او در کنگره ماند، وصل شد، شال نارنجی دریافت کرد و این برای من جای خیلی خوشحالی دارد. من در این بهشت و در این سرزمین جسمم سالم شد و حال دلم خوب شد. هنر و توانایی من زمانی است که بتوانم انسانهای زیادی را به کنگره دعوت کنم، با رفتارم، عملکردم، یک کلمه یا یک جمله من نباید آدمها را از خودم و سیستم دور کنم. آن جاذبه و عشق را در هر جایگاهی که در کنگره تجربه کردم، سعی کردم در بقیه انسانها ایجاد نمایم، نه اینکه انسانها را دور نمایم؛ اما چیزی که از روز اول برای خودم مشخص کردم، سعی کردم انسانهای زیادی را در لژیون سردار یا بخش تازهواردین یا در خدمت خاصی و در هرجایی جذب کنم تا آن بهشت و آن حال خوش را آنها نیز تجربه نمایند.
کلام آخر:
آنچه از دل این گفتگو برمیآید تصویری روشن از مسیر رشد و خدمت در کنگره۶۰ است. مسیری که با آموزش صحیح، نظم، عشق و باور به تغییر آغاز میشود و به تعادل، آرامش و شکوفایی ختم میگردد. تجربههایی که نشان میدهد یک رفتار، یک جمله و حتی یک نگاه میتواند سرنوشت یک تازهوارد را تغییر دهد. این مصاحبه یادآور میشود که خدمت در کنگره تنها یک وظیفه نیست، یک نعمت، یک فرصت و یکراه برای ساختن بهشتی است که هرکس میتواند در آن حال خوش را تجربه کند و آن را به دیگران نیز هدیه دهد.
مصاحبهکننده و طراح سؤال: همسفر هنگامه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
460