جلسه دوم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی سنایی با استادی راهنما تازهواردین همسفر سمیه و نگهبانی همسفر نرگس و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «الهام از ماه مبارک رمضان »روز یکشنبه ۱۲ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۴۵ دقیقه آغاز به کار کرد
خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که در خدمت شما هستم تا آموزش بگیرم و خدمت کنم. امروز در مورد دستور جلسهای صحبت میکنیم که موضوع آن «الهام از ماه مبارک رمضان» است. ابتدا میخواهم توضیحی در مورد دو کلمه «الهام» و «رمضان» بدهم. کلمه «الهام» به معنای دریافت کردن، درک کردن و رسیدن به یک چیزی است. از طرف دیگر، «رمضان» از ریشه «رَمض» به معنای سوزاندن یا حرارت میآید که در اصطلاح به معنای سوزاندن گناه است. همانطور که میدانیم، درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ از ماه مبارک رمضان آغاز شد و در این ماه بود که آقای مهندس توانستند راه درمان اعتیاد را کشف کنند؛ کشفی بزرگ که در حال تغییر دادن دنیا است. این اتفاق خوشیمنی برای من خیلی اهمیت دارد، ولی وقتی به آن فکر میکنم، میبینم که این صرفاً یک تصادف نبوده و حتماً دلیل محکمی پشت این کشف بزرگ وجود دارد.
آقای مهندس این درمان را تنها مختص خودشان قرار ندادند، بلکه آن را به تکتک افرادی که مصرفکننده هستند منتقل میکنند و دائماً در حال نجات دادن افراد از دام اعتیاد هستند. اما وقتی کلمه «ماه رمضان» به میان میآید، واکنشهای مختلفی از افراد میبینیم. برخی وقتی ماه رمضان نزدیک میشود، جبهه میگیرند و گارد میزنند. میگویند "وای ماه رمضان باز داره میاد"، "من روزه نمیگیرم"، "اصلاً یعنی چی روزه گرفتن؟" و حتی گاهی مسخره میکنند و سعی دارند افکار خود را به دیگران تحمیل کنند. از طرفی، افرادی هم داریم که با شروع ماه رمضان حتی حاضر نیستند توی خیابان یک لیوان آب به یک بچه بدهند. این افراط و تفریطها در مورد ماه رمضان همیشه وجود دارد و آقای مهندس در سیدیهایشان همیشه میفرمایند: "تعصب است". تعصبی که میتواند به فساد منجر شود. باید در همه امور، از جمله در مورد ماه رمضان، در تعادل باشیم؛ چرا که اگر از تعادل خارج شویم، دچار افراط و تفریط خواهیم شد.
نگاهمان به ماه رمضان باید بر اساس تفکر و اندیشه باشد. باید بدانیم که ماه رمضان و روزهداری یک فرمان الهی است که برای بندگان خداوند صادر شده و پشت آن دلیلی منطقی وجود دارد. اگر تنها برای رفع تکلیف روزه بگیریم، از آن لذت نخواهیم برد. این نوع روزه گرفتن برای ما خوشایند نخواهد بود و به دلمان نمیچسبد. تنها میخواهیم که روز اول ماه رمضان را به سیام ماه رمضان برسانیم. اما اگر به حکمت روزهداری بیاندیشیم، در خواهیم یافت که روزه برای ما چه فوایدی دارد. در روایات آمده که یک ساعت تفکر بهتر از ۷۰ سال عبادت است. وقتی علت کارهایی که میکنیم را بدانیم، انجام آن کارها برایمان لذتبخش میشود و دیگر لحظهشماری نمیکنیم که ماه رمضان کی تمام میشود، بلکه از پایان آن افسوس میخوریم چون روزهای زیبای ماه رمضان را از دست دادهایم.
انسان دارای قوه اختیار است. اگر میخواهیم فرزندمان را به روزهداری دعوت کنیم، نباید تنها با دستور این کار را انجام دهیم؛ بلکه باید با دلیل و منطق او را توجیه کنیم که چرا روزه برای او خوب است. در این صورت، دیگر هیچگاه احساس تحقیر نمیکند و اختیارش از او گرفته نمیشود. وقتی خودمان علت انجام یک کار را بدانیم، هیچگاه آن را به عنوان دستوری که اختیار ما را گرفته، نمیبینیم. باید خوبیهای ماه رمضان را برای دیگران توضیح دهیم و آنها را به تفکر واداریم. کسانی که با روش DST به درمان رسیدند، ممکن است در ابتدا قادر به روزه گرفتن نباشند، زیرا هنوز اختلالاتی در سیستم ایکس آنها وجود دارد. اما وقتی به مراحل پیشرفتهتری میرسند، چون سیستم ایکس آنها تنظیم میشود، روزهداری برایشان راحتتر میشود. بنابراین، مهم است بدانیم که این سیستم ایکس در روزهداری تأثیر زیادی دارد.
آقای مهندس در سیدیهایشان میفرمایند: کسی که سیستم ایکس متعادلی دارد، راحتتر ماه رمضان را پشت سر میگذارد و به مشکلی بر نمیخورد. خود روزه گرفتن به ما کمک میکند که سیستم ایکسمان به تعادل برسد و این مسئله حتی برای یک مصرفکننده و یک شخص عادی به یک اندازه اهمیت دارد. اگر روزهداری برای من سخت است، به دلیل اختلالات سیستم ایکس من است. همانطور که در سیدیها گفتهاند، روزهداری به تعادل سیستم ایکس کمک میکند. وقتی در سحر غذا میخوریم، تا ساعت ۷ تا ۱۱ صبح معمولاً هیچ مشکلی نداریم، اما از ساعت ۱۱ تا ۲ بعدازظهر ممکن است احساس گرسنگی و تشنگی کنیم. اما همین که به ساعت ۶ و ۷ بعدازظهر میرسیم، یک حس خوشایندی در ما شکل میگیرد. شاید برخی بگویند "خب چون میخواهیم غذا بخوریم"، اما این نشاندهنده آن است که سیستم ایکسمان در حال تعادل است و این خود باعث خوشایند شدن حس ما میشود. در واقع، این احساس شبیه به «ساعت خماری» است که مصرفکنندگان اوپیوم تجربه میکنند
ماه رمضان فرصتی است برای استراحت بدن و شروع ترمیم خود. شنیدهایم که در این زمان سلولهای مرده از بین میروند و سلولهای جدید جایگزین میشوند. این نتایج نشاندهنده تعادل سیستم ایکس در بدن است. در مورد لژیون سردار، همه ما اکنون در این جایگاه قرار داریم و خداوند سعادتی به ما داده که آموزشهایی را که دریافت کردهایم، در عمل تجربه کنیم. عضویت در لژیون سردار یعنی تبدیل آموختهها به عمل. لژیون سردار زمانی کامل میشود که در جلسات شرکت کنیم، نه فقط با پرداخت هزینه. زمانی که در لژیون سردار شرکت میکنیم، عطشمان برای ادامه مسیر بیشتر میشود. این مسیر بخشندگی است؛ هر چه جلوتر میرویم، بیشتر میخواهیم و همین باعث پیشرفت ما میشود. اما نیروهای بازدارنده هم بیکار نمینشینند و ممکن است موانعی ایجاد کنند که از بخشندگیمان جلوگیری کنند.
امواج منفی و انسانهای منفیباف هم جزو همین نیروهای بازدارنده هستند. اگر میخواهید ببخشید، ممکن است صدای درونتان بگوید: "تو خودت زندگی داری"، "ببین بچهات کوچک است"، یا "آن یکی بیمار است، برو به او کمک کن". اینها همان نیروهای بازدارنده هستند که میخواهند شما را از بخشندگی باز دارند. نکتهای که خیلی مهم است، این است که من خودم را در مرکز زندگیام قرار ندهم؛ بلکه همیشه خداوند باید در مرکز باشد. من تنها بندهای از خداوند هستم. اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، وقتی خواسته من قوی باشد، بدانم که خداوند و نیروهای الهی در این مسیر به من کمک خواهند کرد. اگر من بگویم "من نمیتوانم"، باز هم خودم را مرکز قرار دادهام. پس همیشه به یاد داشته باشیم که تلاش میکنیم، اما در نهایت خواست خداوند و اذن اوست که به نتیجه میرسد. انشاءالله که همه ما بتوانیم در لژیون سردار شرکت کنیم، ثابت قدم باشیم و از برکات و فواید آن بهرهمند شویم.
تایپیست: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر مهدیه(لژیون دوم )
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سنایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
77