یازدهمین جلسه از دوره هشتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی صبا به استادی راهنما مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر اسماعیل و دبیری مسافر حسین با دستورجلسه «وادی سیزدهم( پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست) و تاثیر آن روی من» چهارشنبه ۸ بهمن۱۴۰۴ راس ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، من علیرضا هستم، یک مسافر؛ از نگهبان عزیز، دبیر جلسه و همچنین از گروه مرزبانی بهویژه آقا ابراهیم ایجنت محترم، صمیمانه تشکر میکنم که اجازه دادند امروز در این جایگاه خدمت کنم. این اولینبار است که به عنوان استاد جلسه در نمایندگی جدید در این جایگاه نشستهام و خدمت میکنم. وقتی از اینجا به چهره دوستان نگاه میکنم، واقعاً از زیبایی و آرامش شما لذت میبرم و باید بگویم نمایندگی بسیار زیبایی داریم. وقتی وارد کنگره میشوم، احساس آرامش خاصی پیدا میکنم. اگر بتوانم از این مجموعه و آموزشهای کنگره به نقطهای برسم که آرامش واقعی را درون خود حس کنم، مطمئناً اینجا را به این راحتی ترک نخواهم کرد. اما برای رسیدن به این حال خوب، باید مسیر را خودم بسازم.
در سیدیها، مهندس دژاکام توضیح میدهند که خداوند هنگام آفرینش انسان، او را موجودی با اختیار و عقل آفرید. در میان تمام موجودات، انسان تنها موجودی است که مسئولیت اعمال خود را بر عهده دارد و میتواند از نیروی عقلش برای انتخاب مسیر زندگی بهره بگیرد. حیوانات بر اساس فرمان غریزه عمل میکنند ولی انسان مسیرش را خودش تعیین میکند. استادان نخست ما پدر و مادرهایمان هستند، و در ادامه، انسانهایی که از آنان آموزش میگیریم، نقش مهمی در شکلگیری مسیر رشد و آگاهی ما دارند. نوع تفکر، استفاده از تجربه دیگران و بهکارگیری نیروی عقل، همگی مسیر زندگی ما را مشخص میکند. همانطور که گفته میشود: «پایان هر نقطه، سرآغاز خطی دیگر است.» من در زندگی گذشتهام به دلیل اشتباهات و مسیر نادرست، دچار مصرف مواد مخدر شدم که برایم بزرگترین رنج و بیماری بود. شاید برخی دوستان تجربه متفاوتی داشته باشند ولی برای من، تاریکی واقعی همین بود. تاریکی همیشه فقط کارتنخوابی یا نابودی ظاهری نیست؛ ممکن است هر کس در ذهن، خانواده یا روان خود گرفتار شود.

من هم مانند بسیاری، مسیر اشتباهی را انتخاب کرده بودم پس از کار بهجای استراحت به سراغ مصرف میرفتم. سرانجام همهچیز به همان نقطه ختم شد ولی با ورودم به کنگره، راه درست را دیدم. در کنگره مسیر روشن است ولی تنها موقعی آن را میبینم که منظم باشم و قوانین را اجرا کنم. بر اساس تجربه شش سالهام، کسانی که نامنظم میآیند یا فقط گاهی حضور دارند، مسیر را پیدا نمیکنند، چون الگوها را نمیبینند. من خودم چند بیماری داشتم. دکترها گفته بودند باید تا آخر عمر دارو مصرف کنم ولی وقتی در کنگره منظم شدم، در پارک حضور پیدا کردم، خدمت کردم و حتی یکروز هم غیبت نداشتم، نتیجه متفاوت شد. الگوها را دیدم، تولدها را دیدم، و فهمیدم اگر دیگران بهبود یافتهاند، من هم میتوانم. فقط باید تلاش کنم، با حرکت مداوم و پشتکار، تا به فرمان عقل، عشق و در نهایت ایمان برسم؛ و به «خمر درونی» دست پیدا کنم.
شعار کنگره «معرفت، عمل سالم و عدالت» است. اگر بخواهم به زندگی بهتر برسم، باید این مسیر را درست طی کنم تا هر نقطهی پایان، آغاز خطی زیباتر باشد؛ مثل دانشجویی که اگر با معدل بالا درس بخواند، فرصت بهتر و جایگاه بالاتری مییابد. در کنگره هم همین است: رهایی همراه با حال خوش نتیجه کوشش واقعی است. امیدوارم همهی دوستانی که امروز اینجا حضور دارند، با خواست واقعی برای درمان آمده باشند و بتوانند در جایگاههای بالاتر خدمت کنند. دوستتان دارم و از توجهتان که به صحبتهایم گوش دادید سپاسگزارم.
تهیه: مسافر رضا
ارسال: مسافر حیدررضا
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
100