جلسه چهاردهم از دور سیزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ شعبه دنا ویژه مسافران با استادی مسافر جعفر، نگهبانی مسافر عنایت و دبیری مسافر فیروز با دستور جلسه: «وادی سیزدهم: پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است» در تاریخ سهشنبه ۰۷ بهمنماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان جعفر هستم یک مسافر، از ایجنت محترم شعبه، لژیون مرزبانی و نگهبان جلسه که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم تشکر میکنم دستور جلسه در مورد (وادی سیزدهم: پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است). هر دفتری که بسته میشود، کتابی دیگر گشوده و نوشته میگردد. من سالهای بسیاری در بند اعتیاد بودم؛ اعتیادی که با هیچ وسیلهای درمان نمیشد. تا آنکه به کنگره آمدم، با نام «مسافر» ده ماه سفر کردم و با استفاده از متد «DST»، آموزشهای راهنما و توکل بر خداوند، به مقصد رهایی رسیدم.
اکنون ایمان دارم که هر مسافر دیگری نیز میتواند به مقصد برسد؛ زیرا هیچ چیز در عالم در سکون نیست، همه چیز در حرکت و تغییر است. تنها حقیقتِ انسان است که ثابت میماند.
انسان، هنگامی که از مرحلهای وارد مرحلهای دیگر میشود، در واقع به پایان یک نقطه و آغاز نقطهای تازه میرسد. لحظهای وجود دارد که به آن «یومالفصل» میگویند؛ همان لحظهای که عقل و فرمان آن به کار گرفته میشود تا عدالت و عمل سالم در انسان جاری گردد.
در دوران اعتیاد خود، بهخاطر وابستگی و دردهای جسمی، رنج بسیاری کشیدم. گاه تمام عضلات بدنم در عذاب بودند، درست مانند دندانی که هرچه دارو و مُسکن به آن بدهی، باز دردش آرام نمیگیرد. انسانِ در رنج، اگر در مسیر ناآگاهی بماند، نهتنها خود، بلکه خانواده و جامعهاش را نیز به تخریب میکشاند.
اگر فرد، خانواده و جامعه ایمان و اعتقاد راسخ داشته باشند، این ایمان به آنان فرمان میدهد که نسبت به انسانهای در درد و رنج، بیتفاوت نباشند. ایمان است که روابط انسان با خود، خانواده و دیگران را مستحکم میکند تا در صلح، امنیت و آرامش زندگی کنند.
انسان زمانی که از عقل سالم، عشق سالم و ایمان سالم برخوردار باشد، شرایط روحی و جسمی او به گونهای مهیا میشود که سرچشمههای درونیاش زنده و فعال باقی بمانند. اما فردی که از این سه نیروی اساسی محروم است، در مسیر جهل و نادانی گرفتار میشود و نمود آن در شکلهای ناامیدی، ترس، پریشانی و افسردگی آشکار میگردد.
چنین فردی برای فرار از رنج، به مصرف مواد مخدر، قرصهای مخرب یا الکل پناه میبرد. در آغاز، این مواد ممکن است احساس خوشی موقت یا انرژی کاذب ایجاد کنند، اما در حقیقت، بیشترین زیان را به انسان وارد میسازند. به مرور زمان، سیستمهای طبیعی بدن که مسئول ترشح مواد نشاطآور و حیاتی هستند، از کار میافتند و بدن دیگر توانایی تولید طبیعی آن مواد را از دست میدهد.
در نهایت، انسان وابسته ناچار میشود از بیرون، این مواد را به بدن خود تزریق یا وارد کند و در نتیجه، دچار انواع بیماریها و واکنشهای جسمی و روحی میگردد. جایگزینی و بازسازی آن چشمههای طبیعی کاری دشوار است؛ اما اگر انسان در مسیر درست، مانند مسیر کنگره، گام بردارد، این روند بهتدریج ساده و ممکن میشود.
از شما سپاسگزارم که به سخنانم گوش دادید.
تایپ: مسافر مرتضی لژیون دوم
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری مسافر طاها
- تعداد بازدید از این مطلب :
11