اولین جلسه از دوره هفدهم کارگاههای آموزش خصوصی همسفران آقا، نمایندگی شادآباد؛ به استادی مسافر کروش، نگهبانی همسفر ابوالفضل و دبیری همسفر رضا، با دستور جلسه «وادی سیزدهم: پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.» در روز پنجشنبه مورخ 9 بهمنماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
از مرزبانی و ایجنت محترم تشکر میکنم که به من اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم تا آموزش بگیرم و خدمت کنم. خداروشکر که لژیون سردار برگزار شد؛ من لژیون سردار را بسیار دوست دارم، حتی بیش از آنچه شاید بتوان تصور کرد. با افتخار در جلسه سردار شرکت کردم و جلسه بسیار خوبی بود. مشارکت اعضا برایم برکت و جرقهای از خیر به همراه داشت؛ همانطور که گفتند، واقعاً محلی برای خیر و برکت است. امیدوارم روزبهروز لژیونهای سردار در تمام نمایندگیهای کشور قویتر و پرثمرتر باشند.
خدا را شکر که به هیچجا وابسته نیستیم. هر اتفاقی بیفتد، خودمان پشت و پناه خودمان هستیم. اگر وابستگی داشتیم، شاید با یک گزارش یا مقاله در سایتی، بودجه ما را قطع میکردند؛ اما خدا را شکر که مستقل هستیم و با کمک اعضا، بهویژه بهواسطه لژیون سردار، پیش میرویم.
در مورد دستور جلسه که میگوید «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است»، باید بگویم که در زندگی نقاط بسیاری داشتهام. هر نقطهای که به پایان رسیده، آغاز نقطهای تازه بوده است. گاهی نقاطی را به پایان رساندم که نباید تمام میشدند؛ ولی همانگونه که آقای مهندس میفرمایند، در هر جایگاه و شرایطی، هر اتفاقی که برای ما میافتد و هر نقطهای که به پایان میرسد، دو حالت دارد: یا در حال پرداخت تقاص هستیم یا در حال آموزش گرفتن.
خدا را شکر که وارد کنگره شدم. نقاطی که در کنگره به پایان رساندم، همه سرآغاز رشد بودند؛ هر جلسه که تمام میشود، هر ماه که میگذرد، هر پلهای از سفر اول که به پایان میرسد، همه نشانهای از پیشرفت و رشد است.
وادی سیزدهم درباره تغییرات سخن میگوید. در کنگره تغییرات عجیبی رخ میدهد؛ درباره خودم میگویم که برای درمان اعتیاد آمده بودم، اما مسیر کاملاً متفاوتی شکل گرفت. چند ماه بعد حتی فراموش کرده بودم که هدفم درمان اعتیاد است! تازه متوجه شدم که مشکلات بزرگ دیگری دارم. بزرگترین نعمت کنگره برایم این بود که به من نشان داد من چه کمبودهایی داشتم و خبر نداشتم. فکر میکردم انسان کاملی هستم، اما دیدم نه، باید تغییر کنم.
در مورد تغییر، آن مثال زیبای آقای مهندس درباره «سطل شماره چهار» را خیلی دوست دارم؛ سطل که پایین میرفت تا به آب برسد و سپس برمیگشت تا تبدیل و ترخیص انجام شود. با خود فکر میکردم اگر سطل هنگام پایین رفتن دچار تکان و بیثباتی شود و به دیوارهها برخورد کند، تحولِ درستی رخ نخواهد داد. این تکانهها شاید ناشی از نافرمانی باشد. اگر فرمانبردار باشم، این تغییرات و تبدیلات درست انجام میشوند؛ خواه در سفر اول برای درمان اعتیاد، خواه در حل دیگر مشکلات زندگی. همهچیز راهحل دارد، به شرط فرمانبرداری و آرامش؛ تا تبدیل درست انجام شود و ترخیص اتفاق بیفتد.
میخواهم تجربه شخصیام را هم بگویم. اتفاقات و مشکلات همیشه در زندگی وجود دارند. بعضی وقتها آدم درگیر مشکلی میشود و خودش را بسیار آزار میدهد، در حالی که اگر صبر کند، مشکل خودبهخود حل میشود. بارها اتفاق افتاده بعد از مدتی که مشکلی تمام شده، وقتی به گذشته نگاه کردهام، دیدهام چقدر بیهوده خودم را اذیت کردهام و موضوع را بزرگتر از آنچه بود، تصور کردم.
کنگره به من آموخت که در برابر مشکلات باید صبر کرد، نباید با اضطراب و درگیری ذهنی به خود آسیب زد؛ باید آرام بود تا مسئله حل شود.
ممنونم که به صحبتها و تجربیات من گوش کردید.
تقدیر و تشکر نگهبان و دبیر جدید از دور قبلی:

تایپ و ویراستاری: همسفر نیما
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
16