English Version
This Site Is Available In English

وادی سیزدهم راه امیدواری را برای من باز می‌کند

وادی سیزدهم راه امیدواری را برای من باز می‌کند

جلسه پنجم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی جواد گلپایگان به استادی راهنما همسفر سمیه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «وادی سیزدهم؛ پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است» روز یک‌شنبه ۵ بهمن‌ماه سال ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند بزرگ را شکر می‌کنم که یک‌بار دیگر توانستم پس از مدت‌های طولانی این جایگاه را تجربه کنم و چهره تک‌تک شما را ببینم. دستور جلسه امروز وادی سیزدهم و تأثیر آن روی من است.

هر کدام از دستور جلساتی که سالانه در کنگره۶۰ وجود دارد، به قسمتی از درمان ما کمک می‌کند و این دستور جلسه روی ضلع جهان‌بینی ما کار می‌کند؛ چراکه نگرش ما را نسبت به صحبت‌هایی که کنار ما وجود دارد، عوض می‌کند.

شاید ما این جمله عامیانه را شنیده باشیم که اصلاً برای چه من باید این کار را انجام بدهم؟ برای چه باید ادامه تحصیل بدهم، دیپلم و لیسانس بگیرم یا یک مدرک بالاتری بگیرم که چی شود؟ آخرش به کجا برسم یا این زندگی اصلاً به چه درد من می‌خورد؟

وادی سیزدهم راه امیدواری را برای من باز می‌کند. پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است. اگر امروز من یک کاری را انجام دادم؛ یعنی هدفی داشتم و به آن رسیده‌ام. سر خط نقطه گذاشتم و شروع دیگری منتظر من است.

همان‌طوری که ما با آمدن به کنگره شروع به سفر می‌کنیم. سفر اول یک دوره‌ای دارد که وقتی تمام شود، سفر دوم شروع می‌شود؛ البته ما فکر می‌کنیم با پایان سفر اولمان ماجرای اعتیاد هم تمام شده و یک نقطه سرخط اعتیاد گذاشتیم و درمان دوباره شروع می‌شود؛ البته برای من همسفر هم به همین صورت است.

وقتی وارد کنگره۶۰ شدم، اول با خودم فکر کردم که اصلاً برای چه آمدم؟ هدف و خواسته من از نشستن روی این صندلی‌ها چیست؟ اما امروز فهمیدم که برای خودم آمدم و تلاش کردم به آن هدف و خواسته مورد علاقه خود برسم؛ البته اهمیتی ندادم که اطرافیانم چه می‌گویند.

من از زمان و تفریحاتم گذشتم؛ چون هدف و خواسته داشتم. دیدن رهایی خودم و مسافرم را دوست داشتم و لذت آن رهایی را حس می‌کردم و با خوشحالی مسافرم خوشحال می‌شدم. با خودم می‌گفتم یک روز هم حتماً من این جایگاه را تجربه می‌کنم و به آن خواسته رسیدم، چرا؟ چون در کنگره یاد گرفتیم اول باید یک هدف مشخص داشته باشیم و یک تفکر درستی انجام بدهیم.

وقتی تفکر درست داشته باشیم و هدف و مسیرمان را مشخص کنیم، مطمئناً به خواسته خود می‌رسیم؛ ولی وادی سیزدهم به من یادآوری می‌کند که اینجا جای رکود نیست؛ یعنی من نمی‌توانم پشت یک نقطه توقف کنم؛ چون زمین و ما در حال حرکت و جاری شدن هستیم و یاد گرفتیم که وقتی سکون داشته باشیم تبدیل به یک گنداب می‌شویم؛ حتماً باید حرکت کنیم.

امروز صبح که از خواب بیدار شدم؛ باید بدانم حتماً سر راه من مشکلاتی قرار می‌گیرد و من می‌توانم ذره‌ذره آن مشکلات را حل کنم. تأثیر وادی سیزدهم روی من این است که اگر امروز این مشکل برای من پیش آمده است؛ باید فردا منتظر مشکل دیگری باشم و بتوانم راه حل و کلید آن مشکل را پیدا کنم، نه این‌که در گوشه‌ای بنشینم و غصه بخورم که چرا این مشکل برای من پیش آمده است؟

همیشه این وادی به من یادآور می‌شود که افراط و تفریط را کنار بگذارم و برای انجام دادن کارهایم حتماً این تعادل را داشته باشم؛ چراکه تعادل ما را به آرامش لازم می‌رساند. همه ما در این مکان مقدس هستیم تا در جهت دانایی و آگاهی رشد کنیم.

همان‌طوری که می‌دانید تکامل در جمع صورت می‌گیرد. ان‌شاءالله که بتوانیم به آن تکامل و آرامش لازم برسیم؛ البته ناگفته نماند که باید تفکر، خواسته و هدف قوی داشته باشیم. امروز صبح که از خواب بیدار شدیم‌، فردا هم دوباره صبح می‌شود و ما بیدار می‌شویم، ناهار و شام درست می‌کنیم.

تمام این مسائل برای ما وجود دارد و روزی نیست که ما فکر کنیم تمام شده است. این نوع نگرش و دیدگاه ماست که ما را نسبت به زندگی امیدوار می‌کند. بنا به فرموده مهندس حسین دژاکام فاصله بین تولد تا مرگ زندگی کردن است؛ بنابراين از زندگی کردن و نفس کشیدن در کنار خانواده‌مان لذت ببریم.

مرزبانان کشیک: همسفر نیره و مسافر ولی‌الله 
تایپیست: همسفر مهری رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .