English Version
This Site Is Available In English

پایان هر نقطه، سر آغاز خط دیگریست

پایان هر نقطه، سر آغاز خط دیگریست

جلسه سوم از دوره هجدهم کارگاه آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی زاگرس با استادی مرزبان همسفر زهرا ، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه«وادی سیزدهم (پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست) و تاثیر آن روی من» در روز دوشنبه ۶ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ١۴:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شکر می‌کنم که یک بار دیگر به کنگره آمدیم و روی این صندلی‌ها نشستیم تا آموزش ببینیم. این دوری از کنگره باعث شد تا ما بیشتر قدر کنگره را بدانیم و باعث می‌شود حالمان خوب شود. اما در مورد دستور جلسه ‌«وادی سیزدهم» دستور جلسات هفتگی رسیدیم به شاه کلید که می‌گوید «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است» و از آن مهمتر تاثیری که روی من زهرا قرار بگذارد.

وادی سیزدهم می‌گوید پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. این اشاره می‌کند که آن حرکت که نشان می‌دهد من نمی‌توانم در سکون باشم در سکون بودن یه نقطه بگذاری این حرکت کردن من هست که آن نقطه‌ها را کنار هم قرار می‌گیرند و یک سطح تشکیل می‌شود. باعث می‌شود که من هر عملکردی که دارم نتیجه‌اش به خودم برگردد آن نقطه و یا آن سطحی که می‌نویسم چیز خیلی پیچیده‌ای نیست که من بگویم باید در مسیر تکامل حرکت کنم تا یک نقطه بگذارم. خیلی وقت‌ها از کارهای کوچک شروع می‌شود برای مثال صبح چه ساعتی از خواب بیدار می‌شوم وقتی بیدار می‌شوم یک نقطه می‌گذارم و بعد که رفتم سراغ صبحانم یک نقطه دیگر می‌گذارم و این نقطه‌ها  در کنار هم یک سطح را تشکیل می‌دهم کل روز من یک سطح می‌شود.  نقطه را می‌گذارم و م سراغ روز بعد می‌روم.

اما در کنار این سطح دفتر زندگی من یا کتاب زندگی من نوشته می‌شود و من آن چیز را که باید و شاید هست را دریافت می‌کنم خیلی وقت‌ها از عمل کرد خودم راضی نیستم؛ یعنی می‌گویم چرا این اتفاق برای من افتاده است وقتی بروم یک گذری به دفتر زندگیم بندازم به عملکردهایی که از قبل داشته‌ام، برای شبی که دارم مرور خاطراتم را می‌کنم اگر از خودم راضی باشم قطع به یقین در آن سطح متنی را نوشتم که را به مثبت اما اگر از عملکرد خودم راضی نیستم یک چیز در این سطح نوشتم و نقطه آن را گذاشتم که باعث می‌شود که من نتوانم خوب رشد کنم و آن سطح ناقص باشد.

وادی سیزدهم آن حرکت را به ما خاطرنشان می‌کند که همواره باید حرکت کنم و این نیست که بگویم حالا من آمدم در کنگره دارم آموزش می‌گیرم، پس همه چی می‌دانم احتیاج ندارم به مشارکت‌ها گوش کنم در صورتی که اگر چشم بینایی داشته باشم و بخواهم یاد بگیرم آن تازه واردی که از در داخل می‌شود دارد مشارکت می‌کند برای من زهرایی که دو سال دارم در کنگره خدمت می‌کنم و آموزش می‌گیرم یک مطلب جدید دارد فقط کافی است نوع دیدگاهم را نسبت به زندگی نسبت به آن چیز و اتفاقی که برایم می‌افتد برداشت کنم.

آیا فنجان من در زندگی برای یاد گرفتن کافی است یا نه یا دارم با فنجان پری بروم سطح زندگیم. وادی سیزدهم مثل«صفت گذشته در انسان صادق نیست» هم وادی بیم است و هم وادی امید چرا بیم، چون من مغرور نشوم به خودم که من دارم در این جایگاه عمل کردم خیلی خوب بوده حتماً عمل کرد روز بعدم هم خوبه نه اگر من از آموزش‌ها دور باشم، حتی اگر یک کوچولو در مسیر ضد ارزش‌ها قدم بردارند نباید توقع داشته باشم که یک عالمه چیزهای مثبت سمت من بیایند نه دیگر به این واسطه آن قدم کوچک من باید تاوان آن اشتباهم را پس بدهم. امیدی که به من می‌دهد چه است؟ اینکه اگر از عملکرد خودم ناراضی‌ام حتی شده یک کلمه در آن سطح به سمت مثبت حرکت کنم به سمت رشد حرکت کنم این خودش در زندگی من خاطرنشان یه چیز در زندگی قشنگه است.

آقای مهندس همیشه به آن اشاره می‌کنند ما هرچی که در این بود داریم و آموزش می‌گیریم چه مثبت وچه منفی هر آنچه که دارند با خودم در بعد بعدی می‌برم هیچ چیز در این هستی از بین نخواهد رفت اگر داری تلاش می‌کنی فکر نکن وقت تموم و به پایان زندگی شما است قطعاً در زندگی تاثیرگذار است.

برای تغییر، تبدیل و ترخیص در وادی سیزدهم به این اشاره می‌کنند که یک چاهی است و یک دلوی که کم‌کم به آب نزدیک می‌شود و بعد دلو پر آب شده و از چاه بیرون می‌آید. من این را همیشه با خودم در نظر می‌گیرم که آن چاه عمیق نادانی من زهرا است. عمق نادانی من چقدر است به همان اندازه تلاش من نیاز است که طنابم بلندتر شود تا به آن آب برسم و آن آب را خارج کنم و آب را به دنیای بیرونم بریزم و به سرسبزی برسم.

آب همیشه نشانه آبادانی و سرسبزی است و اینکه چقدر من درون خودم آبادانی به وجود آورده‌ام اگر عمق چاه که خودم هستم خیلی بلند و طویل است شاید یک ارتعاش کوچک و یک فرمانبرداری کوچک برای من که در کنگره آموزش می‌گیرم  باعث شود در آن طنابی که در چاه می‌اندازم ارتعاش ایجاد شود و سطل آب من برگردد و من نتوانم آبی به دست آورم مثل وقتی که حوصله سی‌دی نوشتن نداشته باشم یا بهانه بیاورم همین باعث ایجاد آن ارتعاش می‌شود. پس باید همان مسیر را دوباره طی کنم تا به آن آب دست پیدا کنم، این خیلی مهم است که من در مسیری که حرکت می‌کنم چقدر تشنه آموزش هستم.

این را مدام به خودم خاطرنشان می‌کنم که اگر چیزی را یاد می‌گیرم باز به دنبال چیز دیگری باشم یا نه به خودم مغرور شوم که دیگر همه چیز را بلد هستم و کافیست مثلاً وقتی یاد گرفتم که مشکلات رحمت خداوند هستند نه لعنت خداوند، پس اینجا یعنی دیگر همه چیز تمام است نه اینطور نیست خیلی وقت‌ها این موضوع را فهمیدم و مشکلات بزرگتری برایم ایجاد می‌شود تا جایی که من را در خودشان غوطه‌ور می‌کنند؛ چون سطح من تغییر کرده  ناخالصی‌های من کمتر شده است، پس مشکلات من بزرگتر می‌شود، من باید این را با خودم تکرار کنم که مشکلات برای این است که به من زهرا چیزی را بیاموزد و قرار است سطح مرا عوض کند، پس یک نقطه می‌گذارم و خط بعدی را شروع می‌کنم.

آیا من آمادگی برای رفتن به خط بعدی را دارم یا نه و آیا در خط بعدی همان چیزی تکرار می‌شود که در خط قبل بوده است. اگر من از زندگی خودم ناراضی باشم  یک چیز مدام مثل تردمیل تکرار می‌شود پس من درسم راخوب یاد نگرفتم من قرار است از آن مشکل و چالش درسی یاد بگیرم و آگاهی کسب کنم و به خط بعدی بروم و در خط جدید هم قرار است مشکلاتی باشند که باعث رشد و ارتقای من شود تا من از آنها عبور کنم و به جایی برسم که به تکامل خود دست پیدا کنم.

در وادی سیزدهم اختیار را مطرح می‌کنند و می‌گویند انسان اختیار دارد چرا در این وادی از اختیار صحبت می‌شود؟ چون به این موضوع اشاره می‌کنند که اگر من هر راهی را بروم و در آن دوراهی که دارم راهی را انتخاب می کنم که مسیر زندگی مرا مشخص می‌کند  و این همان انتخاب من است که نشان می‌دهد مسیر زندگی من پر از آرامش است یا نه مسیر زندگیم در منجلاب است.

در وادی سیزدهم به قلم نیز اشاره می‌شود که مقدس بودن قلم را بیان می‌کند و خداوند هم در قرآن به آن اشاره کرده است و اینکه قلم خیلی مهم است و اگر بخواهیم اتفاقاتی را که برایمان پیش بیاید باید آنها را مکتوب کنیم چرا می‌گویند مکتوب کنید و بنویسید؟ چون ویژگی قلم این است که یک جا می‌نشینی و می‌نویسی؛ ولی همزمان می‌توانی پرواز کنی مثل وقتی یک ساعت کتاب عشق را خوانده‌ای درست است در یک جا نشستی؛ ولی انگار در دنیاهای دیگر قدم گذاشته‌ای و جاهای دیگری رفته‌ای پس به خاطر همین است که قلم مقدس شمرده شده است و می‌گویند بایستی بنویسی تا برایت اتفاق بیفتد.

در این وادی به انسان تک بعدی و چند بعدی اشاره می‌شود. انسان تک بعدی انسانی است که نمی‌تواند از چالش‌هایی که برایش پیش می‌آید خود را بیرون بیاورد و مدام ناله می‌کند که چرا برای من اتفاق می‌افتد و انسان زمانی می‌تواند از چالش‌ها بیرون بیاید که بتواند خودش را حداقل به یک انسان دو بعدی تبدیل کند و در این راه قدم بردارد.

مرزبانان کشیک: همسفر پری و مسافر ذبیح‌الله     
تایپ: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) همسفر زهرا رهجوی راهنما سمیه (لژیون ششم)
ویراستاری و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر مریم (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی زاگرس

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .