شاخهها پر میشوند از بادهای روزگار، ریشه میماند همیشه در دل خاک استوار
انسان، موجودی است که به تنهایی نمیتواند رشد کند؛ زیرا تکامل او در جمع صورت میگیرد. نخستین جمعی که انسان آن را تجربه میکند؛ جمع خانواده است. خانواده از دو بخش«خان» ؛ یعنی خانه و «واده»؛ یعنی فرزند به وجود میآید.
از ازدواج زن، مرد و فرزندان آنها خانواده تشکیل میشود؛ بنابراین خانواده به معنای ریشه و پایه هر انسان است و این ریشه باعث رشد و پرورش شاخه؛ یعنی همان انسان میشود. این ریشه با استواری و مقاومت در برابر طوفان و بلاها به هزاران شاخه با میوههای عالی تبدیل میشود.
در خانواده، پدر و مادر همان ریشههایی هستند که با فداکاری و ایستادگی در مقابل مشکلات میتوانند فرزندان قوی پرورش دهند؛ زیرا انسان انرژی خود را از خانواده به دست میآورد. اعضای یک خانواده، پیوند خونی و عاطفی عمیقی با هم دارند.
از جمله عواملی که باعث مستحکمتر شدن این پیوند میشود؛ احترام به یکدیگر است. احترامی که والدین به یکدیگر و فرزندان به والدین میگذارند، باعث آموزش برای نسلهای بعدی خواهد شد. یکی دیگر از عوامل، خالصترین شکل عشق در انسان یعنی محبت است. این عشق در خانواده به صورت ذاتی و بدون چشم داشت است که در ادامه، امنیت عاطفی و آرامش روانی و صمیمیت را برای آن خانواده ایجاد میکند.
همانطور که در هستی، تعادل وجود دارد، در محبت هم باید تعادل وجود داشته باشد.
گاهی اتفاق میافتد که به دلایلی؛ از جمله توقع بیش از حد از همدیگر و حس مالکیت اعضا به هم، افراد از خانواده فاصله گرفته و با دیگران پیوند عاطفی برقرار میکنند؛ یعنی دیگران را به عنوان خانواده خود انتخاب میکنند.
محبت، اساسیترین نیاز بشر است و نمیتوان به محبت خارج از روابط خانوادگی تکیه کرد؛ زیرا این محبت موقتی بوده و مانند دیواری است که هر لحظه امکان فرو ریختن آن وجود دارد.
این افراد از عشق واقعی محروم میشوند و همین محرومیت باعث میشود قدر خانواده را بدانند؛ چرا که خانواده ریشه انسان است و در سختترین و لذتبخشترین شرایط در کنار او قرار دارد و بدون هیچ نقابی عشق واقعی را ابراز میکند. انسان در خانواده میآموزد چگونه محبت کند و مسئولیت پذیر باشد.
زندگی کردن، یک هنر است و نگهداشتن زندگی، هنر بزرگتری بهشمار میآید. انسانها به دلیل داشتن سلیقههای متفاوت، زمان تشکیل خانواده باید با پذیرش تفاوتها، وقت گذاشتن برای یکدیگر و حمایت از هم، بنیان خانواده را محکمتر کنند.
انسانها شبیه یکدیگر نیستند و گاهی ممکن است با یک اتفاق کوچک، مشکلات بزرگتری به وجود آید؛ مانند مسئله اعتیاد که فردی بر اثر ناآگاهی، هم برای خود و هم برای خانواده رنج و مشکلات ایجاد میکند؛ اما بهواسطه عشق و محبتی که میان اعضای خانواده جاری است، خداوند راهی را در مسیر انسان قرار میدهد تا آن خانواده بتواند در کنار یکدیگر آرامش واقعی را تجربه کند.
این مسیر، راهی جز کنگره۶۰ نیست. با آموزشهای کنگره۶۰، خانوادهها با یکدیگر همزبان میشوند، نگاه آنها نسبت به زندگی، مشکلات و حتی بیماری اعتیاد تغییر میکند و همبستگی بین اعضای خانواده شکل میگیرد.
کنگره۶۰ یک خانواده است؛ خانوادهای که خود، آن را انتخاب کردهایم. اعضای آن میآموزند چگونه نسبت به همنوع خود عشق بلاعوض داشته باشند و امید را به یکدیگر هدیه دهند، با وجود آنکه هیچ نسبت خونی باهم ندارند.
کنگره۶۰ درختی است که ریشه در تاریکی، شاخه در روشنایی و میوههای آن، زندگیهای بازپسگرفته شده است. تنها جایی که انسان میتواند رشد کند و جاودانه بماند، در خانواده است؛ زیرا ثروت و قدرت واقعی هر انسان، خانواده او است که باعث پیشرفت وی خواهد شد. پس به یاد ریشه باش ای شاخه، هرجا که میروی. خانواده اولین آغوش آخرین پناهجو است.
منابع: «سیدی خانواده»
نویسنده: همسفر لعیا (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون هفتم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی شیخ بهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
0