خلاصه سخنان استاد:
جلسه دوازدهم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی غزالی به استادی راهنما همسفر آرشیدا، نگهبانی راهنما همسفر سودابه و دبیری همسفر نازنین با دستور جلسه «وادی سیزدهم، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است» روز 5 دیماه ۱۴۰۴ ساعت 13:۰۰ آغاز به کار کرد.
وادی سیزدهم میگوید "پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است". هر چیزی که تمام میشود، دوباره مطلب دیگری آغاز میشود. همه چیز در هستی در حال حرکت است و همه چیز میچرخد؛ هیچچیزی تمامشدنی نیست.
میخواهم از تجربه خودم و زمانی بگویم که وادی سیزدهم را روی خودم کار میکردم. گاهی اوقات به قبل از کنگره برمیگردم و میبینم که قبل از کنگره مشکلات بسیاری در زندگیام بود؛ نهتنها من، بلکه بسیاری از افرادی که وارد کنگره60 میشوند با انبوهی از مشکلات و ناامیدیها وارد میشوند.
وادی سیزدهم به من یاد داد که قرار نیست همه مسائل و مشکلات زندگی پایدار باشند و با حل مشکلات دوباره مسئله بعدی به وجود میآید؛ همانطور که ما در طبیعت نگاه میکنیم و میبینیم که هر فصلی که تمام میشود، فصل جدیدی آغاز میشود. همه این موارد باعث امیدواری بود و به من آموزش میداد.
در وادی سیزدهم دو نکته تولد و مرگ وجود دارد که آقای مهندس در مورد آنها صحبت میکنند. تولد تا مرگ مسیری است که به آن زندگی میگویند و زندگیکردن خیلی مهم است. در این وادی به این مورد بسیار توجه میشود؛ این که من چطور میتوانم زندگی خوبی داشته باشم، از آن لذت ببرم و به آرامش و آسایش برسم. در این مورد مسئلهای پیش میآید: ما میگوییم میخواهیم زندگی خوبی داشته باشیم و آرامش داشته باشیم؛ اما نمیگذارند به آرامش برسیم. باید به این موضوع برسیم که هیچ انسانی کامل نیست. هر کدام از ما نقص و عیبی داریم. به گفته مهندس ما علیهالسلام نیستیم. اگر قرار باشد همه چیز مرتب و آرام باشد، ما زندگیکردن را یاد نمیگیریم. نواقص و مشکلات برای این است که من تجربه کسب کنم و بتوانم به آگاهی و دانش برسم. چرا؟ چون زندگی خودش معجزه است. آقای مهندس همیشه میگویند "معجزه حیات در خود حیات است". من باید به این درک برسم که هیچکدام از ما کامل نیستیم و هیچکدام از ما نمیتوانیم بدون آموزش و آگاهی جلو برویم؛ پس باید راهنما، مربی یا رب داشته باشیم.

آقای مهندس میگویند: خداوند پیامبرانی را فرستاد تا قوانین بهتر زندگیکردن را به ما آموزش بدهند. همه چیز دستبهدست هم داده تا من انسان بتوانم بهتر زندگی کنم، جلو بروم و به این درک برسم که مرگ پایان زندگی نیست. با مرگ همهچیز تمام نمیشود و اگر تمام شود یومالفصل جدیدی آغاز میشود.
زمانی که برای اولینبار در لژیون سردار شرکت کردم، هیچ آگاهی از لژیون سردار و معجزههایش نداشتم؛ فقط میخواستم پولی جور کنم و اسم خودم را در لژیون سردار بنویسم، منت هم سر خدا داشتم. بدون آگاهی وارد لژیون سردار شده بودم و نمیدانستم چه معجزاتی برای من رخ میدهد؛ ما خودمان نمیدانیم در پشت هر اتفاق چه حکمتی است. یک تومان را پرداخت کردم و سه ماه بعد از آن مسافرم دچار سکته قلبی شدند. ما مسافرت بودیم و در مشهد نبودیم. بعدازاین اتفاق معجزات زیادی را در سفر دیدم. اولین چیزی که برایم اتفاق افتاد این بود که آگاه شدم. شروع به خواندن کردم و گفتم باید بخوانم، راهنما بشوم و دین خودم را به کنگره ادا کنم. درست است که کنگره میگوید ما هیچ دینی به کنگره نداریم، ولی من اینطور فکر نمیکنم. میخواستم این چیزی را که من از لژیون سردار دریافت کرده بودم با قبولشدنم در لژیون سردار جبران کنم. خدا را شکر قبول شدم و خیلی از این بابت خوشحال بودم. سال دوم با آگاهی بیشتری در لژیون سردار شرکت کردم. همیشه با خودم میگفتم خدایا من فقط میخواهم جبران خسارت کنم از خساراتی که به خودم، زندگیام، شوهرم و به بچهام زدهام. خدا را شکر توانستم و پولش جور شد. من از خدا خواستم بتوانم به احیای دوباره انسانهای هم درد خودم کمک کنم؛ من خودم مصرفکننده قلیان بودم. این هم یکی از الطاف خداوند بود. به تهران رفتم، امتحان دادم و قبول شدم. لژیونم زودتر از شال نارنجی شروع شد. محال است واقعاً خواسته خیلی قوی داشته باشیم و خداوند به ما ندهد؛ مگر حکمتی پشت آن باشد که آن هم درسهای خاص خودش را دارد. اینها همه برای من اتفاق افتاد و باعث شد که خمر من رشد کند و بیدار شود. من به سبب خمری که درمان شده بود به عشق، عقل وایمان رسیدم و هنوز که هنوز است پابرجای هستم. اگر ۱۰۰ تومان در کارت من باشد آن را به کنگره هدیه میکنم. در سبد کنگره هر چقدر ما بخواهیم کمک کنیم برکتش هزار برابر به زندگی ما بر میگردد و باز هم کنگره هیچ دینی به گردن ما ندارد.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که در شعبه غزالی حضور دارم. از خانم سودابه نگهبان لژیون سردار سپاسگزارم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و از شما که حضور دارید و در کنار شما آموزش میگیرم تشکر میکنم.
تایپ: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول)، دبیر سایت
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول)، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
46