English Version
This Site Is Available In English

هیچ پایانی مطلق نیست

هیچ پایانی مطلق نیست

جلسه سیزدهم از دوره هشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی یوسُف به استادی راهنما همسفر آرزو، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر مهتاب با دستور جلسه «وادی سیزدهم (پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.)» روز سه‌شنبه 7 بهمن‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به‌ کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از ایجنت محترم، خانم نگهبان و دبیر جلسه ممنونم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند. در مورد وادی سیزدهم امروز می‌خواهم هرچه را که خودم برداشت کردم و در آرشیوم هست بگویم. وادی سیزدهم «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است»، به نظر من این وادی بسیار کلیدی و عمیق است، دقیقاً روی تکامل انسان متمرکز می‌شود که ما از چه طریقی می‌توانیم رشد کنیم و به تکامل برسیم.

وادی می‌گوید: «هر دفتری که بسته می‌شود دفتر دیگری باز می‌گردد و هیچ پایانی مطلق نیست» هر موضوعی که تمام می‌شود در واقع یک نقطه گذار است که من را وارد مسیر جدید و مرحله جدیدی بکند. برای مثال مسافری که در حال سفر است، با پله‌هایی که کم می‌کند یک نقطه را برای خود در کائنات ثبت می‌کند. به همین ترتیب نقطه به نقطه حرکت می‌کند تا به رهایی می‌رسد. اما نقطه رهایی پایان مطلق آن سفر نیست. زیرا به سفر دوم وارد می‌شود و مرحله جدیدی آغاز می‌گردد، برای رشد و تکامل خود دوباره شروع به حرکت کردن می‌کند . همیشه مشکلات، غم، شادی، امید و موفقیت هستند، این‌ها همیشه در زندگی وجود دارد و هیچ پایانی ندارد.

در واقع چالش‌های جدیدی می‌آید و جای این‌ها را می‌گیرد. یعنی امروز اگر غم دارم فردا ممکن است با چالش شادی روبه‌رو شوم. اگر امروز موفقم شاید فردا به یک ناکامی برسم. باز این اختیار من است. آقای مهندس در سی‌دی نقاش می‌فرمایند: « خداوند اسکلت را برای تو کشیده و تو باید قلم را برداری و آن را طراحی کنی.» این دیگر به دید و نگاه من نسبت به آن مشکل بستگی دارد که چطور با آن برخورد می‌کنم. آیا مشکل را پایان می‌بینم و پشت در بسته می‌نشینم و یک بعدی به قضیه می‌نگرم و همه چیز را تمام شده تلقی می‌کنم؟

همان طور که در سی‌دی جدید نازعات آمده: «از پشت در بسته حرکت می‌کنم و در دیگری را برای خود باز می‌کنم؟» این می‌شود یک انسان دو بعدی بودن. انسان یک بعدی یک خط را دنبال می‌کند اما انسان چند بعدی چند خط را دنبال می‌کند، پیشرفت می‌کند. من باید از مشکلات درس بگیرم، تجربه بدست بیاورم و آن را برای آینده و آغاز یک فصل جدید یا مرحله جدید برای خودم ثبت کنم.

اگر بخواهم خودم را مقایسه کنم آیا من آرزوی دو سال پیش هستم؟ مسلماً جواب خیر است. به جرأت باید بگویم شاید قبل از ورود به کنگره یک انسان تک بعدی بودم، به یک مشکل برمی‌خوردم همه چیز را تمام شده می‌دیدم و توانایی حل مشکل را نداشتم. اما با ورود به کنگره از دو سال پیش تا الان برای خودم تجربیات و آگاهی را  نقطه به نقطه ثبت کرده‌ام. با ثبت نقطه‌ها یک خط تشکیل می‌شود. خط بعدی دیگر مانند خط اول نیست، خط بعدی با آگاهی بیشتر است. این خط‌ها مسیر تکامل من را نشان می‌دهد.

من می‌توانم با ایجاد مشکل مسیر را متوقف کنم، بایستم و بگویم تمام شد. می‌توانم حرکت کنم و برای مشکل راه حل پیدا کنم، نقطه جدیدی را ثبت کنم و از آن فرصت استفاده کنم. در مقابل موفقیت هم به همین صورت است. وقتی به موفقیت رسیدم نباید فکر کنم من یک آدم موفق شدم. می‌بایست از آن موفقیت خط بعدی را رسم کنم و در پی موفقیت‌های بعدی باشم، هدف‌های بزرگتری را دنبال کنم و خط جدیدی را بسازم.

در این سی‌دی مثلت عقل و عشق و ایمان مطرح می‌شود. یک انسان دو بعدی در حد تعادل می‌بایست این سه خط را اجرا کند. این سه خط مستلزم یک خط چهارمی است که نامرئی است و دیده نمی‌شود به نام خط خمر که اگر درست کار نکند و متعادل نباشد باعث بروز بیماری‌های روحی و روانی می‌شود. این سه خط همراه با خط خمر لازم و ملزوم همدیگر هستند. اگر من در حد اعتدال رفتار کنم می‌توانم به آن آرامش برسم. مفید باشم. دوست داشته باشم و دوست داشته شوم که آن همان عشق است. آرزو می‌کنم که هر روز خط‌های زیباتری را برای خود رسم کنید و به آن آرامش و تکامل واقعی برسید. متشکرم.

مرزبان کشیک: همسفر حمیده و مسافر عرفان
تایپ و ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .