در روزی که خداوند انسان را خلق نمود قدرت مطلق از فرشتگان خواست که بر انسان سجده کنند و به آنها گفت: من میدانم چیزی را که شما نمیدانید. سپس به انسان اختیار کامل داد و کل مطالب و اسامی را در وجود او نهاد و به او آموخت. مثلاً تلخی یک اسم است ولی تا زمانیکه نچشید متوجه آن نمیشوید و همچنین در مورد اعتیاد تا کسی اعتیاد نداشته باشد معنی آنرا نمیفهمد. ما در روزی که در آسمان بودیم اسم داشتیم، ولی امروز یادمان نیست، فرشتگان نیز در جهانهای دیگر، به همین شکل بودند. انسان صور پنهانش مانند فرشتگان از آتش است اما جسم فیزیکی او متفاوت است. خداوند شهر وجودی انسان را از مجموعه عناصر جهان خاکی، که توسط امواج فشرده و ذرات کلسیم، پتاسیم و غیره است خلق کرد و این برای فرشتگان قابل درک نیست. گیرنده ما هواس ما است و ساختاری که از امواج مادون قرمز باشد را نمیتواند ببیند. عشق، جمع کننده و نفرت، جداکننده است.
هنگامیکه هستهٔ اولیه جهان ساخته شد، نیروهای تغییر و تبدیل بهصورت خودکار وارد عمل شدند و همانطور که هسته گردو در زیر زمین شکافته میشود و تبدیل به درختی میگردد، یک روز هم منهدم و به نقطه اولش برمیگردد، جهان هستی هم به همین ترتیب شکل گرفت. خداوند انسان را خلق کرد سپس کمی از صفات بخشندگی و شو شود را در او نهادینه کرد، اختیار کامل و علم را به او آموخت مانند زبان یا موسیقی که باید با آموزش و تجربه، آنها را در درون خود پیدا کند. اختیار کامل داد تا بد و خوب را تشخیص دهد، پس اگر به سمت ضدارزشها برود در او ناآرامی و ترس و سختی، و اگر به طرف ارزشها حرکت کند به آرامش میرسد. هر انسانی که به مرحلهای از دانش و آگاهی بالایی برسد میتواند به آرشیو خود دست پیدا کند. در زمین برای هر چیزی باید زمان را در نظر بگیریم مثلاً برای کاشت هر محصولی باید زمانش فرا برسد که بتوانیم برداشت کنیم.
هیچ چیز در جهان خاکی درحال سکون نیست و از تراکم امواج، جهان مادی ساخته شد امواج نیز متحرک هستند و بعد مکان به وجود آمد و متحرک شد. تمامی ذرات اتمها و پروتونها درحال حرکت هستند و ما هم درحال حرکت هستیم. محلی که مکان متحرک، جولانگاه خود قرار داد؛ فضا نام دارد و از ترکیب مکان متحرک و فضا، زمان در چند ثانیه بهوجود آمد. با معجزه زمان به امواج، فرصت تغییر ماهیت و سپس شکلگیری گازها و مایعات و جامدات داده شد و بعد از آن گیاهان بهوجود آمدند و تکثیر شدند بعد جانوران که از آنها تغذیه کنند. برای اینکه جهان به حالت سکون نباشد نیروی تغییر، تبدیل و ترخیص صورت میگیرد مانند انسان که با تغییر، تبدیل و ترخیص در این دنیای خاکی قدم نهاد. تفاوتی که انسان با سایر موجودات دارد؛ اختیار و فرا گرفتن علم است. با آموزش، انسان بیخرد به خردمند تبدیل میگردد. دو نیروی القاء و الهام دائماً در حال رساندن اطلاعات خوب و بد به ما هستند و ما با اختیاری که داریم، مسیر خیر یا شر را انتخاب میکنیم.
هیچ انسانی یک مرتبه تغییر نمیکند و نیاز به زمان دارد مانند سارقی که توبه میکند او از ته چاه نمیتواند به سر چاه برسد بلکه، باید مسیری را که رفته برگردد و به سر چاه برسد و کمکم از تاریکی به روشنایی بیاید. بنابراین برای هر کاری باید فرایند زمان را در نظر بگیریم. اگر بخواهیم به صراط مستقیم برویم باید ببینیم در مسیر درست حرکت میکنیم و آیا در مسیر قرار داریم یا نه. کسیکه تصمیم بگیرد به سمت نور حرکت کند، نیروهای الهی از زمین و آسمان به او کمک میکنند و بر عکسش هم اتفاق میافتد. در هستی هیچ چیزی بدون مکانیزم به وجود نمیآید و تمام هستی، موجودات و انسان هیچگاه بدون مکانیزم یا برنامه نیستند. برای هر کاری باید مکانیزم یا برنامه خاص آنکار را در نظر گرفت. مثلاً یک دانه گندم بکاریم باید زمانش طی شود مکانیزم خاصی داشته باشد که بعد از مدتی ۷۰ دانه گندم به دست بیاوریم.
منبع: سیدیهای دوازدهم
رابط خبری: همسفر شکوفه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون پنجم)
نویسنده: همسفر شکوفه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
45