English Version
This Site Is Available In English

فرمانبرداری از راهنما و سرآغازی جدید

فرمانبرداری از راهنما و سرآغازی جدید

دوازدهمین جلسه از دوره یازدهم لژیون ویلیام وایت پارک دو کمال تبریز، با استادی مسافر سعید، نگهبانی مسافر سالار و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه« وادی سیزدهم و تاثیر آن روی من» جمعه ۱۰ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۹ برگزار شد.

سخنان استاد

خدا رو شاکر و سپاس‌گزارم امروز در پیش شما دوستان هستم. و میتوانیم حس خوب به هم‌دیگر انتقال دهیم. تشویق کردن خود روز انسان را تغییر می‌دهد. 

در مورد دستور جلسه وادی سیزدهم ، برداشتی که بنده دارم. عنوان وادی می‌گوید: پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است‌. وقتی من می‌خوام یک خط جدیدی شروع کنم باید یک نقطه برای شخصیت قبلی خود بگذارم تا درگیر گذشته خود نباشم. در وادی اول نیز به این نقطه اشاره شده است. باید نقشه‌ای درست و حساب شده بکشیم که راه به عقب نداشته باشیم. این همان نقطه گذاشتن و خط جدید شروع کردن است.

بعضی اوقات یک سفر اولی ، سفر خود را شروع می‌کند، ولی هنوز شکاک است که آیا درمان می‌شود یا نه، اینجا معلوم است که نقطه برای شخصیت قبلی خود نگذاشته است. 

استاد امین یک مثال برای یک سفر اولی می‌زنند: سفر اولی را یک سطل خالی در نظر بگیرید که می‌خواد وارد چاه آب شود و بعد ۱۰ الی ۱۱ ماه با رهایی گرفتن سطل آب پر می‌شود. در طول مسیر تغییرات زیادی در فرد پدیدار می‌شود، ولی این به این معنا نیست که کل تاریکی‌ها در وجود او تبدیل به روشنایی شده است. خیلی‌ها تا رهایی خود را می‌گیرند. از کنگره دور می‌شوند، ولی متوجه نیستند که هنوز سطل پر از درون چاه بیرون نیامده است.شاید سطل آب در مسیر به دیواره‌ها برخورد کند و سطل خالی به بالا برسد. باید سطل با ماندن در کنگره و با کمک دوستان به آرامی هدایت شود و از چاه بیرون آید که آن وقت می‌شود اتمام سفر دوم ، و در آخر آقای مهندس می‌فرمایند: با طناب ۹۹ متری، نمی‌توان از چاه ۱۰۰ متری آب کشید.این قضیه برمیگرده به فرمان‌برداری یک رهجو که بعضی اوقات رهجو نمی‌خواهد یکی از صفت خود را تغییر دهد و به گفته راهنما گوش نمی‌دهد. آنجاست که اندازه طناب رهجو کمتر می‌شود. شاید رهایی بگیرد ولی متاسفانه به خاطر همان نافرمانی برگشت خواهد شد. رهایی خواهد گرفت ولی در طول مسیر کمبود مواد در خود احساس خواهد کرد و این مورد باعث خواهد شد که سفر خود را خراب کند.سطل باید به آخر چاه برسد تا پر شود و به نتیجه برسد. 

یک مسئله مهم در این وادی بعد از تغییر، تبدیل و ترخیص، مسئله انسان‌های تک بعدی و دو بعدی و چند بودی است. بنده خود در طول سفر خود می‌گفتم با من کاری نداشته باشید، که در حال سفر هستم. یا مثلاً سی دی می‌نویسم با من کاری نداشته باشید. تک بعدی بودن این‌گونه است.

 

مثلاً فرد فقط مواد می‌کشد، فقط سی دی می‌نویسد، یا فقط کار برایش مهم باشد. این‌گونه زندگی کردن را فقط انسان‌های تک بعدی انجام می‌دهند. انسان‌های دوبعدی: انسان‌هایی هستند که هم زمان چند‌تا کار انجام می‌دهند و با برنامه ریزی به کار خود می‌رسند. ما باید این‌گونه زندگی کنیم تا به آرامش و آسایش برسیم. 

 

در یکی از سی‌دی ها گفته شده، انسان‌ها معمولاً برای یک هدف تلاش بسیاری می‌کنند و بعد از اینکه به هدف خود می‌رسند، دیگر اهمیتی به حفظ آن نمی‌دهند. فرد مثلاً در سفر اول سه ماه زحمت می‌کشد سفر خود را درست می‌کند، با یک گریز زدن باز خراب می‌کند. شاید نیروی منفی بگوید، با یک سقوط رفتن دوباره خوب می‌شود. من یک مثال بزنم. انگشتی که زخمی شد، باید بخیه بخورد تا ترمیم شود و جای زخم همیشه دیده خواهد شد. سفر باید درست باشد تا به نتیجه برسد. اهمیت حفظ حال خوش خیلی مهم‌تر است. در تمام مراحل زندگی به این موضوع باید زیاد اهمیت بدیم و ارزش داشته‌های خود را بدانیم.

تایپ متن: مسافر سالار

ارسال مطلب: مرزبان خبری پارک مسافر هادی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .