جلسه دهم از دور سوم جلسات لژیون سردار با استادی راهنما همسفر سمیه، نگهبانی همسفر بتول و دبیری همسفر پریسا با دستور جلسه «خانواده» روز دوشنبه ۲۹ دیماه ساعت ۱۴:۰۰ برگزار شد.
خداوند را بسیار سپاسگزارم که به من اجازه داد در این مکان و در این جایگاه قرار بگیرم و در کنار شما آموزش بگیرم. دستور جلسه در مورد خانواده است. خانواده اولین مدرسهای است برای شکلگیری شخصیت انسان. ما اگر خانواده را درخت در نظر بگیریم، ریشههای آن، خانواده میشود. ممکن است در خانواده، پیوند محبت نباشد؛ اما خانواده بنیان فرد یا شخص است. خانواده کوچکترین بخش هر اجتماع است و این خانواده است که شرایط رشد و آموزش را برای هر شخص به وجود میآورد. اگر در همین قضیه اعتیاد نگاه کنید وقتی اعتیاد به وجود میآید بیشترین بار تخریب روی خانواده است.
اگر خانواده، ریشه نبود پس چطور اینهمه تخریب را متحمل میشود؛ پس نتیجه میگیریم که این حرف درست است و بیشترین تخریب روی پایه صورت میگیرد. ما انرژی حیاتی خودمان و مواد اولیه خودمان را از خانواده میگیریم. اگر فرض کنیم که درخت یا انسان را از ریشه درآوریم و آن را به بهترین مکان در یک باغ ببریم؛ حتی اگر در کنار درختان سرزنده هم که باشد؛ چون از ریشه جدا شده است شرایط رشدش را از دست میدهد و خشک میشود. مهم نیست که انسان در کجا و با چه امکاناتی باشد. مهم این است که خانواده را داشته باشد و از ریشه جدا نشود.
مثال دیگری که استاد امین گفتند: «اینکه شما کارخانهای را در نظر بگیرید که بهترین امکانات، بهترین کارگران، بهترین دانشمندان را دارد؛ ولی مواد اولیه مرغوبی ندارد. خب مطمئناً محصولی که این کارخانه میدهد محصول مرغوبی نخواهد بود. ریشهها یا خانواده، مواد اولیه و عالی را در اختیار انسان قرار میدهند و بقیه چیزها بعد میتواند مفید باشد. اگر انسان نتواند پیوند محبت را با عزیزانش برقرار کند نمیتواند مواد اولیه را از خانواده یا ریشه دریافت کند و مجبور میشود مواد نامرغوب تهیه کند. این مواد نامرغوبی که فرد دریافت میکند برای شخصی که ما از او مواد موردنظر را میگیریم مرغوب است؛ اما برای ما نامرغوب میشود.
همانطور که پدر و مادر یک شخص برای خود فرد، خوب هستند؛ اما برای من که پدر و مادر نمیشوند؛ البته خود خانواده نیز باید الگوی صحیحی باشد هم در رفتار و هم با عمل. ما با حرف نمیتوانیم چیزی را از فرزندان خود بخواهیم. خودمان در حرف، حرفهای خوبی به آنها میگوییم؛ اما در عمل به گونه دیگری باشیم. خب مطمئناً آن فرزند به عمل و رفتار من نگاه میکند نه به حرفهای قشنگی که میزنم؛ باید ویژگیهای رفتاری فرزندان خود را بشناسیم. چه ویژگیهایی دارند؟ پنهانکار هستند؟ دچار اضطراباند؟ باید به این ویژگیها آگاهی داشته باشیم.
اگر میخواهیم به آنها آموزش دهیم نباید آموزش ما حالت تدافعی یا حکمفرمایی داشته باشد؛ چون در این مواقع نتیجه عکس میدهد و او بیشتر روی رفتار نادرستش پافشاری میکند. خلق دوستانه یا خلق خوش، رفتار و نگاه آدم در مورد موضوعی که دیگران با آن مخالف هستند رفتار و برخورد من وقتی درست باشد، باعث میشود که نقطه تفکر را در آن شخص بیدار کند. علت اینکه ما باحالت تدافعی میخواهیم به فرزندمان آموزشی بدهیم؛ ولی جواب عکس میدهد به مسئله اختیار برمیگردد؛ چون اولین چیزی که خداوند به انسان داده است، مسئله اختیار است و رفتار من باید طوری باشد که اختیار را نادیده نگیرم؛ چون وقتی که اختیار را نادیده میگیریم، ناخودآگاه حالت تدافعی در او به وجود میآید.
حس دافعه. اول باید جاذبه باشد که شاگرد به سمت شما بیاید؛ ولی اگر معلم کاری کند که شاگرد، فراری باشد؛ حتی اگر داناترین و بهترین معلم باشد نمیتواند آموزش خود را به شاگرد انتقال دهد؛ پس ما باید روی خلق خوش کار کنیم؛ البته این به آن معنی نیست که ما باید همیشه بامحبت رفتار کنیم، نه، مواقعی نیز جدیت و رفتار قاطعانه هم نیاز است؛ ولی میگویند: نه گفتن همراه با احترام؛ باید رفتار جدی در کنارش محبت هم باشد. نه اینکه هر کدام آنها جدا باشند، مثلاً خیلی جدی باشیم و محبت نباشد یا محبت باشد و قاطعیت نباشد؛ بلکه باید هر دو با هم باشند.
اگر محیط خانواده طوری باشد که به فرزند محبت نرسد به او زهر میرسد؛ باید شرایط را اصلاح کنیم، پیوند محبت را حفظ کنیم. در دوران اعتیاد، پیوند محبت در خانواده دچار آسیب شده است. سعی کنیم آسیبها را دوباره ترمیم کنیم تا شفا در خانواده شکل بگیرد و ریشههای خوب و محکمی برای فرزندانمان باشیم و محیطی امن و پر از آرامش برای آنها ایجاد کنیم. ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.
تایپ، ویرایش و ارسال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
4