English Version
This Site Is Available In English

نیروهای الهی و کمک آنها در جهت تکامل

نیروهای الهی و کمک آنها در جهت تکامل

اانسان مخلوقی است که صورت پنهان او از عالم امر و حقیقتی فراتر از ماده شکل‌گرفته است، درحالی‌که ظاهر او در جهان خاکی سکونت دارد و از عناصر مادی تشکیل شده است. بدن انسان ترکیبی از عناصر موجود در طبیعت، همچون کلسیم، پتاسیم، فسفر، مس و دیگر عناصر شناخته‌شده جهان مادی است؛ اما حقیقت انسان فراتر از این ترکیب فیزیکی معنا پیدا می‌کند. آنچه انسان را از دیگر موجودات متمایز می‌سازد، آگاهی، علم و توانایی درک و انتخاب است که در درون او به ودیعه نهاده شده است.

در وجود انسان، صفات و توانمندی‌هایی از قدرت مطلق در مقیاسی محدود قرار داده شده که از طریق آموزش، تجربه و تفکر قابل‌کشف و شکوفایی هستند. انسان با بهره‌گیری از این توانمندی‌ها، اختیار کامل دارد تا مسیر زندگی و سرنوشت خویش را انتخاب کند. این اختیار، مسئولیت سنگینی را نیز به همراه دارد؛ زیرا هر انتخاب پیامدهای خاص خود را در پی خواهد داشت. حرکت در مسیر ارزش‌ها، آرامش، امنیت و آسایش درونی را به همراه می‌آورد، درحالی‌که گرایش به ضد ارزش‌ها انسان را به‌سوی اضطراب، ترس و ناآرامی سوق می‌دهد.

در وادی دوازدهم به این اصل اشاره می‌شود که «در آخر، امر اول اجرا می‌شود». بدین معنا که تحقق هر هدفی در جهان مادی نیازمند زمان است. هیچ خواسته‌ای بدون گذر از بستر زمان و تلاش مستمر به مرحله اجرا نمی‌رسد و حذف زمان امکان‌پذیر نیست، مگر آنکه انسان از ظرف زمان خارج شود که این امر در عالم مادی دست‌نیافتنی است. برای رسیدن به مرحله اجرا یا همان آخر امر، عبور از مراحل تغییر، تبدیل و در نهایت ترخیص امری ضروری است.

این سه مرحله از چنان اهمیتی برخوردارند که اگر در هستی وجود نداشتند، جهان به حالت سکون درمی‌آمد و در نهایت دچار فروپاشی می‌شد. تغییر، تبدیل و ترخیص اساس پویایی عالم هستند و بقا هستی به وجود آن‌ها وابسته است. در این مسیر، سه نیروی مهم القا، احیاء و تحرک نقش اساسی ایفا می‌کنند. بدون حضور این نیروها، هیچ تغییر و تبدیلی در عالم یا درون انسان رخ نخواهد داد.

به‌عنوان نمونه اگر انسانی بخواهد صفت ناپسندی را در وجود خود تغییر دهد، نخست باید زمان را در نظر بگیرد. با بیداری تفکر و آگاهی فرد نسبت به وجود آن صفت، نیروهای القا، احیاء و تحرک وارد عمل می‌شوند. درصورتی‌که فرد بتواند بر نیروهای بازدارنده و تخریبی غلبه کند، فرایند تغییر، تبدیل و در نهایت ترخیص در او شکل می‌گیرد. جالب آنکه همین نیروهای تخریبی، درصورتی‌که به‌درستی شناخته شوند، می‌توانند نقش نیروی مکمل را ایفا کرده و زمینه‌ی رشد و ارتقا انسان را فراهم آورند.

در هستی، شناخت هر پدیده‌ای بر اساس ضد آن امکان‌پذیر است. حیات بدون مرگ معنا ندارد و روشنایی بدون تاریکی قابل‌درک نیست. به همین دلیل، انسان از اختیار کامل برخوردار شده تا آگاهانه مسیر خود را انتخاب کند. بااین‌حال، نکته‌ اساسی این است که ورود به هر مسیر یا گروه، چه در جهت تاریکی و چه در جهت روشنایی، هزینه و بهایی دارد که انسان ناگزیر از پرداخت آن است.

در ادامه مفاهیم القا، احیاء و تحرک معنا می‌یابند. القا به معنای انتقال آگاهی و اطلاعات، چه مثبت و چه منفی است. از منظر القا، هستی کاملاً فعال است و هر موجودی تمایل دارد آنچه را می‌داند به هم‌جنس و هم‌نام خود منتقل کند. احیاء به معنای زنده‌کردن است و بزرگ‌ترین احیاکننده، قدرت مطلقی است که توان زنده‌کردن مردگان را دارد. در سطوح پایین‌تر، افرادی که به یاری انسان‌های گرفتار در تاریکی می‌شتابند و آنان را به‌سوی تغییر و رهایی هدایت می‌کنند، در زمره‌ احیاکنندگان قرار می‌گیرند.

تحرک، نیروی حرکت و پویایی است و اساس تمامی تغییرات و تبدیلات به شمار می‌رود. اگر حرکت در هستی وجود نداشت، همه چیز به نابودی می‌انجامید. تنها از طریق حرکت است که مسیر آشکار می‌شود و امکان دگرگونی فراهم می‌آید. بدون تحرک، هیچ تغییری رخ نخواهد داد و هیچ مقصدی قابل‌دستیابی نخواهد بود.

نتیجه‌گیری: انسان موجودی دوبعدی است که هم از جهان ماده و هم از حقیقتی فراتر از آن بهره‌مند شده است. اختیار، آگاهی و توان تغییر، سرمایه‌های اصلی او در مسیر زندگی هستند. حرکت آگاهانه در بستر زمان، همراه با پذیرش مراحل تغییر، تبدیل و ترخیص، انسان را به‌سوی رشد و آرامش هدایت می‌کند. نیروهای القا، احیا و تحرک، ابزارهای اساسی این مسیرند و در نهایت، این انتخاب انسان است که تعیین می‌کند به‌سوی روشنایی گام بردارد یا در تاریکی باقی بماند.

نویسنده مقاله: راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .