جلسه سوم از دوره پانزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا به استادی اسیستانت همسفر مرجان، نگهبانی همسفر مرضیه و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه وادی سیزدهم «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست» و تأثیر آن بر روی من در روز دوشنبه ۶ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که به من اجازه داد در خدمت شما عزیزان باشم. از ایجنت نمایندگی، مرزبانان، نگهبان و دبیر تشکر میکنم که امروز به من اجازه دادند به عنوان استاد جلسه در خدمت شما عزیزان باشم.
دستور جلسه وادی سیزدهم میباشد، که در ادامه در مورد عنوان وادی صحبت میکنم. جهت اطلاع کسانی که ممکن است جلسه اولی باشد در اینجا تشریف آوردند و اطلاع کافی در مورد وادیها ندارند عرض میکنم، در کنگره۶۰ چهارده وادی توسط آقای مهندس نوشته شده و آموزش داده میشود؛ همچنین کتابی داریم با عنوان کتاب عشق یا چهارده وادی برای رسیدن به خود که هر کدام از این وادیها مطالب بسیار مفیدی را در اختیار افراد، چه مسافر و چه همسفر قرار میدهد تا به عنوان پلی برای خروج از تاریکیها از آنها استفاده نمایند.
حتماً در نظر داشته باشید که وادیها از منابع آموزشی بسیار غنی و نقش بسیار مهمی در سفر ما و حرکتی که در این مسیر است دارند.
وادی سیزدهم میگوید: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست. اگر خیلی ساده بخواهم در مورد این موضوع صحبت کنم، منظور از نقطه برای ما عملی است که انجام میدهیم و یا فعالیتی که بر روی آن متمرکز میشویم؛ اطراف نقطه یعنی توجه به هر تصمیم و یا هر حرکتی که از آن شکل میگیرد. یعنی اگر دانشجو هستم درس و دانشگاهم، اگر کاسب وضعیت تجارتم، اگر معلم هستم وضعیت تدریسم و هر شخص در هر زمینهای که فعالیت میکند.
ما به عنوان عضوی از خانوادهای که به هر نحوی اعتیاد وارد خانوادههایمان شده بود حال توسط همسرمان، برادرمان، پدرمان یا هر شخص دیگری، به عنوان یک همراه در کنار او شرایطی را تجربه کردهایم و مسیری را رفتهایم که به تاریکی منتهی شده است.
اکنون در این مسیر تاریکی بایستی اولاً بپذیریم که در تاریکی بودهایم؛ زیرا شرایط و شواهد اینگونه نشان میدهد که در تاریکی بودهایم و با وجود اینکه میخواستیم از افراد زیادی اطلاعات و کمک بگیریم برای حل مشکلاتمان؛ اما قادر به حل مشکلات نبودیم؛ زیرا از آگاهی کافی برخوردار نبودیم و علت اصلی همین ناآگاهی بود.
اکنون در کنگره قرار گرفتیم تا آگاه شویم و قدم به قدم، به شکل درست عمل نماییم تا در ادامه مسیر به سمت روشناییهای بیشتری حرکت کنیم و دیگر خبری از آن تاریکیها نباشد.
برای رسیدن به این خواسته میطلبد که هر کدام از ما به صحبتهای راهنمایمان گوش فرا دهیم و در تمام نکاتی که در منابع و نشریات کنگره۶۰ ارائه و توضیح داده میشود، همچنین سیدیهای هفتگی، کتابها و جزوات به خوبی در مورد آنها تأمل کنیم و آنها را به درستی بررسی و در واقع با دقت بسیار زیاد تلاش کنیم که بعد از متوجه شدن و درک هر کدام از این مطالب آنها را به اجرا در آوریم که موضوع بسیار مهمی است.
آقای مهندس در سیدی نازعات در مورد این قضیه خیلی زیبا صحبت میکنند؛ اگر افراد بخواهند مدیر یا مدبر شوند لازم است از همان نقطهای که قرار دارند یک تیکاف حسابی داشته باشند؛ تیکاف یعنی یک حرکت پرقدرت.
آقای مهندس در ادامه تیکاف را توضیح میدهند. حتماً شما عزیزان این سیدی را گوش کردهاید و یا احیاناً در لژیونها کار میکنید.
مهم است که من به عنوان یک همسفر با آگاهی این تیکاف را انجام دهم. ما نقاطی را پشت سر گذاشتهایم که در این نقاط نتوانستیم نور را پیدا کنیم. چرا قادر به پیدا کردن نور نشدیم؟! چون نتوانستیم مشکلمان را حل کنیم؛ اما اکنون دیگر زمان آن فرا رسیده که خود را به دست امواجی که در راهمان قرار گرفته بسپاریم و هرچه که به ما گفته میشود مو به مو انجام دهیم تا موفق شویم به نتیجه درست برسیم.
اگر انجام ندهیم و فقط بخواهیم صرفاً به عنوان یک همراه یا همسفر، اینجا حضور داشته باشیم و بگوییم: به من چه؟ من که مشکلی ندارم، مسافرم خودش باید بتواند مشکلش را حل کند. در این صورت امکان ندارد که به نتیجه برسیم.
این یک کار همگانی و گروهی است. همسفر در کنار مسافر وظایفی را که بر عهده دارد باید انجام بدهد و مسافر نیز به همین ترتیب تا بتوانیم از نقاطی که در آن قرار داریم و نتیجهای برایمان نداشته خداحافظی کرده نقطه پایان را بگذاریم و نقطه جدیدی را آغاز کنیم.
امیدوارم که از تمام فرصتهای محدود نیز بتوانیم برای برداشتن قدمهای محکمتر استفاده کنیم و شرایطی را که در مسیر برایمان فراهم شده بپذیریم و وظایفمان را به درستی انجام بدهیم.
مرزبان کشیک: همسفر سمیرا
تایپیست: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر صفورا (لژیون ششم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر سمیرا
همسفران نمایندگی دکتر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
60