English Version
This Site Is Available In English

در هنگام سختی‌ نباید دست از تلاش برداریم

در هنگام سختی‌ نباید دست از تلاش برداریم

همسفر آرزو به همراه مسافر همت با آنتی‌ایکس تریاک و الکل وارد کنگره شدند؛ مدت ۱۰ ماه و ۲۸ روز به روش DST و داروی OT به راهنمایی همسفر مریم و مسافر جلال سفر کردند. همسفر آرزو در رشته‌ ورزشی دارت و مسافر ایشان در رشته والیبال فعالیت دارند.

اینک درباب دستورجلسه «وادی سیزدهم:پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.» با ایشان گفتگویی ترتیب داده‌ایم؛ لطفاً با ما همراه باشید.

لطفاً بفرمایید، قبل از آشنایی و ورود به کنگره۶۰، نگاه شما به زندگی و امید به آینده چگونه بود و بعد از دریافت آموز‌ش‌ها و مسیر درمان، چه تغییری در شما به وجود آمد؟

قبل از ورود به کنگره، در تاریکی‌های زیادی بودم؛ همه‌چیز را تیره و تار می‌دیدم و هیچ امیدی به آینده نداشتم، احساس می‌کردم تمام بدبختی‌های دنیا مال من و فرزندانم است و خداوند من را دوست ندارد که این‌ همه مشکل سر راهم قرار داده است. اعتیاد مسافرم را پایان راه زندگی‌ می‌دیدم و دوست داشتم هرچه زودتر زندگی‌ام به پایان برسد؛ اما پس از دریافت آموزش‌ها و درمان مسافرم در کنگره۶۰، نگاه من به زندگی کاملاً تغییر کرد.

یاد گرفتم که سختی‌ها و مشکلات برای رشد و بزرگ شدن انسان‌ها است و من باید در هنگام سختی‌ دست از تلاش بر ندارم، به خداوند توکل کنم و نتیجه را به او بسپارم.
اکنون نگاه من به آینده بسیار روشن است، چون می‌دانم خداوند همیشه بهترین‌ها را برای بندگانش می‌خواهد؛ اما در زمان مناسب و زمانی که ظرفیت لازم در من یا هر شخص دیگری به وجود آمده باشد، آن را عطا می‌کند.

به عنوان یک همسفر، چگونه با تکیه بر آموزش‌های کنگره، راهی تازه گشودید و آن را طی کردید؟

اوایل که به کنگره می‌آمدم، حال خوشی که دیگران از آن سخن می‌گفتند را زیاد درک نمی‌کردم؛ چون همه‌ آموزش‌ها را می‌خواستم روی دیگران پیاده کنم، هنوز درگیر گذشته‌ بودم و به دنبال مقصر مشکلات زندگی‌ خود می‌گشتم.

زمانی که آموزش‌ها را کم‌کم عملی کردم، من نیز ذره‌ای از حال خوشی که دیگران می‌گفتند را تجربه کردم. دوربین ذهن را روی خود متمرکز کردم و هر روز بیشتر دوست داشتم که دانسته‌هایم را عملی کنم تا حال خوش بیشتری را تجربه کنم و واقعاً هم همین‌طور شد.

از گذشته‌ خود فاصله گرفتم، سی‌دی‌های مهندس دژاکام، استاد امین دژاکام و سخنان راهنمایان خود را با علاقه گوش می‌دادم و تلاش می‌کردم آن‌ها را اجرا و عملی کنم. این تغییر در زمانی که از سخن به نقطه‌ عمل رسیدم، در یافتن راه جدید کمک زیادی به من کرد.

لطفاً بفرمایید، به نظر شما یک همسفر در زندگی چه عملکردی باید داشته باشد تا بتواند زندگی خود را به بهترین شکل بسازد؟

همان‌طور که شما فرمودید، من به عنوان همسفر می‌توانم زندگی خود را بسازم؛ حال این زندگی می‌تواند همراه با صلح و آرامش باشد یا این‌که هم‌چنان در گذشته بمانم و با خودم بگویم چرا این‌همه بلا و مشکل باید سر من بیاید و به دنبال مقصر بگردم.

عملکرد من در این راستا می‌تواند چنین باشد که آموزش‌های خود را عملی کنم و انسان تک‌بعدی نباشم؛ انسانی که وقتی دچار مشکل می‌شود، نتواند آن را حل کند و فقط یک مسیر را دنبال کند. من باید با آمدن به کنگره۶۰ و دریافت آموزش، هم‌زمان وظایف مادری، همسری و فرزندی خود را نیز به‌خوبی انجام دهم. دیگران را دوست داشته باشم و با عشق، مسیر زندگی‌ام را ادامه بدهم.

دوربین ذهن را روی خود و زندگی‌ شخصی خود بگذارم و اگر زمانی از دست مسافرم یا هر شخص دیگری ناراحت شدم، بدانم که این ناراحتی از روی ناآگاهی و ندانستن است؛ چون انسان‌ها بد نیستند، بلکه فقط بلد نیستند چگونه رفتار کنند.

به نظر شما، عنوان وادی سیزدهم «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است» چگونه می‌تواند انگیزه‌ای برای ادامه زندگی باشد؟

این‌که زندگی در جریان است، به این معنا است که هیچ چیز همیشگی نیست. اگر اکنون من دچار سختی و مشکل هستم، قرار نیست تا پایان عمر در این شرایط بمانم؛ چراکه قطعاً روزی تمام می‌شود، چون این وعده‌ خداوند است. در یکی از سی‌دی‌ها، مهندس دژاکام گفتند؛ که «ما برای درس خواندن، زمان و محدودیتی نداریم؛ این دانسته‌های ما در زندگی پس از مرگ نیز با ما همراه خواهد بود و همچنان زندگی ادامه دارد»؛ بنابراین من در هیچ‌یک از مراحل زندگی نباید دست از تلاش و کوشش بردارم.

به نظر شما چه عواملی باعث می‌شود یک مسافر یا همسفر شروع خوبی داشته باشند، اما در رسیدن به اهداف خود ناموفق باشند؟

این‌که مسافران و همسفران بسیار علاقه‌مند هستند از تاریکی اعتیاد خارج شوند و تمام تلاش خود را در این مسیر به کار می‌گیرند، نکته‌ ارزشمندی است. آنان در آغاز سفر به موفقیت‌های کوچکی دست پیدا می‌کنند و گمان می‌برند با رسیدن به این موفقیت‌های کوچک، به پایان راه رسیده‌اند.به همین دلیل، در ادامه دست از تلاش برمی‌دارند و مسیر موفقیت را آن‌چنان که باید، ادامه نمی‌دهند؛ اما باید بدانند که با گذر از این موفقیت‌های کوچک و استمرار تلاش، می‌توانند به موفقیت‌های بزرگتر دست یابند.

برای نمونه؛ مسافر سفر اول که تا رسیدن به درمان، مسیر خود را ادامه می‌دهد و وارد سفر دوم می‌شود، می‌تواند جایگاه‌های والاتری را نیز کسب کند. در مقابل، بسیاری از افراد به محض رسیدن به درمان، می‌خواهند فوراً از مسیر، جدا شوند یا نمی‌خواهند سختی‌ها و مشکلات راه را تحمل کنند؛ بنابراین کوتاه‌ترین مسیر را انتخاب می‌کنند.

این مانند دانش‌آموزی است که در کلاس اول می‌گوید حالا که دیگر خواندن و نوشتن یاد گرفتم، کافی است؛ در حالی‌که او باید کلاس دوم، سوم و هم‌چنان تا مراحل بالاتر را طی کند تا به موفقیت‌های بزرگتر برسد.

یک همسفر برای تقویت سلامت جسم و روان خود چه کارهای ساده و مؤثری می‌تواند انجام دهد؟

همان‌طور که در جزوه جهان‌بینی نیز اشاره شده است، جسم و روان مانند سوارکار و مرکب هستند و تأثیر متقابلی بر یکدیگر دارند. با ورود به کنگره۶۰، ما سیستم ایکس را شناختیم؛ سیستمی که هرگونه اختلال در آن می‌تواند منجر به بروز بیماری‌های جسمی و روانی شود. از این‌رو، لازم است شرایط زندگی خود را به گونه‌ای تنظیم کنیم که از خمر و چشمه‌های درونی بدن محافظت شود.

افکار منفی، یاس و ناامیدی، مصرف داروهای روان‌گردان و ضدافسردگی، مواد‌ مخدر و هم‌چنین افزایش وزن نامتعادل، عواملی هستند که می‌توانند این چشمه‌ها و سیستم ایکس را تضعیف کرده و از بین ببرند. ما می‌دانیم که عواملی مانند خواب منظم، دوری از ضد ارزش‌ها و کارهای ساده، به آرامش روان کمک کرده و این سیستم را تقویت می‌کنند؛ بنابراین، اگر جسم من به دلیل اضافه وزن در سختی و عذاب است، درمان آن ضروری است.

من یاد گرفتم سلامت و تعادل جسم، مستقیماً به تعادل روان منجر می‌شود؛ به عنوان مثال، ۲۰ دقیقه پیاده‌روی روزانه و پایبندی به نکاتی که جونز برای سلامت جسم در نظر گرفته است، در این مسیر یاری‌رسان خواهند بود.

کلام آخر

از خداوند مهربان بی‌نهایت سپاسگزارم بابت آرامشی که امروز نصیبم شد. مراتب کمال تشکر و قدردانی خود را از مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان اعلام می‌کنم که چنین بستر زیبایی برای آموزش فراهم نمودند.

هم‌چنین از راهنمایان برای درس‌ها و آموزش‌هایی که به من ارائه دادند، تشکر می‌کنم. در نهایت، از راهنما همسفر مریم، بابت تمامی آموزش‌ها و اجازه‌ای که برای خدمت به من دادند، صمیمانه سپاسگزارم. از مسافرم نیز قدردانی می‌کنم که با حرکت درست خود موجب جذب من به کنگره‌‌۶۰ شدند. و در آخر، از شما بابت زمانی که در اختیارم قرار دادید، ممنون و سپاسگزارم.

انجام مصاحبه و تایپ: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر لیلی (لژیون بیست‌و‌دوم)
رابط خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون بیست‌وششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی شیخ‌بهایی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .