جلسه سوم از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کاشان با استادی راهنما همسفر لیلی، نگهبانی همسفر ناهیده و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه: «وادی سیزدهم؛ پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ششم بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان محترم، ایجنت گرامی و راهنمای عزیزم خانم فاطمه تشکر میکنم. دستور جلسه امروز «وادی سیزدهم؛ پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است» میباشد.
به نظر من وادی سیزدهم از آن وادیهایی است که واقعاً نمیشود در یک جلسه درباره آن صحبت کرد. حتی میتوان گفت هفتهها و ماهها میشود روی این وادی کار کرد، چون تکتک جملات آن دارای معانی و مفاهیم عمیق و گستردهای هستند و هر جملهاش میتواند دریچهای تازه به فهم هستی و زندگی ما باز کند.
وادی سیزدهم را میتوان شبیهسازی یک گفتوگو دانست؛ گفتوگویی از روز الست یا از روز ازل. جایی که ساکنین آسمانها با جانشین سخن میگویند، چرا که قرار است انسان آماده شود و به زمین فرستاده شود. در واقع این وادی، مقدمهای است برای ورود به حیات مادی و مسئولیتی که انسان بر عهده دارد.
اگر کسی کتاب «ادموند و هلیا» را مطالعه کرده باشد و همزمان وادی سیزدهم را نیز بخواند، بهخوبی میتواند پیوند عمیق این دو را با یکدیگر درک کند. مفاهیمی مانند حرکت، آگاهی، انتخاب و ادامه مسیر، در هر دو به شکلی زیبا و قابل تأمل مطرح شدهاند.
«پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است». اگر بخواهیم این جمله را سادهتر در زندگی خودمان معنا کنیم، میتوانیم تولد را یک نقطه و مرگ را نقطهای دیگر در نظر بگیریم. زندگی ما خطی است که این دو نقطه را به هم وصل میکند. این خط هرگز مستقیم نیست یا حداقل برای من مستقیم نیست. اگر مستقیم بود، خیلی زود به مقصد میرسیدم، به اهدافم میرسیدم، به تکامل میرسیدم و دیگر نیازی به تکرار این مرحله نبود.
ما از مرحله قبل از تولد آگاهی نداریم و از مرحله بعد از مرگ هم اطلاعات دقیقی نداریم. تنها بخشی که از آن خبر داریم، فاصله بین تولد تا مرگ است. همین بازهای که اکنون در آن زندگی میکنیم و نسبت به آن آگاه هستیم. این همان جایی است که اختیار داریم، انتخاب داریم و مسئول هستیم.
مرحله قبل از تولد در ناخودآگاه ماست و طبق آموزشها، ما قرار است زندگیهای مختلفی را تجربه کنیم و خطوط متعددی را در نقاشی هستی رسم کنیم. همانطور که آقای مهندس در سیدی نقاش میفرمایند: «خداوند بوم زندگی را در اختیار ما گذاشته و قلمموی زندگی را نیز به خود ما داده است.» این ما هستیم که باید ادامه زندگیمان را نقاشی کنیم. این نقاشی، همان خط زندگی ماست. خطی که اگر آگاهانه رسم شود، میتواند بهترین نسخه از خودمان را به نمایش بگذارد.
در وادی سیزدهم به نکتهای بسیار مهم اشاره میشود: تمام اطلاعات هستی، چه خوب و چه بد، در تکتک ذرات هستی ذخیره میشود. این جمله بهتنهایی میتواند برای تمام زندگی ما کافی باشد. چرا؟ چون من جزئی از هستی هستم، ذرهای از این هستی هستم، هر آنچه در من ثبت میشود، در کل هستی نیز ثبت میشود.
یعنی افکار من، گفتار من و رفتار من فقط مربوط به خودم نیست. همه اینها در هستی ذخیره میشود و اثر میگذارد. حتی یک فکر ساده میتواند واکنش جسمی ایجاد کند. وقتی به یک خوراکی خاص فکر میکنیم، بزاق دهان ترشح میشود. اگر فکر تا این حد اثر دارد، پس گفتار و عمل چه تأثیری خواهند داشت؟
با این نگاه، قبل از هر حرفی که میزنم و قبل از هر کاری که انجام میدهم، باید فکر کنم که این کار چه اثری روی خودم، دیگران و حتی هستی دارد. من قبلاً فکر میکردم اگر غیبت کنم، خودم سبک میشوم و بعد با یک «خدایا ببخشید» همه چیز تمام میشود. اما امروز میفهمم که همان خشم، همان عصبانیت و همان کلام در هستی ثبت میشود و اثر میگذارد.
حتی اگر کل هستی از بین برود و فقط ذرهای از آن باقی بماند، با همان ذره میتوان دوباره جهانی مشابه این جهان ساخت؛ چون تمام اطلاعات در آن ذخیره شده است. پس وقتی این را درک میکنم، میفهمم که افکار و رفتار من نهتنها روی دیگران، بلکه روی خود من هم تأثیر مستقیم دارد. همانطور که آقای مهندس در سیدی نازعات میفرمایند: افکار ما روی ژنهای ما تأثیر میگذارند و حتی بیان ژنها را تغییر میدهند.
اگر مدام فکر بیماری داشته باشم، بیمار میشوم. اگر مدام فکر فقر داشته باشم، فقیر میشوم. اگر فکر قحطی داشته باشم، قحطی اتفاق میافتد. چون فکر من روی فکر دیگران اثر میگذارد و وقتی همه همفکر میشویم، آن اتفاق شکل میگیرد.
پس دروغ، غیبت، تهمت و سایر ضدارزشها فقط یک خطای ساده نیستند؛ بلکه نقاطی زشت در نقاشی زندگی ما هستند. در مقابل، اگر نقاط زیبا رسم کنیم، گفتار و رفتار درست داشته باشیم، این زیبایی به دیگران هم منتقل میشود.
در کنگره ۶۰ بهوضوح میبینیم که وقتی در یک جمع سالم و مثبت قرار میگیریم، افراد به آرامش، تعادل و حال خوب میرسند. چون انرژی جمعی مثبت است و همه در مسیر رشد حرکت میکنند. در پایان به این نتیجه میرسم که اگر قرار است از بین تولد تا مرگ خطی رسم کنیم، بهتر است این خط زیبا باشد. خطی که در نهایت یک نقاشی کامل از انسان بودن ما را نشان دهد. مهمترین نکته هم این است که دانستهها را عملی کنیم. چون عمل، اصل اساسی در کنگره ۶۰ است.
امیدوارم همه ما توفیق داشته باشیم که از تکتک جملات وادیها و آموزشهای کنگره، درس لازم را بگیریم و آن را در زندگی خود اجرا کنیم.
ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.
مرزبانان کشیک: مسافر عباس و همسفر انسیه
ویراستاری و ارسال: همسفر مرضیه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
14