چهارمین جلسه از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی قائمشهر با استادی همسفر زینب، نگهبانی همسفر نازنین و دبیری همسفر حلیمه با دستور جلسه «وادی سیزدهم و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۶ بهمن ماه ساعت 14:00 آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان جلسه، گروه مرزبانی، ایجنت همسفر لیلا و راهنما همسفر مریم کمال تشکر را دارم که این خدمت را در اختیار من قرار دادند تا آموزش بگیرم. موضوع دستور جلسه این هفته در مورد وادی سیزدهم، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است؛ یعنی هر مرحلهای که تمام میشود مرحله دیگر آغاز میشود.
آقای مهندس در این سیدی راجع به موضوعات زیادی صحبت کردند؛ در مورد عشق، دوستداشتن، ایمان، صور آشکار، صور پنهان؛ چون وقت کم است نمیشود در مورد همه آنها صحبت کرد؛ ولی در مورد تغییر، تبدیل و ترخیص صحبت کردند. یک بیماری را مثال زدند و گفتند: یک بیمار وقتی درمانش را شروع میکند همینطور که میگذرد رو به بهبودی میرود و تبدیل میشود به یک انسان سالم و سلامت، ترخیص میشود از همه درد و رنجهایی که در این بیماری کشیده و مثال زدند خود ما به عینه دیدیم مسافرهایمان که به کنگره آمدند و درمانشان را شروع کردند با روش DST آرامآرام ما تغییرات را در آنها دیدیم و آنها تبدیل شدند به خود واقعیشان که قبلاً بودند بعد که رها شدند ترخیص شدند.
آقای مهندس در سیدی هفته اخیر سیدی شاخ گاو بود در مورد مشکلات صحبت کردند. مشکلات همیشه هست. در مورد مشکلات خودشان گفتند که مشکلات پشتسرهم برایشان پیش میآمد مشکل اول را حل میکردند مشکل دوم پیش میآمد، مشکل دوم حل میشد مشکل سوم به وجود میآمد پشتهم و همینطور مشکلات عدیده دیگری، ایشان میخواهند به ما بگویند که مشکلات همیشه بوده و هست آقای مهندس و استاد امین در بیشتر سیدیهای خود در مورد مشکلات میگویند که همیشه بوده و هست و این ما هستیم که باید بفهمیم و بدانیم که چهطور آنها را حل کنیم.
من قبل از کنگره مشکلی که پیش میآمد بهخاطر فشار روحی که روی ما بود به واسطه اعتیاد و مصرف مسافرهایمان ما آنقدر به این مشکل فکر میکردیم و مغزمان بههمریخته بود، آن مشکل برایمان بزرگتر میشد مشکلات دیگری پیش میآورد؛ ولی حالا خدا را شکر که به کنگره آمدیم فهمیدیم که همان وادی اول که آقای مهندس گفتند با تفکر ساختارها آغاز میشود، ما فکر کردیم برای حل مشکلمان.
من خودم قبلاً مشکلات من را به اعماق تاریکی میبرد؛ ولی الان مینشینم و فکری برای حل مشکلم میکنم شاید بزرگترین مشکل من به نظر من درمان اعتیاد مسافرم بود الان این حل شده؛ پس مشکلات دیگر هم حل میشود الان شاید مشکلاتی که قبلاً بود؛ حتی بیشتر هم باشد حالا مالی، بچهها، و هر چیز دیگر. من خیلی راحتتر با مشکلاتم کنار میآیم و برای من اهمیتی ندارد، نه این که اهمیت نداشته باشد؛ یعنی تا جایی که میتوانم حل میکنم و جایی که نمیشود میسپارم به دست زمان به هر حال یکجوری آن هم حل میشود.
ما یاد گرفتیم که باید صبور باشیم و آخرین کسی که مشکلاتش باید حل شود خود ما هستیم خود ما باید حلش کنیم به هر حال این وادی بیشتر در مورد همین بود که مشکلات همیشه هستند و انشاءالله ما بتوانیم از پس همهشان بر بیاییم
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر صبحگل(لژیون ششم)
تایپ: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
مرزبان کشیک: همسفر مهرانه، مسافر مهدی
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قائمشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
16