جلسه پنجم از دوره اول سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دورود با استادی راهنمای تازهواردین مسافر پیمان، نگهبانی مسافر عبدالله و دبیری مسافر سیامک با دستور جلسه «وادی سیزدهم(پایان هرنقطه سرآغاز خط دیگری است) و تاثیر آن روی من» پنجشنبه ۹ بهمنماه ۱۴۰۴،راس ساعت ۱۵ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان پیمان هستم یک مسافر، از نگهبان جلسه و همچنین گروه مرزبانی و ایجنت محترم بسیار سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند.
من امروز بسیار خوشحال و سپاسگزارم که عضوی از جامعهی بزرگ کنگره ۶۰ هستم. همانطور که میدانید، هر هفته در کنگره یک دستور جلسه مشخص داریم. روال کار ما این است که هر هفته دربارهی یک وادی یا موضوع مشخص گفتوگو کنیم. دستور جلسهی این هفته مربوط به وادی سیزدهم است با عنوان:
پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.
این وادی تنها مربوط به مسئلهی اعتیاد نیست، بلکه در تمام ابعاد زندگی جاری است. پایان هر کار، آغاز کاری دیگر است؛ پایان هر تفکر، شروع تفکری تازه؛ پایان هر خدمت، آغازی برای خدمتی نو. در کنگره اگر عضوی از این جمع هستیم، باید خدمتگزار نیز باشیم. زمانی که سفر اول را به پایان میرسانیم، لازم است وارد مرحلهی خدمت شویم؛ مثلاً دبیری را بر عهده بگیریم. هر خدمتی که تمام میشود، خدمت تازهای آغاز میگردد و این روند در تمام مسیر زندگی برقرار است.
زندگی بر پایهی همین قانون پیش میرود و این وادی، با مثلث تغییر، تبدیل و ترخیص معنا پیدا میکند. استاد مهندس حسین دژاکام نیز در سیدی آخر به این نکته اشاره کردهاند که تفکر، اولین و اساسیترین گام تغییر است.
من خود نیز این را تجربه کردهام. روزی که برای نخستینبار وارد کنگره شدم، هنوز دارویی مصرف نکرده بودم و تنها به همراه دوستی آمده بودم. تنها چیزی که باعث شد در کنگره بمانم، زیبایی چهرهها، نظم جلسه، و حس آرامشی بود که از فضا گرفتم. جلسهی دوم که آمدم، احساس کردم نیروی تازهای در من ایجاد شده و گویا درمان آغاز شده است.
اگر کسی واقعاً بخواهد تغییر کند، باید از صمیم قلب تصمیم بگیرد که مصرف را کنار بگذارد. این خواستهی واقعی، در وجود انسان انرژی عظیمی ایجاد میکند و همین انرژی است که در مسیر درمان به او نیرو میدهد.
امروز نیز دوستان تازهواردی داشتیم. در جلسهی اول توضیحاتی دربارهی کنگره داده شد و در جلسهی دوم وقتی روبهرویش نشستم، در همان نگاه احساس کردم که چهرهاش تغییر کرده؛ حس خواستن و امید در او دیده میشد.
مثلث تغییر، تبدیل و ترخیص دقیقاً همین معنا را دارد:
باید تصمیم بگیریم ترک کنیم، تغییر کنیم و از مصرفکننده به انسانی تبدیل شویم که دیگر بهدنبال مصرف نیست. این تغییر یکشبه اتفاق نمیافتد؛ زمان میبرد و باید صبور بود.
در کنگره، این تغییرات مرحلهبهمرحله و پلهپله اتفاق میافتد. هر پله حدود ۲۱ روز طول میکشد و بهتدریج فرد از حالت مصرف به درمان میرسد. پس از حدود ده ماه، در صورتی که خواست واقعی وجود داشته باشد، درمان کامل میشود.
به نظر من دو عامل در درمان بسیار مهم است:
نخست خواست واقعی، یعنی اینکه از عمق جان بخواهی درمان شوی.
دوم گوش به فرمان بودن در لژیون؛ یعنی انجام دقیق آنچه راهنما میگوید، بدون تردید و بدون حاشیه. در این صورت، درمان با آرامش و بدون دردسر انجام میشود.
میخواهم به نکتهای دیگر نیز اشاره کنم: مشارکت نقش بزرگی در درمان دارد. دوستان تازهوارد، با همان چند جملهای که در جلسه دوم یا سوم میگویند، نیروی بسیاری میگیرند و احساس رشد و پیشرفت میکنند.
امیدوارم همه دوستان در جلسات مشارکت فعال داشته باشند.
از همهی شما که به صحبتهای من گوش دادید سپاسگزارم.
عکس: مسافر حسین
تایپ و ارسال: مسافر سیامک
- تعداد بازدید از این مطلب :
509