English Version
This Site Is Available In English

پایان رکود و آغاز حرکت

پایان رکود و آغاز حرکت

جلسه چهارم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اردستان به استادی دنور همسفر اشرف، نگهبانی دنور همسفر آسیه و دبیری راهنما همسفر مهتاج با دستورجلسه‌ « وادی سیزدهم: پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.» روز دوشنبه ۶ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که دوباره قسمت و روزیم شد به کنگره بیایم و تشکر می‌کنم از نگهبان جلسه که این فرصت را در اختیار من گذاشتند تا بتوانم این حس را منتقل کنم. ان‌شاءالله بتوانم این وادی را آن‌گونه که باید، برای شما توضیح بدهم. وادی سیزدهم به ما می‌گوید: «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.» ما ممکن است بعضی اوقات در زندگی کاری انجام دهیم، هدفی را دنبال کنیم؛ اما در تایم آخر به آن هدف نرسیم و فکر کنیم همه‌چیز تمام شده و به آخر خط رسیده‌ایم. همان‌طور که قبلاً با یک مصرف‌کننده زندگی می‌کردیم و درکی از آینده نداشتیم؛ همه‌ چیز را تاریک می‌دیدیم، امیدی نداشتیم و نمی‌توانستیم تصویری از آینده و آنچه در انتظار ماست ترسیم کنیم؛ اما مسیر کنگره برای ما باز شد. ما به کنگره آمدیم و فهمیدیم که این، یک شروع و نقطه‌ای دیگر در زندگی ماست.

مسیر ما به سمت روشنایی‌ها باز شد، ما همیشه آینده را تاریک می‌دیدیم؛ ولی با ورود به کنگره مسیرمان تغییر کرد و سرنوشت دیگری برای ما رقم زده شد. ما قبل از کنگره منیت زیادی داشتیم، حالِ بدی داشتیم و ضد‌ارزش‌های زیادی در ما دیده می‌شد؛ اما با آموزش‌هایی که در کنگره دیدیم، این ویژگی‌ها در ما کم‌رنگ شد و سرفصل جدیدی در زندگی‌مان آغاز شد. چند روز پیش که به تیتر وادی سیزدهم دقت می‌کردم، یاد یک سخن جالب افتادم که قدیمی‌ها همیشه می‌گفتند، مادرهای ما وقتی می‌خواستند ما را از خواب بیدار کنند؛ می‌گفتند: «روز از نو، روزی از نو.»
در مورد این دستور جلسه در لژیون سردار به این فکر افتادم که وقتی ما بتوانیم حس حسادت و خودخواهی را در خودمان از بین ببریم و بخشنده باشیم، خداوند روزی دیگری به ما می‌دهد و حال ما را تغییر می‌دهد؛ اگر گذشت و بخشندگی داشته باشیم، خداوند از جای دیگر آن را برای ما جبران می‌کند.

ما در کنگره یاد گرفتیم قناعت و پس‌انداز داشته باشیم. من تا به حال دوبار سردار شدم و هر بار هم در تایم آخر واقعاً توانستم پرداختی‌ام را انجام بدهم؛ چون همیشه هدفم این بوده که حتماً پرداختی‌ام را انجام دهم و ایمان داشتم، خداوند هم مسیر را برایم باز کرد و شرایطش فراهم شد تا این کار انجام شود. همیشه با خودم فکر می‌کردم که کنگره چقدر به ما کمک کرده و ما قبلاً در چه بحران‌ها و چه تاریکی‌هایی بودیم، چقدر از مال و جوانی‌مان از بین می‌رفت. خداوند هم در صراط مستقیم به ما کمک می‌کند و هم بعضی اتفاقات را طوری رقم می‌زند که ختم به خیر شوند. چند روز پیش دقیقاً ما یک تصادف در یخبندان و برف داشتیم. ماشینی به خودروی ما زد و به چرخ ماشین ما برخورد کرد. ماشین طرف مقابل آسیب جدی دید؛ ولی ماشین ما بحمدالله فقط سپر و لاستیکش شکست و کمی هم بالای چرخ کج شد. مسافرم می‌گفت کمی این‌طرف‌تر خورده و جزو خسارت حساب نمی‌شود. من به او گفتم چرا این‌طرف‌تر را می‌گویی؟ چرا آن‌طرف‌تر را نمی‌گویی؟ چون اگر به بدنه می‌خورد، واقعاً باید هزینه سنگینی بابت خسارت پرداخت می‌کردی.

در همان لحظه یاد داستان حضرت موسی افتادم؛ داستان عروس و دامادی که به حضرت موسی وحی شد این دو نفر امشب آخر عمرشان است. فردای آن شب، حضرت موسی نزد آن‌ها می‌رود و می‌بیند هنوز زنده هستند. جویا می‌شود که چه شده؟ مشخص می‌شود همان شب، فقیری به خانه آن‌ها آمده و آن‌ها با بخشندگی و صدقه‌ای که داده‌اند، خداوند آن بلا را از آن‌ها دور کرده است. وقتی به حجله عروسی برمی‌گردند، می‌بینند مار بزرگی آنجا بوده که از بین رفته است و این بخشندگی باعث می‌شود خداوند تقدیر آن‌ها را تغییر دهد و عمرشان طولانی شود. کسی که وارد لژیون سردار می‌شود، پایان خودخواهی و به‌ فکر خود بودن را تجربه می‌کند و سرآغاز گذشت و بخشندگی را آغاز می‌کند. برکت آن در این حلقه حیات و حلقه‌های دیگر جاری می‌شود و باعث تغییر در صفات انسان می‌گردد. این، پایان رکود انسان و آغاز تبدیل شدن اوست.

تایپیست: همسفر شهلا رهجوی راهنما همسفر مهتاج (لژیون اول)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر اکرم نگهبان سایت

همسفران نمایندگی اردستان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .