English Version
This Site Is Available In English

امر الهی یعنی حرکت در صراط مستقیم

امر الهی یعنی حرکت در صراط مستقیم

راهنما همسفر مهدیه
میان وادی‌ها یک رابطه معنایی پنهان وجود دارد؛ زمانی‌که این رابطه را کشف کنیم، وادی‌ برای ما شکوفاتر می‌شود و احساس می‌کنیم این وادی چه صحبت پنهانی با ما دارد. مطالب وادی دوازدهم آن‌قدر در جان انسان نافذ است؛ گویی در گوشه‌ای از روحمان با این وادی آشنا هستیم نه آشنای ظاهری که فقط تیترش را بدانیم؛ بلکه به‌طور ذاتی آن را می‌شناسیم، حتی شاید فنون این وادی را هم بدانیم؛ اما از یاد برده‌ایم!

وادی دوازدهم می‌گوید: انسان موجودی است که صور پنهان او از عالمی دیگر خلق شده‌است که به آن عالم معنا یا عالم امر می‌گویند؛ به‌عبارتی واقعیت در جای دیگری است و آن‌چه در جهان خاکی مشاهده می‌شود سایه آن واقعیت است. طبیعتاً هر عالم ارتقای خاص خودش را دارد؛ به‌ویژه اگر کوله‌بار ما سرشار از نیکی، خیر، انصاف و احسان باشد؛ بی‌تردید در عالم امر توفیقی حاصل می‌شود تا در جهان خاکی تولید بهتری رقم بخورد و انسان در جایگاه والایی قرار بگیرد.

این وادی می‌گوید: انسان‌ها به‌طور کلی دارای دو نیمه هستند؛ نیمی از عالم بالا، پاک و منزه و نیمی از عالم پایین که تاریکی‌ها را شامل می‌شود. تمام ترس‌ها، دل‌خوری‌ها، ناراحتی‌ها، ضعف‌ها و کمبودها از عالم پایین است که باید در طول مسیر تکامل، آن تاریکی تبدیل به روشنایی شود و این مهم انجام نمی‌گیرد مگر با کسب دانش و معرفت حقیقی، آن‌گاه ظرفیت لازم در انسان به‌وجود می‌آید و می‌تواند به اطلاعات گذشته، آرشیو و ضمیر ناخوادگاه خود واقف شود و هر آن‌چه که از یاد برده را به‌یاد بیاورد که این میسر‌ نخواهد شد؛ مگر این‌که مانند کودکان پاک، بی‌آلایش شویم.

در زمین مسئله زمان مطرح است، تغییرات در انسان به آرامی و اندک‌اندک ایجاد می‌گردد تا به مرحله تبدیل برسد؛ البته اول باید تفکر در انسان بیدار شود که خود نیاز به آموزش صحیح و تجربه لازم دارد. همین‌که فرد شروع به حرکت کند، بلافاصله نیروهای القاء، احیاء و تحرک فعالیت خود را آغاز می‌کنند؛ به‌شرط این‌که انسان بتواند بر نیروهای تخریبی و بازدارنده غلبه کند و پیوندش را با جن یا تاریکی درون قطع کند تا به آرامی به روح الهی نزدیک شود. نزدیک‌شدن به روح الهی سبب می‌شود که جسم و روان ما به‌طور کلی تغییر کند و احساس کنیم فردی ما را در برگرفته است‌؛ آن‌گاه قوانين محکم الهی از ما محافظت می‌کند. کمترین تغییر این است که من به ظاهر دیگر دلخوری و ناراحتی‌های قبل را ندارم و آدم دیگری شده‌ام و در باطن درحال رهاشدن از ظلمت دنیا و پرواز به‌سمت قوانین و جایی دیگر هستم؛ گویی در فضای جدیدی متولد شدم و تابش قوانین بر من عوض شده‌است.

گاهی‌ انسان از فضای زندگی حاضر به خروج نیست و می‌خواهد برگردد به همان فضای کاذبی که در آن بوده است. وادی دوازدهم می‌خواهد ما را به دنیای جدیدی وارد کند و در سطح آگاهی بالاتری قرار دهد. افسوس و صد افسوس که گاهی ما به آب چشمه عادت نداریم و می‌خواهیم دوباره گندآب خودمان را بنوشیم‌.

همسفر منیره
«در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود.» این جمله ابتدا ممکن است ساده یا مبهم به‌نظر برسد؛ اما زمانی‌که با زاویه کنگره۶۰، دنیای درونی انسان و قوانین الهی و هستی را بررسی و نگاه کنیم، معناهای بسیار ژرفی در خود دارد؛ درواقع به یک اصل بازگشت و قانون تکامل و اصلاح اشاره می‌کند. در‌ابتدای مسیر هر انسانی فرمان یا امر الهی وجود دارد که به‌درستی باید اجرا شود؛ اما انسان در آغاز راه، به‌دلیل جهل، ناآگاهی، ترس یا غرور آن را اجرا نمی‌کند و راهی غیر از مسیر اصلی را طی می‌نماید، همین نافرمانی یا دورشدن از امر اول، آغاز آزمایش و آموزش انسان می‌شود. در کنگره۶۰، این مفهوم را به روشنی در مثلث درمان و جهش انسان می‌بینیم.

انسانی که روزی باید نظم، محبت، عشق و فرمان عقل را اجرا کند ممکن است درابتدا به‌وسیله ضدارزش‌ها و تخریب مصرف مواد، با هر نوع خروج از مسیر روبه‌رو شود؛ اما در انتهای سفر، یعنی هنگامی که از تاریکی گذر کرد و به روشنایی رسید تازه می‌فهمد که آن‌چه درابتدا باید اجرا می‌کرد، همان چیزی است که در پایان سفر مأمور به اجرای آن می‌شود؛ یعنی از تاریکی عبور می‌کند تا به همان فرمان اول که فرمان رشد، عشق و عقل است، برگردد.
امر الهی برای انسان این بود که در صراط مستقیم حرکت کند، به فرمان عقل گوش دهد و از نیروی مخرب فاصله بگیرد. انسان به دلایل مختلف، از آن مسیر منحرف و درگیر ضدارزش‌ها شد، همین انحراف سفر اول را رقم زد؛ اما در پایان سفر دوم، وقتی تفاهم با هستی برقرار می‌شود، انسان به نقطه‌ای می‌رسد که دوباره همان امر اول را اجرا می‌کند؛ یعنی به خویشتن خویش باز می‌گردد.

از نگاه فلسفی می‌توان گفت: امر اول نماد قانون اصلی خلقت است؛ یعنی هماهنگی میان عقل، عشق و ایمان و آخر امر، یعنی زمانی‌که انسان بعد از تجربه خطاها و تصحیح مسیر، آماده‌ پذیرش آن قانون می‌شود؛ پس در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود؛ یعنی نهایت رشد و همان بازگشت به اصل است. درآخر هر مسیر انسان به همان نقطه‌ای می‌رسد که باید در‌ابتدا می‌بود؛ اما این‌ دفعه با آگاهی‌، درک و تجربه صحیح.

در کنگره همیشه گفته می‌شود: ما از تاریکی نمی‌ترسیم؛ چون می‌دانیم در ادامه‌ به نور می‌رسیم. وقتی مسافر، رهایی را تجربه می‌کند و به صلح درونی می‌رسد؛ درحقیقت همان فرمان اولیه‌ هستی را اجرا کرده است. فرمانی که روزی به او گفته بود: انسان باش، عاشق باش و به تعادل برس. در مسیر دانایی انسان بارها دور می‌زند؛ اما مقصد یکی است. آن‌چه درابتدا نادیده گرفته شده، در پایان با جان‌ودل پذیرفته می‌شود.

درنهایت، تمامی قوانین الهی و هستی به همان نقطه‌ آغاز؛ یعنی محبت و تعادل، ختم می‌شوند؛ پس اگر امروز در سختی و چالش هستیم، بدانیم که این فرازونشیب‌ها برای اجرای همان فرمان اولیه است. چیزی که بنا بود در آغاز انجام شود؛ اما با تجربه و درک در پایان تحقق پیدا می‌کند. در آخر امر، همان امر اول؛ یعنی فرمان عقل و عشق اجرا می‌شود.

ویرایش: رابط خبری لژیون سردار همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .