اگر دقت کنید، آخر امر و امر اول، هر دو یک معنا دارد. امر اول همان خواسته است که باید بذر آن را بکارید تا یک روزی آن بذر آهسته شکافته شود و این بذر برای شکافته شدن به بستر مناسب هم احتیاج دارد. وادی دوازدهم، وادی زمان، مکان و فضا است که خدا را شکر در کنگره۶۰ وجود دارد و هر کس خواسته رهایی داشته باشد و بذر آن را بکارد در آخر امر به آن هدف میرسد، این قانون یکی از بهترین قوانین زندگی برای هر شخصی است که میتوان آن را نهتنها برای درمان اعتیاد؛ بلکه در تمام سطوح زندگی کاربردی کرد و به اهداف عالی رسید.
وقتی یک نفر وارد کنگره میشود، ابتدا باید بذرهایی را بکارد و فرایند زمان را که حداقل ۱۰ ماه است در نظر داشته باشد؛ مثل یک کشاورز که برای رسیدن به محصول سه مرحله کاشت، داشت و برداشت را باید در نظر داشته باشد. وقتی دانه را کاشت؛ باید آبیاری کند و در مقابل آفتها مراقبت کند تا بتواند محصول خوبی برداشت کند. ما هم وقتی شروع به سفر کردیم؛ باید خواست قوی داشته باشیم، روی خواسته متمرکز باشیم و دانایی کسب کنیم تا بتوانیم در مقابل آفتها و نیروهای منفی مقابله کنیم و مشکلات سفر را حل کنیم؛ چون هر پله مشکلات خاص خودش را دارد. مهم این است که شروع به تغییر کنیم؛ باید تغییرات در سه ضلع جسم، روان و جهانبینی باشد یا پندار، گفتار و کردار شروع به تغییر کند و این خاصیتها و صفات زشت به صفات نیکو تبدیل شود.
اگر تغییرات در جهت مثبت باشد، آن وقت القاء مثبت میشود و میتوانیم با حس خوب انرژی و آموزش لازم را کسب کنیم، احیا میشویم و گویی دوباره متولد شدهایم. اصل مهم در این وادی تحرک است؛ باید حرکت درونی و بیرونی داشته باشیم تا با تجربه شویم، آن وقت به اهداف عالیه میرسیم. وادیها ابزار قدرتمندی برای رسیدن به حال خوش هستند؛ البته اگر بتوانیم، آنها را دریافت و سپس اجرا کنیم، نیاز به تفکر زیادی دارند؛ زیرا شخصیت را میسازند، تفکر و حالمان را عوض میکنند و باعث تغییر میشوند، که چگونه فکر کنیم و تا زمانی که حرکت نکنیم، هیچ تغییری رخ نمیدهد؛ یعنی تفکر سالم به همراه حرکت سالم این دو با هم ضامن موفقیت هستند؛ اگر به دانستههایی که از وادیها فرا میگیریم؛ عمل نکنیم، همچنان در زندگی دچار مشکلات میشویم و مشکلات آنقدر تکرار میشوند تا بالاخره درس بگیریم و آنها را حل کنیم.
وادیها باعث میشوند از ترس، ناامیدی، استرس، اضطراب و عدم اعتمادبهنفس خارج شویم و به ما راهحل میدهند که با طی کردن پلهها بتوان به آرامش رسید. هیچ زمان از راه کج نمیتوانیم به مقصد برسیم؛ یعنی با دروغ، نیرنگ، غیبت و قضاوت هیچ وقت به حال خوش نمیرسیم؛ پس ابتدا باید خدا را شاکر باشیم که امروز در مسیر آموزشها قرار داریم و با الگو گرفتن از آموزشهای کنگره و این جمله که «بزرگترین دشمن انسان جهل و ناآگاهی اوست.» توانستیم، مسیری را برگزینیم که گذشته تلخ و پر از مشکلات، تاریکیها و ناآگاهیهایی که ما را از زندگی کردن دور کرده بود را تکرار نکنیم و این تنها به این موضوع برمیگردد که مثل خیلی از انسانها قوانین زندگی کردن را نمیدانستیم و وجود مشکلات زیاد بین انسانها نشان همین مسئله است.
انسان برای اینکه بتواند، زندگی کند؛ باید قوانین زندگی کردن را بیاموزد. انسانها یک هدف مشترک دارند و آن زندگی در آرامش و آسایش است و اصلاً به خاطر همین کار و تلاش میکنند و در جنبوجوش و تکاپو هستند. انسان بهعنوان یکی از مخلوقات خداوند بر روی زمین بایستی از قوانین حاکم بر طبیعت و هستی پیروی کند که یکی از این قوانین مسئله زمان است؛ یعنی انسان برای رسیدن به خواستههای خود باید زمان لازم را طی کند و در این مدت تلاش و کوشش کند؛ اما میخواهد، بدون تلاش و کوشش و یا حتی فکر کردن در کوتاهترین زمان به خواستههای خود برسد، گرچه ممکن است در ظاهر این گونه باشد؛ ولی در باطن چیز دیگری است با این عمل زندگی را برای سایر انسانها تلخ می کند؛ اما در روش DST که توسط جناب مهندس ارائه شد، همه این مسائل یعنی زمان مناسب، آموزش درست به همراه تلاش و کوشش توانستند، هزاران انسان را درمان کنند و به هدفشان برسانند.
زمانی که بستر مناسب فراهم باشد، این امر در تمام سطوح زندگی انسان به کار برده میشود، بستگی به عمل درست و یا نادرست دارد که چگونه بذری را برای کاشتن آماده کردیم، آن زمان است که اگر تفکیک آن درست باشد به مرحله تغییر، تبدیل و ترخیص میرسد، این مراحل از مهمترین، اساسیترین و سرنوشتسازترین نکات میباشد تا قانون در آخر امر، امر اول اجرا بشود. خدا را شکر که کنگره۶۰ وجود دارد و هر کس که خواسته رهایی دارد و بذر آن را بکارد در آخر امر که همان هدف است به آن میرسد.
در اصل این وادی، وادی تحرک است و ما باید هم حرکت درونی و بیرونی داشته باشیم، انسانی که در نفس اماره یا حیوانی و در تاریکی است، خاصیتش تغییر نکرده و برای به وجود آوردن تغییرات، اول خاصیت او باید تغییر کند، بهآرامی و اندکاندک با کسب علم، معرفت، دانش و تجربه این تغییرات در او ایجاد گردد و هر تغییری فاصله زمانی خودش را دارد؛ بهعنوان مثال آیا میشود یک فرد بیسواد را سواددار کرد؟ یا بتواند خواندن و نوشتن را در کوتاه مدت یاد بگیرد؟ یا یک فرد دروغگو را تبدیل به یک فرد راستگو کرد؟ یا فردی که سالها مواد مخدر مصرف میکند، بتواند ۲۰ روزه به درمان برسد و موادش را کنار بگذارد و تبدیل به یک انسان سالم گردد؟ مجهولات انسانها بیشمار است، درد بشر از ندانستن او است.
منبع: سایت کنگره۶۰
نویسنده: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر آزاده رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
73