مباحثی که در وادیها با آن آشنا میشویم ابتدا با تفکر آغاز میشود و با عشق و محبت نیز به اتمام میرسد. تمام این وادیها بر مبنای اصول زندگی انسان، استوار شده است. این قوانین شامل: دوری از ضدارزشها، تعامل با دیگران و عوامل محیطی است. هر کدام از این وادیها مانند یک کلید واژه؛ برای ما هستند و تا وقتی آنها را عملی نکنیم؛ هیچ کاربردی برای ما نخواهند داشت. همه ما انسانها در زندگی، تمایل داریم که خیلی زود، به خواستههای خود برسیم، ولیکن پروسه زمان را هیچگاه در نظر نمیگیریم. در این وادی ما یاد میگیریم که اگر من خواستهای داشته باشم، ابتدا باید برای رسیدن به خواسته خود حتماً تلاش و کوشش کنم و همچنین زمان را نیز در نظر داشته باشم. بهعبارتی؛ هر خواستهای با گذشت زمان، بهدست میآید.
در نهایت هر فردی برای رسیدن به نتایج دلخواه در هر موردی باید صبر و تحمل خودش را بالا ببرد تا در آخر امر؛ امر اول، اجرا شود و از مرحله تغییر و تبدیل عبور کند تا به مرحله نتیجه یا ترخیص برسد. سه نیروی القاء، احیا و تحرک نیز وجود دارند که ما را به نتایج دلخواه یا آخر امر هدایت میکنند. بهعبارتی القاء، انتقال اطلاعات است و در کل میتوان گفت که شیطان یا نیروی منفی، تنها از طریق القاء و الهام البته به اذن خداوند بر روی ما اثر میگذارند؛ برای اینکه القاء مثبت در ما صورت بگیرد نیازمند این هستیم که در صراط مستقیم قرار بگیریم. القاء در صور پنهان ما هم تأثیرگذار است؛ بنابراین تنها راه، تزکیه و پالایش است که بهواسطه آن، القاء مثبت در ما صورت میگیرد. با توجه به آموزههای کنگره۶۰، ما دانستیم هنگامیکه انسان خلق شد، خداوند قدرت اختیار را به او داد تا بتواند با این قدرت، در مسیر ارزشها یا ضدارزشها حرکت کند. هیچکس نمیتواند انسان را مجبور به کاری کند، بلکه این خود انسان است که با تفکر و تعقل میتواند به نقطه تشخیص برسد و راه درست را انتخاب کند.
در هستی همه چیز بر مبنای ضدش قابل تشخیص است، نیروهای بازدارنده میتوانند بهعنوان نیروی مکمل و ارتقاءدهنده انسانها باشند. انسان اگر بخواهد در هر گروهی چه روشنایی و یا تاریکی وارد شود، قطعاً باید بهایش را پرداخت کند. اضداد مثل تکانهای برای بیداری انسانها است، همچنین نیروهای مخرب نیز برای بیداری ما خلق شدهاند تا ما هوشیار شویم و به کمک جهانبینی و علم کنگره؛ خوب را از بد تشخیص دهیم، خود را بهتر بشناسیم، در صراط مستقیم قرار بگیرم و فرمانبردار باشیم تا در مسیر زندگی از شرایط سخت بتوانیم با سهولت عبور کنیم و به نقطهای که از آن انشعاب یافتهایم باز گردیم. وقتی این قانون؛ «در آخر امر؛ امر اول، اجرا میشود» مطرح میگردد، صحبت از خواسته درونی من میکند، خواستهای که منشاء آن از نفس است. این خواسته میتواند خوب و هم بد باشد و برای تحققش باید فرآیندی طی بشود تا در آخر امر؛ امر اول، اجرا گردد.
همچنین باید زمان داده شود و تلاش مداوم صورت گیرد. این مقوله برای اعتیاد و فرد مصرفکننده نیز مطرح میشود. او یکشبه با مصرف مواد مخدر دچار اعتیاد نشده است و نمیتواند یکشبه اعتیاد خود را کنار بگذارد بلکه نیاز به زمان مشخص و طیکردن مراحل درمان دارد تا به تفکر لازم برسد و بتواند راه درست را پیدا کند و با تلاش در این مسیر و ثابتقدم بودن با نیروهای منفی مقابله کند و سلامت جسم و روح خود را بیابد. این افراد با توکل به خداوند، مسیرهای ناهموار را هموار میکنند. همیشه باید به این موضوع توجه داشت که انسان با صبر و تحمل میتواند به خواسته خود دست پیدا کند و قدم در راه مستقیم بگذارد.
منابع: وادیهای دوازدهم، مقاله آقای خدامی
رابط خبری: همسفر شکوفه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون پنجم)
نویسنده: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
69