English Version
This Site Is Available In English

پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری‌است

پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری‌است

پایان هر نقطه سر‌آغاز خط دیگری‌است و این موضوع ابدیت دارد به عبارتی جهان‌های آفرینش از قانون اعداد پیروی می‌کنند؛ یعنی هر انسانی بمیرد در جایی دیگر متولد می‌شود؛ چون هیچ‌ چیز در سکون نیست و همه‌ چیز در حال حرکت و چرخش است. گروهی معتقدند که انسان فقط همین است به دنیا می‌آید و می‌میرد و تمام می‌شود. این‌ها بیشتر به ماده تکیه دارند و گروه دیگر معتقدند که مرگ پایان زندگی نیست. آقای مهندس می‌فرمایند: خود‌ من به‌خط پایان رسیدم؛ ولی دیگر نمی‌توانم از شما جدا شوم؛ چون پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست. در جایی دیگر می‌فرمایند: اولین جاده را عبور کردم، جاده کوهستانی مسیری ناهموار بود معلوم نبود چه اتفاقی می‌افتد. من عبور کردم و امیدوارم که تبدیل به جاده‌ای شود که بتوان سایر انسان‌هایی که خودشان مشتاق عبور هستند را نجات داد. همه مطالبی که گفته شد، مصداق بارز وادی سیزدهم می‌باشد. پایان هر نقطه سر‌آغاز خط دیگری‌است. به قول آقای مهندس پایان هر مشکل سرآغاز مشکل دیگری‌است. مشکلات مراحل تکامل انسان هستند. ما به دنیا آمده‌ایم تا راه‌ حل مشکلات را پیدا کنیم و اگر کوتاهی کنیم، مشکل تا ابد‌الدهر با ما خواهد بود و مهم‌تر از همه پیدا کردن راه‌حل است.

انسان اختیار کامل دارد تا شکل و مسیر زندگیش را بر وفق مرادش ترسیم نماید و تغییر دهد و لازمه این تغییر "تغییر اندیشه و تفکر" است. در وادی سیزدهم به مثلثی اشاره می‌کند که دارای سه خط عقل، عشق و ایمان و یک خط نامرئی که این سه خط را تکمیل می‌کند به نام «خمر». وادی سیزدهم خط خمر را این‌گونه توضیح می‌دهد: شخصی که خوابش نمی‌برد به‌ این دلیل است که یکسری مواد بیوشیمی در بدن کم شده است که به اصطلاح می‌گوییم: خمر بدن کم است. در حالت خواب استیل کولین، آدرنالین و سرتونین وارد جریان خون می‌شود و ما را بیهوش می‌کند؛ وقتی ما سر ساعت نمی‌خوابیم مواد شبه افیونی بهم می‌ریزد. یکی دیگر از دلایل کم‌شدن خمر بدن، نداشتن افکار و اندیشه درست شخص است؛ یعنی راه و رسم زندگی کردن را بلد نیست؛ اگر خمر بدن درست کار کند؛ مانند این است که انسان در بهشت است و اگر بزرگ‌ترین مشکل را هم داشته باشد باز هم شاد است و بیمار نمی‌شود. برای این‌که خمر بدن خوب کار کند، نباید از کسی توقع و انتظار داشته باشیم، مثبت اندیش باشیم، مسئولیت زندگی خودمان را بر عهده بگیریم، کارهای ارزشی انجام دهیم و از قوانین الهی پیروی کنیم. خطوط عقل، عشق و ایمان توسط پنج حس درون، پنج حس برون و یک حس ششم به‌کار  می‌افتد.
پنج حس از برون میسور او
پنج حس از درون مامور او
ده حس هست و هفت اندام دگر
آن‌چه اندر گفت ناید می‌شمر

برای فهم این موضوع عقل را مثل مغز، عشق مثل قلب، ایمان مثل ریه و خمر را مثل جریان خون در نظر می‌گیریم؛ آن‌گاه متوجه خواهیم شد که هر کدام جایگاه و اهمیت خودشان را دارند و مکمل و نگهدارنده یکدیگر هستند. هرچه انسان عاقل‌تر، عاشق‌تر. هر چه عاشق‌تر، با ایمان‌تر. و هر چه با ایمان‌تر، عاقل‌تر. و در آخر متن بسیار زیبای انتهای وادی سیزدهم: جهان آرامگاهی است که اگر در پی دغدغه‌های دیگر نباشی به کهکشان‌های اطراف نیز سفر می‌کنی و خلقت را، هستی را، نیرو، قدرت و انرژی‌های بی‌انتها را؛ چون رشته‌های انوار مشاهده خواهی نمود؛ اما بایستی آرامش و آسایش اندیشه مهیا شود.

منابع: کتاب عشق وادی سیزدهم ۱،۲،۳
سی‌دی رسیدن به خط پایان، خمر، گیرنده و سی‌دی پایان
نویسنده: اعظم رهجوی راهنما همسفر نگار (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .