English Version
This Site Is Available In English

سعی کنیم کلید مشکلاتمان را پیدا کنیم و آنها را حل کنیم

سعی کنیم کلید مشکلاتمان را پیدا کنیم و آنها را حل کنیم

جلسه چهارم از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی محمدی پور قم به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر شیرین و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «وادی سیزدهم (پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.)» روز دوشنبه ششم بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

تشکر می‌کنم از نگهبان، دبیر، گروه مرزبانی و راهنما همسفر حمیرا، که اجازه دادند این جایگاه را تجربه کنم.‌ دستور جلسه امروز وادی سیزدهم: «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.» همه‌ ما می‌دانیم که وقتی مرحله‌ای به پایان می‌رسد مرحله‌ دیگری نیز آغاز می‌شود. وقتی مسافری سفرش تمام می‌شود، سفر مسافر دیگری آغاز می‌گردد. این مسیر و روند ادامه‌دار است.

اگر هر گیاهی سر از خاک بیرون بیاورد، جوانه بزند، بزرگ شود، تبدیل به محصول شود، برداشت می‌شود و دوباره در آغاز فصل بعد جوانه می‌زند و از خاک بیرون می‌آید و این فرمان قدرت مطلق است که در حال جاری شدن است. هیچ موجود زنده‌ای به خواب نمی‌رود، اگر هم به خواب رفت حتماً در همان حالت نیرو و قدرت‌ها را از جهان و قدرت مطلق می‌گیرد و در روند زندگی خودش جاری می‌سازد.

ما انسان‌ها هم برای تغییر کردن باید تصفیه و پالایش را از خود شروع کنیم؛ باید بدانیم تغییرات سخت است. چیزهایی که انسان به آنها وابسته است و ضدارزشی محسوب می‌شود را اگر بخواهد کنار بگذارد، واقعاً سخت است. در ابتدا سعی کنیم تغییر کنیم و بدانیم این تغییرات اصلاً راحت نیست. تغییر کردن همراه با درد است و یک شبه انجام نمی‌گیرد. تغییرات باید به آرامی صورت پذیرد تا کم‌کم تبدیل شویم  به فردی که به مرحله‌ای می‌رسد که نفس مطمئنه می‌خواهد تمام مراحل زندگیش را فرا بگیرد. باید از مرحله نادانی عبور کنیم و به سمت روزنه‌ نوری که به سوی ما می‌تابد حرکت کنیم.

این امر مهم را می‌توانیم با سه خط اصلی  «عقل، عشق و ایمان» پیش ببریم تا بتوانیم به تمام موجودات جهان عشق بورزیم، بتوانیم به انسان‌ها عشق بورزیم، بتوانیم به خداوندمان عشق بورزیم، همه را دوست داشته باشیم و ایمان داشته باشیم که اگر تسلیم قدرت مطلق شویم، حتماً کارهایمان درست می‌شود و  همه چیز روی غلتک می‌افتد.

این که من بخواهم در مقابل خداوند جبهه بگیرم که چرا من، چرا مشکلات برای من، چرا بیماری فرزند من، چرا من مستأجرم، این یعنی ایمانم ضعیف است، یعنی من خداوندم را باور ندارم خداوندی که من را آفریده حتماً حواسش به من است. باید سعی کنم با پالایش، تصفیه و به کمک آموزش‌هایی که دریافت می‌کنم، خودم را به آن نقطه برسانم که تسلیم قدرت مطلق شوم.

مسیر خیلی سخت و سنگین است، ولی باید سعی کنیم آن را طی کنیم، تا به این مرحله برسیم. برای این موضوع، ذهنمان را خالی کنیم، وقتی ذهن من پر از آشوب، حرف نادرست، غیبت و دغدغه باشد من هیچ وقت نمی‌توانم چیزهای جدید را وارد افکارم کنم. این موضوع صحت دارد که مشکلات برای همه است؛ پس باید مشکل را حل کنیم و در غیر این صورت آن را  بپذیریم. شروع نکنیم به جنگیدن با خودمان و زمانه. شب‌ها که  چشممان را می‌بندیم بگوییم: خدایا شکرت از صبح حالم خوب بوده و کسی را از خود نرنجانده‌ام، به‌ قدری نقطه تحملم بالا رفته است که وقتی حرفی ناراحت کننده را شنیدم نرنجیدم و توانستم خوددار و صبور باشم،  تفکر کنم و بعد یک پاسخ عقلانی بدهم.

این در صورتی است که بتوانیم عشقمان، ایمانمان و عقلمان را پرورش دهیم و به سمت عقل مطمئنه، خودمان را نزدیک‌تر کنیم. بعد که تبدیل شدیم به یک انسان عاقل، حتماً صلح و آرامش در زندگی ما جاری خواهد شد. وقتی که صلح و آرامش داشته باشم، انسان‌ها را نیز دوست دارم و حتماً آن‌ها هم من را دوست خواهند داشت.

سعی کنیم کلید مشکلاتمان را پیدا کنیم و آن‌ها را حل کنیم و بعد سر فرصت بررسی کنیم که این مشکل به چه دلیلی به وجود آمده است. مهندس دژاکام چه قشنگ می‌فرماید: چکی که برای امروز می‌کشم، همان آینده من است. بذری که من الان می‌کارم چند وقت دیگر نتیجه می‌دهد. پس سعی کنم بذرهای نیکو بکارم تا محصولات خوبی بتوانم برداشت کنم و این را بدانیم که اگر در زندگی، معرفت، عمل سالم و عدالت داشته باشم، می‌توانم به فرمان عقل برسم و از بندهایی که در زندگی دارم رها شوم.

بندهای زیادی در زندگیمان است و به خیلی چیزها وابسته هستیم. من همسفر رضوانه اگر مصرف سیگار داشته باشم، اگر مصرف قلیان داشته باشم و همین‌طور قرص‌های اعصاب و روان، هیچ وقت نمی‌توانم در لژیون آن گونه که راهنمایم من را راهنمایی می‌کند دریافت داشته باشم؛ زیرا من هنوز گره‌ای در درونم دارم.

پس سعی نکنم با پنهان کردن این مطلب هم حال خودم را بدتر کنم و این آمدن و رفتن‌ها برایم سودی نداشته باشد. سعی کنیم این‌ها را کنار بگذاریم و بندهایی که در زندگی‌مان داریم را باز کنیم. خجالت نکشیم، همان‌جور که مسافرهای ما آنقدر به خودشان جسارت می‌دهند که می‌آیند و اعلام سفر می‌کنند، این جسارت و شجاعت را دارند که اعلام می‌کنند. وقتی من هم بیایم و به راهنمایم بگویم که من مصرف سیگار، قلیان و قرص‌های اعصاب را دارم حتماً در روند سلامتی من تأثیرگذار است، حتماً من زودتر به آن نتیجه‌ مطلوب می‌رسم.

مرزبانان کشیک: همسفر اعظم و مسافر علی
تایپیست: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر اعظم مرزبان خبری
همسفران نمایندگی محمدی‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .