همسفر مریم؛
محکمترین ریشههای درخت، خانواده است؛ زیرا خانواده بنیانها را به وجود میآورد. املاح و مواد معدنی که در زندگی به مسافر و پسر خود میدادم خشم و نفرت بود، کینه و ناراحتی سر تا سر وجود من را میگرفت و فکر میکردم؛ چون مسافرم مواد مصرف میکند حق این را دارم بد رفتاری کنم، فرزند خود را کتک بزنم و هیچکس جرأت اعتراض ندارد. خیلی صورپنهان ناآرامی داشتم و در عین حال فکر میکردم انسان خوبی هستم و همه بد هستند.
وقتی سیدی خانواده را مینوشتم فهمیدم کجای زندگیام ایستادهام، من مصرف نداشتم؛ ولی زندگی خود را تبدیل به جهنم کردم و چقدر به فرزندم آسیب وارد کرده بودم؛ اما متوجه نبودم؛ الآن که با پسرم بازی میکنم، حال او با من بهتر شده و چقدر زندگی برای من شیرینتر است، در این مسیر سعی میکنم خطا خود را قبول کنم و به فکر ترمیم و بازسازی زندگی خویش هستم.
من باید مانند خورشید در کنار فرزند و مسافر خود باشم و پیوند محبت بین خانواده را کمکم محکمتر کنم. هنوز هم خیلی نقصها دارم که باید آموزش ببینم و تلاش کنم تا کمبودهایی که در زندگی است را جبران کنم. اینک که با کنگره۶۰ آشنا شدم؛ بایستی به فکر احیا خانوادهام باشم، بپذیرم که من هم اشتباه کردهام و در راه تزکیه و پالایش بمانم، خدا را شکر میکنم بابت این مکان امن که با آن آشنا شدم.
عکاس: همسفر نصیبه رهجو راهنما همسفر شهلا (لژیون دوم)
ارسال: همسفر محدثه رهجو راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی امیر اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
25