یازدهمین جلسه از دوره چهل و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی با استادی مسافر سالار ، نگهبانی همسفر حسین و دبیری مسافر محمد دستور جلسه « وادی سیزدهم و تاثیر آن روی من » روز یکشنبه 5 بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ برگزار شد.
سخنان استاد:
ابتدا از راهنمای عزیز حسین آقا تشکر می کنم که به بنده اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش ببینم.دستور جلسه امروز وادی سیزدهم است و عنوان وادی بیان می کند: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.
من از اینکه وارد این سیستم بشوم متوجه این موضوع نبودم و هر وقت مشکل یا مسئله ای برایم پیش می آمد گرفتار موضوع می شدم و در مشکل گیر می افتادم و نمیدانستم وقتی مشکلی پیش می آید چگونه باید مشکل را حل کنم ولی بعد از ورودم به کنگره همه چیز تغییر کرد و دلیل این تغییر سفر کردن درستم بود.
چون وقتی آدم وارد کنگره می شود و طبق قوانین کنگره حرکت میکند و به فرمایشات راهنمایش گوش می دهد تغییرات را در خودش می بیند.
در این وادی به سه موضوع تغییر تبدیل و ترخیص اشاره شده است، یادم می آید زمانی که من مصرف شیشه داشتم تصور میکردم همه میخواهد سرمن کلاه بگذارند و شکاک بودم ولی کنگره و اعضای کنگره باورهایم را تغییر داد چون مشاهدذه کردم اعضای کنگره با عشق و محبت در حال خدمت کردن سیستم را جلو می برند تا یک فرد مصرف کننده به رهایی برسد.
در زمان مصرفم تصور و باورم این بود که من که با پول خودم و جسم خودم مصرف میکنم و کاری با کسی ندارم وآسیبی به کسی وارد نمیکنم و تنها به خودم آسیب میزنم و بعد متوجه شدم هرکز نمیتوانم از طریق ضدارزش به ارزش دست یابم که در این وادی هم به این موضوع اشاره کرده است که هیچ کس از ضدارزش ها به ارزش نمی رسد.
درمورد تغییرات به نظرم کسی که درست سفر میکند در دوهفته ابتدایی تغییرات را متوجه می شود فرد مصرف کننده وقتی وارد کنگره می شود ابتدا چهره بهم ریخته ای دارد و بعد از شروع سفر در هفته های ابتدایی تغییرات را در چهره خودش متوجه می شودوحس وحالش تغییر می کند و این همان تغییرات است که در جهت مثبت بودن ایجاد می کند و زندگی هم همینطور است وقتی ارزش ها را با ضدارزش ها عوض میکنیم حتی چهره انسان هم تغییر می کند و حس وحالش تغییر میکند ولی در مسیر ضدارزش ها به این شکل نبود و مشکلی پیش میامد نمیتوانستم مشکلم را حل کنم و مشکلات پشت سرهم روی هم انباشته می شدند ولی در مسیر ارزشها بودن باعث میشه حس و حال خوبی را دریافت کنم و مشکلات را حل کنم.
در ادامه وادی به انسان های تک بعدی اشاره شده و مثال میمون را مطرح کرده است که یک میمون وقتی شکار میشه که یک سوراخی را در یک درخت ایجاد میکنند و موزی را داخل این سوراخ قرار میدهندو میمون با مشت گره کرده داخل این سوراخ شکار می شود و به علت تک بعدی بودنش نمیتواند مشتش را باز کند و موز را رها کند تا بتواند فرار کند.
انسان های دوبعدی هم این شکل است که مثلث عشق ، عقل، ایمان را در تعادل نگهدارد و اگر بتواند تعادل را در بین این سه ضلع ایجاد کند بهترین ها برایش اتفاق میافتد و همه چیز را با تفکر درست انجام میدهد.
در سفر اول بایستی ایمان داشته باشیم که می توانیم این سختی هارا پشت سر بگذاریم و به رهایی برسیم و در آخر وادی هم عشق است بایستی به همه چیز عشق داشته باشیم و همه را دوست بداریم و اگر بتوانیم عشق را به زندگی بیاوریم خیلی تجربیات زیبایی را خواهیم داشت.
من قبل کنگره عشق را باور نداشتم وهمیشه فکر میکردم که یک زندگی است و کسی بامن کاری نداشته باشید تا مصرفم را بکنم و زندگیم تمام شود ولی کنگره زندگیم را تغییر داد.
تایپ متن:همسفرحسین
بازبینی وارسال:همسفررضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
104