English Version
This Site Is Available In English

نقش خانواده در درمان و تعادل مسافر

نقش خانواده در درمان و تعادل مسافر

هفتمین جلسه از دور پنجاه‌‍‍‌وسوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد با استادی راهنمای محترم مسافر محسن، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه "خانواده" روز پنج‌شنبه دوم بهمن‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴ اغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محسن هستم یک مسافر.

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که توفیق حضور داد تا امروز زیر سقف کنگره ۶۰ باشم.

از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و نگهبان و دبیر محترم سپاسگزارم.

اولین سالی است که دستور جلسه «خانواده» در دستور جلسات کنگره ۶۰ قرار گرفته و به نظر من یکی از مهم‌ترین دستور جلساتی است که واقعاً جای آن در دستور جلسات خالی بود؛ چرا که هرکسی برای رشد و ارتقای خودش و برای موفق بودن در هر امری باید حتماً یک خانواده محکم و استوار داشته باشد.

یک کشور موفق، یک شهر موفق و یک جامعه موفق، حتماً از یک خانواده موفق و پویا شکل می‌گیرد.

مثالی هم که آقای دکتر امین در سی‌دی خانواده می‌زنند، می‌فرمایند:

اگر یک درخت در بهترین باغ و بهترین منطقه آب‌و‌هوایی باشد، می‌تواند در آن باغ رشد کند و تنومند بشود.

اما اگر همین درخت را از ریشه دربیاوریم و روی خاک بگذاریم یا جای آن را جابه‌جا کنیم، مطمئناً این درخت خشک می‌شود و به هیچ دردی نمی‌خورد.

تک‌تک ما مسافرانی که اینجا هستیم، ریشه‌مان در خانواده‌هایمان شکل گرفته و اعتیاد اولین کاری که انجام می‌دهد این است که مصرف‌کننده را فریز می‌کند؛ یعنی چه؟ یعنی تمام حس‌هایش یخ می‌زند، هیچ‌نوع ارتباط عاطفی و هیچ‌نوع ارتباط حسی را نمی‌تواند به طور کامل با خانواده خود برقرار کند.

من خودم حدود بیست سال تخریب داشتم. از این بیست سال، تقریباً ده سال در زندگی مشترکم با همسفرم و فرزندانم کارهایی انجام می‌دادم که به‌هرحال وظیفه‌ام بود؛ خرید می‌کردم، بیرون می‌رفتیم، مسافرت می‌رفتیم، اما هیچ‌کدام از این‌ها حس واقعی را برقرار نمی‌کرد و بلکه باعث می‌شد بیشتر و بیشتر به سمت ورشکستگی خانواده پیش بروم.

اکثر مصرف‌کننده‌ها  (یعنی تمام مصرف‌کننده‌ها و تمام تازه‌واردان) وقتی وارد کنگره می‌شوند دارای یک خانواده ورشکسته هستند. دلیل و علتش هم اعتیاد و شخصِ خودِ مسافر است.

مسافر با ورودش به کنگره و با درمان ریشه‌ای اعتیاد (همان‌طور که آقای مهندس در کتاب ۶۰ درجه و تصویر درخت پوسیده توضیح داده‌اند) وقتی ریشه درمان می‌شود، اعتیاد درمان می‌شود و شخص تبدیل به یک درخت سالم خواهد شد.

و حالا باید با خانواده‌ای ارتباط برقرار کند که خودش باعث شده حس‌های آن‌ها هم یخ بزند و به نوعی با مصرف نکردن مواد، آن‌ها هم مثل یک مصرف‌کننده رفتار کنند؛ خب، نمی‌توانی ارتباط برقرار کنی، نمی‌توانی درست کنی.

در کنگره ۶۰ گروه خانواده و همسفران محترم و لژیون‌هایی که تشکیل می‌شود، دقیقاً همین کار را انجام می‌دهند.

بعد از مدتی، تو داری آلمانی صحبت می‌کنی، همسرت ژاپنی! من خودم همین‌طور بودم؛ یعنی اصلاً حرف هم را نمی‌فهمیدیم، حتی بعد از ورود به کنگره.

ریشه‌ی هرکدام از ما در خانواده است و ما برای جبران ضربه‌هایی که به خانواده‌مان زده‌ایم و خسارت‌هایی که در زمان اعتیاد به خانواده وارد کرده‌ایم، باید تلاش کنیم.

من نمی‌خواهم بار مسئولیت یا گناه را روی شانه مسافر بگذارم؛ ما در کنگره یاد گرفتیم هرکاری که انجام دادیم در تاریکی‌ها و در زمان مصرف، به‌خاطر عدم آگاهی‌مان بوده است.

اما امروز با ورود به کنگره ۶۰، خیلی چیزها عوض می‌شود؛ چراغ روشن شده، راه نمایان شده و تو دیگر آن آدم گذشته نیستی. حتی یک تازه‌وارد، حتی کسی که بیست‌ویک روز است آمده و روی پله اول است، چراغ راه برایش روشن شده.

وقتی یک مسافر وارد لژیون می‌شود و تازه‌وارد است، من خودم نگاه می‌کنم: وقتی درست وظایفش را انجام می‌دهد، لحظه‌به‌لحظه چهره‌اش تغییر می‌کند. ما در طول عمرمان خودکار دست‌مان نگرفته بودیم! اما در سفر اول باید حدود چهل سی‌دی را بنویسیم و حدود صد و بیست سی‌دی گوش کنیم. لباس‌ت عوض می‌شود، چهره‌ات تغییر می‌کند — این‌ها همه در صور آشکار است — اما در صور پنهان چقدر تغییر کردی؟!

خیلی از بچه‌ها وقتی یک هفته کنگره تعطیل بود آمدند گفتند: «آقا دلمان تنگ شده برای کنگره!»

خب واقعاً سؤال این است: آیا دلتنگ خانواده‌ات هم هستی؟ دلتنگ خانه هم هستی؟

اگر نیستی، فقط علتش خودتی. فقط علتش خود من هستم.

چرا؟ چون اینجا حرمت رعایت می‌شود، صحبت کردن رعایت می‌شود، قضاوت نمی‌شود، همه چیز تغییر می‌کند.

آیا در خانواده هم همین‌طور هستی؟ آیا در خانواده قضاوت نمی‌کنی؟

وقتی از همسرت یک لیوان آب می‌خواهی، چطور می‌گویی؟ با احترام می‌گویی؟

خواهش می‌کنم از کنار این دستور جلسه (خانواده) راحت رد نشویم، واقعاً حیف است.

از همین امروز  (من محسن خودم را عرض می‌کنم) پیمان ببندیم. تک‌تک اعضایی که اینجا هستند: سفر اولی، سفر دومی، راهنما و خدمتگزار… از همین امروز پیمان ببندیم تا سال آینده که دوباره به دستور جلسه خانواده رسیدیم، هر چیزی را که از خانواده می‌خواهیم با احترام از آن‌ها درخواست کنیم تا این تغییرات را در ما ببینند.حتی خواستن یک لیوان آب اگر با احترام باشد مطمئناً انرژی آن برمی‌گردد به سمت خودت.

یک خواهش هم دارم از تک‌تک عزیزان و همسفران محترم:

اگر همسفر اینجا حضور دارد که می‌شنود و اگر هم همراه نیست از همسفر خود بخواهد:

سه نکته مثبتِ منِ مسافر را روی یک کاغذ بنویسد و کارهایی را که من انجام داده‌ام و باعث دلگرمی خانواده‌ام شده تحویل من بدهد.

چراکه ما نمی‌خواهیم از منفی‌ها شروع کنیم، می‌خواهیم از مثبت‌ها شروع کنیم.

و سه مورد از کارهای منفی من را هم که باعث دلسردی یا یخ‌زدگی خانواده شده، روی کاغذ بنویسد و به من بدهد. بعد تاریخ بزنم و جایی نگه دارم.

وقتی می‌رویم ورزش، مربی اول نقاط ضعف را می‌گوید و نقاط مثبت را هم می‌گوید، اما روی ضعف‌ها بیشتر کار می‌کند.

من هم کاری را که باعث لذت و انرژی در خانواده می‌شود بیشتر انجام بدهم و آن سه کار منفی را هم بیشتر رویش کار کنم.

ان‌شاءالله در دستور جلسه خانواده سال آینده بتوانم از این دستور جلسه پربار بیرون بیایم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید سپاسگزارم.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .