English Version
This Site Is Available In English

تجربه سفر و درک وادی سیزدهم

تجربه سفر و درک وادی سیزدهم

نهمین جلسه از دوره پنجاه و سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد، با استادی مسافر حسن، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه "وادی سیزدهم؛ پایان هر نقطه سرآغازخط دیگریست" ، یکشنبه پنجم بهمن‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان حسن هستم یک مسافر.

از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان جلسه و راهنمای محترم لژیون پانزده، مسافر مهدی تشکر می‌کنم که به من اجازه خدمت دادند تا آموزش بگیرم.

در وادی سیزدهم گفته می‌شود: «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.»

من حسن، روزی که وارد کنگره شدم با یک دنیا منیت و تخریب بودم. چهار ماه و نیم پشت در کنگره بودم و همان‌جا نقطه شروع من شکل گرفت. من هر جلسه می‌آمدم و این تداوم باعث شد آن نقطه‌ها کنار هم قرار بگیرند و تبدیل به یک خط شوند و نتیجه‌اش ورود من به داخل بود.

وقتی وارد شدم و روی دارو رفتم کم‌کم آموزش گرفتم که باید درست سفر کنیم و درست به حرف راهنما گوش کنیم. کارهایی که در کنگره یاد می‌دهند ما را به حال خوش می‌رساند. من هر نوع تخریبی که فکر کنید داشتم؛ بیست و هشت سال مواد مصرف کردم با بدترین مخدرها، اما هیچ‌وقت نتوانستم حتی بیست‌و‌چهار ساعت کنار بگذارم. ولی وقتی با یک دنیا ترس وارد کنگره شدم (ترسی زیاد از ترک کردن) تغییراتی را در دیگران دیدم که در کنگره بودند و فهمیدم اینجا با جاهای دیگر فرق دارد.

در طول عمرم فقط یک شب در کمپ بودم و آن‌قدر سختی کشیدم که ترک برایم یک معضل بزرگ شد. اما وقتی تغییرات بچه‌ها را دیدم فهمیدم اینجا تفاوت دارد. در وادی سیزدهم آقای مهندس از مثلث تغییر، تبدیل و ترخیص صحبت می‌کنند. وقتی وارد کنگره می‌شویم شروع به تغییر می‌کنیم و روی دارو قرار می‌گیریم و هر ۲۱ روز پله‌مان را تغییر می‌دهیم و یک درجه عوض می‌شویم. این تغییر ادامه دارد تا زمانی که به تهران برویم و از یک مصرف‌کننده به یک انسان سالم تبدیل شویم.

من قبلاً فکر می‌کردم تغییر و تبدیل همان داروخوردن است، اما وقتی چهار سی‌دی وادی سیزدهم را گوش دادم و کتاب را خواندم، دیدم آقای مهندس می‌گویند: «تغییر، روی دارو بودن است اما تبدیل یک لحظه اتفاق می‌افتد.»

برای من آن لحظه زمانی بود که آقای مهندس گل رهایی را به من داد. من سیزده ماه و هفده روز دارو خوردم و آن سیزده روز اول بعد از قطع دارو کمی اذیت شدم، اما از همان روز انگار نه انگار که سابقه مصرف داشتم و به حال خوش رسیدم.

در کنگره هم یاد می‌گیریم با خدمت کردن حال خودمان را خوب کنیم. خیلی‌ها در سفر دوم می‌روند، اما به نظر من نباید نخ بین ما و کنگره قطع شود. باید بمانیم تا خصلت‌های بد و ضد ارزشی را کنار بگذاریم تا ترخیص کامل انجام شود.

آقای مهندس در وادی سیزدهم از «قلم» صحبت می‌کنند و می‌گویند آنچه نوشته و مکتوب شود می‌ماند و حرف‌های شفاهی از بین می‌روند. همچنین از حرکت و سکون صحبت می‌کنند؛ تا وادی هشتم می‌گوییم «با حرکت، راه نمایان می‌شود». با حرکت وارد مسیر می‌شویم و تغییر، تبدیل و ترخیص انجام می‌گیرد. در سکون هیچ زایشی وجود ندارد.

آقای مهندس از افراط و تفریط نیز صحبت می‌کنند. ما نباید در هیچ چیز افراط و تفریط داشته باشیم. بعضی‌ها فقط برای دارو می‌آیند و بعضی‌ها آن‌قدر غرق می‌شوند که از آن‌ور بام می‌افتند. تعادل مهم است. وقتی انسان به تعادل برسد، هم می‌تواند در کنگره خدمت کند و هم به کار و زندگی‌اش برسد. انسان نباید تک‌بُعدی باشد.

در زمان مصرف ما هیچ راهکاری بلد نبودیم و معمولاً برعکس عمل می‌کردیم. اما از وقتی به کنگره آمدم با آموزش‌هایی که گرفتم معمولاً راه‌حل مشکلات را راحت پیدا می‌کنم؛ چون نیروی منفی که سال‌ها جمع کرده بودیم اجازه رسیدن به حال خوش را نمی‌داد.

در پایان آقای مهندس از عشق، ایمان و عقل صحبت می‌کنند. حتی قبل از اعتیاد سیستم خمر من مشکل داشت و درست کار نمی‌کرد. وقتی می‌نشستم و عرق می‌خوردم یا مواد مصرف می‌کردم تازه تقریباً به تعادل می‌رسیدم، ولی اگر حشیش می‌کشیدم قاطی می‌کردم چون سیستم خمرم خراب بود. اما وقتی وارد کنگره شدم و درمانم انجام شد، این را به‌خوبی درک کردم که سیستم خمرم راه افتاده و حالم بسیار خوب و متعادل است.

کسی که در کنگره درست سفر کند به‌راحتی به تعادل و حال خوش می‌رسد.

ممنون که به حرف‌هایم گوش کردید.

مرزبان خبری: مسافر علی اصغر 

عکاس: مسافر مجتبی ل۱۶

صوت: مسافر رضا ل۳

تنظیم و ارسال: مسافر امیر ل۱

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .