چهاردهمین جلسه از دور سوم از سری کارگاه های آموزشی نمایندگی فیروزآباد فارس، با استادی راهنما مسافر بهنام، نگهبانی مسافر غلامرضا و دبیری مسافر مهرداد با دستور جلسه « خانواده » در روز سه شنبه مورخه ۱۴۰۴٫۱۰٫۳۰ راس ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
بعد از مدتی یواش یواش داریم به روال عادی خودمان برمی گردیم و این جای شکر دارد. ما در کنگره میدانیم که کنگره یک صراط مستقیم هست و هیچ گونه خللی در مسیر کنگره ایجاد نخواهد شد و به هدف خودش که درمان اعتیاد هست ادامه خواهد داد. دستور جلسه « خانواده » هستش. خانواده کوچکترین واحد اجتماعی در جامعه و موثرترین هست که تمام اجتماعات و بنیادها از خانواده نشات میگیرد. یک درخت را در نظر بگیرید که از قسمت های مختلف تشکیل شده است؛ از ریشه، تنه، ساقه، برگ و میوه. مهم ترین قسمت این درخت، ریشه درخت است و کار ریشه درخت چیست؟ این است که املاح معدنی را از خاک میگیرد و به قسمت های مختلف این درخت میرساند و از طوفانها و بادهایی که درخت را تهدید می کند محافظت میکند. ریشه خانواده پدر و مادر است و پدر موثرتر هست! پدر خانواده در کنار همسرش نیازهای مادی خانواده را فراهم میکند تا روند زندگی ادامه داشته باشد ولی نیازهای عاطفی خانواده هم باید فراهم بشود. همین درخت که من مثال زدم و الگو قرار دادم پدر میتواند بنیان خانواده رو تحکیم ببخشد. در خانوادهای که پدر مصرف کننده هست که من خودم مصرف کننده بودم من تا حدودی میتوانستم نیازهای مادی خانواده را برطرف کنم فراهم ولی نیازهای عاطفی چی؟ من که با خودم در جنگ بودم اصلا نمیتوانستم و خیلی زور میزدم ولی تبدیل میشد به جنگ و جدال!! من که یخ زدهام، منجمد شدهام از لحاظ عاطفی هیچ تاثیری روی خانوادهام نمیتوانم بگذارم!! الان خدا را شکر من به درمان رسیدهام و دارم به تعادل میرسم و خدمتگزار کنگره هستم و در کنگره یاد گرفتم که بنیاد خانواده رو تحکیم ببخشم. من عضو کنگره هستم و نباید همه انرژیم را بگذارم در کنگره!! این اشتباه است یا اینه که من آقا اینجا درمان شدم و یک سری آموزشها را در حد ابتدایی یاد گرفتم حالا کنگره را رها کنم برم بچسبم به خانواده!! هیچ کدام از گزینهها درست نیست چون من باید این تعادل را بین خدمت و خانواده برقرار کنم تا هر دو در کنار هم رشد کنند. من آمدم در کنگره درمان شدم اما اتفاقی که برای خانواده من افتاده، یعنی فشاری که همسر من چندین سال تحمل کرده و یک آدم عصبی شده و انواع قرصهای اعصاب و روان و خواب آور مصرف میکند الان من باید چیکار کنم؟ من باید اول از خودم بگذرم از خواسته هایی که خودم دارم بگذرم یعنی بیشتر به همسر و فرزندان توجه کنم همسرم را با کنگره آشنا کنم. من میتوانم با کاشتن محبت واقعی در خانواده این اختلاف فازی که بین من و خانواده من ایجاد شده را یواش یواش درست کنم چون آن احساساتی که من باید نسبت به خانواده داشته باشم را نداشتم. من باید سعی کنم آرامش و تعادل را در خانوادهام برقرار کنم. انشاءالله که همه ما برای تحکیم خانوادمان قدم موثری برداریم.
ممنون از اینکه به صحبتهای من گوش دادید.
خلاصه و تایپ: مسافر یوسف ( لژیون اول )
ویرایش: مسافر علی ( راهنما )
ارسال: مسافر بهرام ( خدمتگزار سایت )
- تعداد بازدید از این مطلب :
28